دوستی و دوست یابی

دوستی های افراطی ( علاقه شدید به دوست هم جنس )

بدون تردید انسان دارای یک سلسله نیازهای مادی و غیرمادی است و رشد و کمال او نیز

در گرو ارضای صحیح و به موقع این نیازهاست. یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای

عاطفی است. عواطف انسان از بدو تولد تا پایان عمر باید ارضا شود و الا دچار مشکل می

شود. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز

عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های

مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود.

در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و

نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود. در

این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و

پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده

و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از

طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به

این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین

نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین

شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در

او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز

نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و... می

شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتند.

گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی

همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.

مقدمه این دوستی ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات

اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان

او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه

در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود

دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که

اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.

لازم به ذکر است جوانانی که از روحیه عاطفی بیشتری برخوردارند و اجتماعی تر و

خونگرم هستند تحت تأثیر احساسات و عواطف دیگران بیشتر واقع می شوند.

علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان،

مزاحمت با حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان

نگردد اشکالى ندارد، بلکه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد

بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه‏روى است و

زیاده‏روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات ذکر شده خواهد گشت، در نتیجه اگر

بخواهید در این مسأله در حد اعتدال رفتار نمایید درباره مشکلات آن فکر کنید و سعى

کنید خود را قانع کنید که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شماست.

علاوه بر این که افراط در این گونه دوستى‏ها گاهى اثر عکس مى‏گذارد و روابط دوست با

انسان به جاى گرمى به سردى مى‏گراید. زیرا افراط موجب به وجود آمدن توقع زیاد

مى‏گردد و ممکن است یک طرف نتواند پاسخگوی این توقعات باشد.

همچنین تذکر این نکته ضروری است که افراط در اینگونه وابستگی ها به زندگی آینده

آنها به صورت جدی آسیب می رساند زیرا با هزینه کردن عواطف بیش از حد معمول با

دوستان، باعث می شوند در آینده نتوانند روابط عاطفی و جنسی مطلوبی با همسر خود

داشته باشند زیرا هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است و همین طور که

توانایی جسمانی او محدود است انرژی های روانی او نیز محدود است بنابراین باید این

انرژی ها را به موقع، به تدریج و با احتیاط هزینه کرد.

یکی دیگر از آسیب های خطرناک وابستگی های افراطی، ضعیف شدن اراده و محدود شدن قدرت

انتخاب است زیرا افراد وابسته در تصمیم گیری های خود نیز به دیگران وابسته می شوند

و نمی توانند به موقع و به نحو صحیح تصمیم بگیرند.

پس در رابطه با مشکل دوستی افراطی توجه به چند نکته الزامى است:

1- دوست و دوست یابى از نیارهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است. اما آنچه

مهم است این که در این راستا همچون دیگرجنبه‏هاى زندگى رعایت اعتدال لازم وضرورى

است. به عبارت دیگر: علاقه به دوست احساسى پاک و لطیف است اما همواره باید عواطف با

تعقل همراه باشند. ولى به نظر مى‏رسد عقل و منطق این مقدار ابراز علاقه را تایید

نکند.

2- انسان در برابر هر یک از نعمت‏هاى الهى - از جمله دوست خوب - همواره باید بداند

که بالاخره روزى آن را از دست خواهد داد. بنابراین دل سپارى در برابر هر چیز باید

به گونه‏اى باشد که فقدانش موجب آزار انسان نگردد.

3- سعى کنید نسبت به دشوارى دورى از دوست خونسرد باشید. مسلما به تدریج رنج این

فراق کاهش خواهد یافت و عادى خواهد شد.

4- روابط اجتماعى خود را افزایش دهید تا عمل جانشینى به طور عادى انجام گیرد.

5- با سوق دادن خود به مسایل معنوی می توانید از این گذر گاه به راحتی عبور کنید.

