اشتیاق

انتقاد از خود، یعنی دور شدن کامل از هدف.

انتقاد از خود، تنها بر شدت مسامحه و تنبلی می افزاید.نیروی ذهنی را باید صرف رها کردن الگوی کهنه و ایجاد الگوی تازه اندیشیدن کرد.

بگویید:  من مشتاقم که نیاز به بی ارزش بودن را رها کنم.من ارزش بهترین چیزهای زندگی را دارم و اکنون به طرزی دوست داشتنی همه آنها را خواهم پذیرفت.

چون چند روزی را صرف تکرار مدام و تأکید بر این جمله می کنم، اثر بیرونی الگوی مسامحه ام نیز خود به خود ناپدید می شود.

چون در درونم الگوی ارزشمند بودن را می آفرینم، دیگر نیاز ندارم که خیر و صلاحم را به تعویق بیندازم.

آیا می توانید دریابید چگونه باید جمله های بالا را برای بعضی از الگوهای منفی یا اثرات بیرونی زندگی خود به کار گیرید؟

بیایید وقت و نیرویمان را با کوچک کردن خود برای چیزی که اعتقادهای درونی معینی نمی گذارد از انجامش خودداری کنیم به هدر ندهیم.

اعتقادها را عوض کنید. 

نگرش شما، یا موضوعی که درباره اش صحبت می کنیم هر چه باشد فرقی نمی کند، زیرا تنها با اندیشه سر و کار داریم و اندیشه ها می توانند عوض شوند.

هنگامی که می خواهیم وضعی را عوض کنیم،باید بگوییم که:

من مشتاقم آن الگوی درونم را که این وضع را می آفریند عوض کنم.

هرگاه به بیماری یا مشکل خود می اندیشید،می توانید جمله بالا را بارها و بارها تکرار کنید.به محض گفتن این جمله،از طبقه قربانی بیرون می جهید.دیگر درمانده نیستید و اقتدار خود را تأیید می کنید.

چون می گویید:

من دارم می فهمم که خودم به وجودش آورده ام.اکنون اقتدارم را بازپس می گیرم.عقیده کهنه را رها می کنم و می گذارم پی کار خود برود.

    برگرفته از کتاب بسیار ارزشمند"شفای زندگی"نوشته خانم" لوییز هی"

علی اکبر احمدلو ; ٧:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٩/٢٥

افسردگی

ناامیدی و دست و پا زدن در مرداب افسردگی

 
معمولا هرکس در هر دوره از زندگی اش به دلایلی ممکن است دچار افسردگی کوتاه یا طولانی مدت شود. رهایی از افسردگی گاه طاقت فرسا و به مشاوران متخصص در این امور نیاز است، اما زمانی که دچار افسردگی شده ایم باید مراقب باشیم با افکار غلط به وضع بد خود دامن نزنیم. چراکه افسردگی با ناامیدی شروع می شود و آرام آرام روح انسان را به نابودی کشانده و فرد را از زندگی دلسرد می کند.
در واقع وقتی نسبت به شرایط به وجود آمده در زندگی مان احساس بدی داریم و افسرده هستیم، مدام آرزو می کنیم کاش هر چه سریع تر از این وضع خلاص شویم و روحیه مان خوب شود. این موضوع بسیار طبیعی و از ویژگی های انسان است، چرا که او دوست دارد هیچ موضوعی روزگارش را تیره و تار نکند، اما متاسفانه این تفکر و این گونه تلاش مان برای رهایی از اندوه، ممکن است نتیجه ای کاملا معکوس بدهد و ما را به وادی افسردگی عمیق تری بکشاند. مقاومت در برابر این شرایط موجب می شود بیش از هر لحظه دیگر روی مشکل خود متمرکز شویم و احساس مان بدتر شود، زیرا فکر کردن به وضع موجود لحظه ای رهایمان نمی کند و ما را آسوده نمی گذارد. حقیقت این است که هرگز نمی توان روی همه چیز تسلط داشت و آن را کنترل کرد. بویژه اگر موضوعی بشدت آزارمان داده باشد، وقتی سعی کنیم به زور خود را از افسردگی برهانیم بیشتر مضطرب شده، گرفتار احساسات بد و ناخواسته دیگری نیز می شویم. بنابراین گاهی اوقات بهترین روش این است که دست از کنترل اوضاع بردارید و مقاومت نکنید. تنها باید بپذیرید که مشکلات و ناراحتی های معمول زندگی زودگذر هستند و طی زمان برطرف می شوند و آن گاه رهایی از افسردگی آسان تر می شود.

بیزاری از احساس بد

در لحظات افسردگی معمولاافکاری مانند: "دارم دیوانه می شوم"، "این وضع هیچ وقت تمامی ندارد."، "چرا نمی توانم مثل بقیه از زندگی لذت ببرم." و "من خیلی بدبخت هستم" به سراغ مان می آید. ذهن مان شروع به افزودن احساسات منفی جدیدتری به احساسات بد قبلی می کند و بتدریج ترس از گرفتار ماندن در این افسردگی اوضاع را وخیم تر می کند. در واقع این ذهن فرد افسرده است که همه چیز را برایش مشکل و غیرقابل تحمل تر می کند. می توانید با یک آزمایش کوچک پی به صحت این موضوع ببرید. هر وقت موضوعی شما را ناراحت کرد، به آن بدون هیچ نوع دغدغه فکری نگاه کنید و هرگز آن را ارزیابی نکنید و اجازه دهید زمان آن را حل کند، سپس متوجه می شوید که آن موضوع ناراحت کننده چقدر راحت از کنارتان می گذرد و هرگز شما را به افسردگی نمی کشاند. با این روش دیگر بی جهت ذهن تان دچار آشوب و دلواپسی نمی شود. در حقیقت وقتی موضوعی بد با فرآیندهای ذهنی حمایت نشود بسرعت ضعیف می شود و دیگر توان افسرده کردن شما را ندارد. بنابراین با افکار منفی، موضوع ناراحت کننده را تغذیه و نیرومند نکنید تا زودتر به آرامش برسید.
مقایسه نکنید

"حیف، وقتی افسرده نبودم، همه چیز چقدر خوب بود."، "چه روزهای خوبی داشتم و اکنون چقدر بدبخت هستم. چرا نمی توانم به گذشته برگردم؟" بیشتر مردم هنگام غم و اندوه به این چیزها بسیار فکر می کنند، اما متوجه نیستند که این افکار نه تنها چیزی را تغییر نمی دهد بلکه بیشتر صدمه می زند و حال فرد را بدتر می کند. اگر می خواهید از شر افسردگی خلاص شوید دست از مقایسه زمان فعلی تان با روزهای خوش گذشته بردارید. فراموش کنید که در گذشته چه داشته و اکنون چه چیزی را از دست داده اید. آنچه پیش آمده، پیش آمده است. به جای فکر کردن به گذشته به زمان حالتان بیندیشید. این که اکنون چه دارید و چگونه می توانید با امکانات فعلی تان بحران را از سر بگذرانید مهم است. به این ترتیب قدرت تحمل تان را بالاببرید.
طرح سوال های بی فایده، ممنوع
بسیاری از مردم هنگام افسردگی از خودشان سوال های بی فایده می کنند. مانند: "چه وقت این شرایط بد تمام می شود؟"، "چرا من باید اینقدر گرفتار باشم؟" و "چه کار کردم که مستحق این شرایط هستم؟" معمولاپاسخ این نوع سوال ها تنها به فرد کمک می کند منبع تیری را که به قلبش فرورفته، پیدا کند و کاری بهتر از این صورت نمی دهد و البته در روزهای افسردگی دانستن این که بلااز کجا بر سرتان نازل شده، اصلااهمیتی ندارد. چیزی که اکنون مهم است این ​​که آن تیر را چگونه از قلب تان بیرون آورید. سوال هایی مانند "چرا من؟" وضع تان را بدتر می کند و مدام در مورد موضوعی که پیش تر اتفاق افتاده احساس بدتان را تازه نگه می دارد. روی کارهایی که در رهایی از افسردگی موثر است متمرکز شوید و با این سوال های بیهوده خود را عذاب ندهید.

ترس را کنار بگذارید
گاهی اوقات از موضوعات مختلف می ترسیم و اصلاهم عجیب نیست، زیرا طبیعت انسان به گونه ای است که در برابر مواردی که آنها را تهدید می داند، بترسد تا بتواند واکنش مناسب جنگ یا گریز از خود بروز دهد، اما متاسفانه افرادی که گرفتار افسردگی هستند، از بی اهمیت ترین موارد هم مثل حرف زدن با مردم دچار ترس می شوند. این نوع وحشت نیز افسردگی شان را شدیدتر می کند. باید بیاموزید که ترس های ما همیشه برخاسته از تهدید های واقعی نیست و گاهی اوقات مغلطه ای بسیار ساده است. در واقع ترس های غیرواقعی مانند زنگ خطر آتش است که درست کار نمی کند و همیشه بی موقع فعال می شود و باید فهمید هر بار که صدایش در می آید به معنای وجود آتش نیست. بنابراین بیاموزید به تمام هشدارهای درونی تان توجه نکنید و بگذارید هر قدر می خواهد زنگ بزند. حتی برای خاموش کردن آن تلاش​ نکنید، فقط صدایش را نادیده بگیرید. به عبارتی با جدی نگرفتن ترس های بی مورد، شانس رهایی از افسردگی تان را افزایش می دهید.


احساس شرمندگی را کنار بگذارید
معمولا افرادی که دچار افسردگی هستند احساس شرمندگی و خجالت وجودشان را پر می کند. آنها احساس می کنند وجودشان پر از عیب و ایراد است که گرفتار چنین شرایطی شده اند و دائم خود را سرزنش می کنند. این بی رحمی با خود موجب فرورفتن به افسردگی عمیق تری می شود. بنابراین سعی کنید هرگز خود را سرزنش نکنید و از خودتان خجالت نکشید، حتی اگر مقصر واقعی خودتان بودید. شما در هر حال برای رهایی از دام افسردگی به آرامش نیاز دارید.

اگر توانستید به موارد گفته شده بخوبی توجه کنید، اکنون آنقدر آرام شده اید که بتوانید به این موضوع که علت افسردگی تان چیست، بیندیشید. متاسفانه بیشتر خطایی که افراد مبتلابه افسردگی نشان می دهند این است که سعی نمی کنند دلیل افسردگی شان را شناسایی کنند و خود را همان طور درمانده رها می کنند. گاهی اوقات تنها یک احساس غیرواقعی نسبت به موضوعی شما را دچار افسردگی کرده است که با شناختن آن می توانید دوباره شادی را به خود برگردانید. فراموش نکنید بیشتر مواقع این خود ما هستیم که وجودمان را با تفکرهای نادرست غرق در اندوه می کنیم. عکس این موضوع نیز می تواند رخ دهد و می توانید شادی را از اعماق وجودتان بیابید و به خودتان کمک کنید. اگر دلایل افسردگی تان کاملاواقعی و اساسی است، به عزیزان تان اجازه دهید شما را کمک کنند یا از کمک مشاوران متخصص استفاده کنید. فراموش نکنید که باید هرچه سریع تر از دنیای افسردگی بیرون بیایید. باید دوباره یادآوری کرد که قرار گرفتن در حالت افسردگی می تواند ریشه هایی کاملاطبیعی داشته باشد، مانند زمانی که فرد از چیزی می ترسد و می خواهد فرار کند ​ یا تصور می کند همه چیز علیه اوست و خودش را بی پناه می بیند و از این دست موارد. تنها کاری که باید کرد توجه نکردن به این افکار منفی و شوم است و در عوض روی کارهایی که می تواند ما را از افسردگی برهاند باید متمرکز شد.

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۸/٢٠

بیماری های خطرناک و کشنده زنان

بیماری های خطرناک و کشنده زنان را بهتر بشناسیم 

بررسی‌ها نشان می‌دهد مهمترین دلایل مرگ‌و‌میر زنان، بیماری‌هایی چون امراض قلبی، سکته مغزی، سرطان، افسردگی و سرطان پوستی ملانوم و دیابت نوع 2 هستند. به اعتقاد پزشکان بسیاری از این مشکلات و بیماری‌ها در صورتی که اقدامات مناسبی برای مقابله با آنها انجام شود، قابل پیشگیری هستند. در ادامه در جریان 10 نمونه از شایعترین بیماری‌های خطرناک زنان، علائم و روش‌ پیشگیری از آنها قرار خواهید گرفت.
1. بیماری قلبی
بیماری‌