6- می توانید به صورت تدریجی از دوست خود جدا شوید این کار را می تواند با محدود

کردن روابط، کم کردن ملاقات های یکدیگر و در نهایت ترک رابطه انجام دهد.

7- در صورت ترک دوستی، از امور و یا نشانه هایی که او را به یاد دوستش می اندازد

اجتناب کند.

8- نکته مهم در صورت ترک رابطه اینکه باید جدایی به صورت غیر ملموس وکاملا طبیعی

اتفاق بیفتد وعلت آن را حتی دوست او نفهمد.

9- بدانید دوستی های غیر متعادل که دربالا به آن اشاره شد انسان را ازهمه مسایل اعم

ازاجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و ... عقب می اندازد.

10- خداوند هر کس را به نحوی می آزماید و شاید آزمون شما تصمیم گیری درباره ی همین

مورد حساس باشد پس بدانید نمرات بالا در امتحان باعث آرامش وشادی همیشگی درون و

روان انسان خواهد شد.

11- افکار خود را کنترل کرده و اشتغالات ذهنی مفید برای خود فراهم کنید.

12. حالت شما تا حدودى از مظاهر تجرد در جوانى است و اقدام به مسأله ازدواج، رابطه

دوستی را به تعادل خواهد رساند.

 

تنهایی از سخت ترین مصائب انسان است. حتی در جایی که تنها هستیم با یاد دوستان، خوش

هستیم. البته فقط دوستی با اشخاص بزرگ و معروف، مفید نیست، بلکه دوستی اشخاص معمولی

هم می تواند مفید باشد.

جوانان نیز از این قاعده مستثنی نیستند، بلکه باید گفت بیش از دیگران به دوستی ها،

پایبندند. ولی بعضاً در این مورد به افراط کشیده می شوند. باید توجه داشت که این

نوع گرایشهای افراطی توأم با احساسات، در دختران جوان بیش از پسران، مشاهده می شود.

به لحاظ تأثیرات فرهنگی و اخلاقی این نوع دوستی ها، ضروری است که ابتدا عوامل مؤثر

در ایجاد چنین پدیده ای را شناخت و پس از آن در صدد یافتن راه حل مناسب بر آمد.

علل دوستی های افراطی

مهمترین علل بروز این علائق عبارتند از:

1. تجرد فرد کامل (بزرگتر): فردی که هدف علایق افراطی این گونه جوانان قرار می

گیرد، در غالب موارد مجرد است و به هر دلیل هنوز تشکیل خانواده نداده است. و از

لحاظ پاسخ به نیازهای غریزی و روانی در محدودیت خاصی قرار دارد و این امر به صورت

ویژگیهای رفتاری و زمینه های مساعد، بروز نموده و آنها را برای جذب جوانان، مستعد

می کند.

2. کمبود و خلأ عاطفی: زمانی که کمبود توجهات و احساسات مثبت از سوی خانواده یا

اطرافیان، احساس شد، جوان به سوی ارتباطهای افراطی کشیده می شود، البته این عامل

منحصر به جوان و کمبودهای او نمی شود، بلکه فرد کامل را نیز در بر می گیرد. چنانچه

شخص کامل نیز دارای تجارب عاطفی نامناسب و آزار دهنده ای باشد، به طور منطقی می

تواند عامل تشکیل محور دوستیهای افراطی قرار گیرد، حتی در مواردی تأثیر این عامل،

بیشتر از آثار کمبودهای عاطفی جوان است.

3. طبیعت دوران جوانی: ماهیت بلوغ و احساسات نیرومند و رؤیاهای دور و دراز، عامل

مؤثری در تکوین دوستی های افراطی است، عواطف، در آغاز بلوغ، غنی تر و سرشارتر از

دوره های دیگر زندگی، ظاهر می شود و در مرحله جوانی، فرد را مستعد می کند تا یکی از

نقش های دوگانه را در ارتباط با دیگری بر عهده گیرد. متأسفانه در این دوران، تعادل

موجود بین احساسات و اندیشه های منطقی جوان بر هم می خورد و کفه احساسات سنگینی می

کند و عقل را تحت تأثیر قرار می دهد.

4. محیط های شبانه روزی: وجود پانسیونها، دانشسراها، مراکز تربیت معلم و خوابگاههای

دانشجویی، زمینه های مساعدی برای تشکیل دوستیهای افراطی است. معمولاً این گونه

محیطها از یک سوی، متضمن قطع روابط و پیوندهای عاطفی فرد با خانواده اوست و از دیگر

سو، موجد ارتباط تنگاتنگ و خاصی میان جوانان و مربیان و سرپرستان و معلمان یا

دوستان آنهاست.

5. شخصیت زدگی: پاره ای از جوانان به لحاظ کبمودهای شخصیتی در خانواده، در وضع خاصی

قرار می گیرند، تحقیرها، سرزنشها و انتقادهای شدید و مداوم، هسته اصلی شخصیت آنها

را مورد تهدید و اضمحلال قرار می دهد، این امر، موجب می شود که جوانان در صدد یافتن

الگوهایی خارج از محیط خانواده بر آیند و در چنین موقعیتی، هر صفت و ویژگی خوب

شخصیتی می تواند آنان را مجذوب نموده و به این تعلقات دامن زند.

6. عشق به زیبایی: گرایش طبیعی انسان به زیباییها در دوره جوانی به صورت عشق به

زیبایی ظاهر می شود و به ویژه جوانانی که از طبایع حساس و ظریف برخوردارند، در معرض

تأثیرپذیری بیشتری قرار می گیرند و بعضاً آنچه را که در رؤیاهای خویش می پروراندند،

اینک در شخصیت معلم یا مربی خویش مشاهده می کنند.

7. توجه خاص به جوان: برخی از جوانان به دلایلی از قبیل زیبایی ظاهر، جذابیت، خوش

بیان بودن و یا وضعیت آراسته و در سطح خوب بودن، مورد توجه بیش از حد برخی دبیران و

یا دوستان قرار می گیرند و این امر، متقابلاً جوان را وا می دارد تا احساسات و

عواطف افراطی آنان را به گونه ای پاسخ دهد.

با دوستی های افراطی چگونه برخورد کنیم؟

برخی راهکارها و شیوه های پیشنهادی در این زمینه، عبارتند از:

1. تأمین و ارضای نیازهای روحی جوانان در حد متعادل، آنان را از دوستیهای افراطی،

بی نیاز می نماید.

2. تکریم منزلت و تجلیل شخصیت نسل جوان، آنها را از گرایش نامعقول و افراط گونه به

دیگران، باز می دارد.

3. تعادل در رفتار با نوجوانان و جوانان، آنان را به اتخاذ عکس العملهای منطقی و

طبیعی وا می دارد، رعایت این امر به ویژه از جانب دبیران، مشاوران و مربیان

دبیرستانها، بسیار ضروری می باشد.

4. جایگزینی یک رشته فعالیتهای ذوقی، هنری، فکری و عملی می تواند خلأ به وجود آمده

در زمینه های عاطفی و مناسبات انسانی جوانان را پر کند و زمینه ساز شخصیت سالم در

آنها شود.

5. ترغیب جوانان به ازدواج به موقع و با شرایط متناسب به گونه ای که روح سادگی و

صمیمیت بر آن حاکم بوده و از تشریفات بی مورد، جدا و برکنار باشد، گام دیگری در جهت

حل این مشکل محسوب می شود.

6. تقویت مبانی اخلاقی و دینی جوانان، تعیین کننده نحوه جهت گیری آنها در برخوردها

و ارتباطات انسانی است و این خود برخاسته از کیفیت تربیت دینی خانواده است و آشنا

نمودن نسل جوان، با محبت و جذبه الهی، مانع شکل گرفتن دوستیها و علایق افراطی است.

منبع: (15/10/1392 ) http://aydin88.blogfa.com/post/60

علی اکبر احمدلو ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱٥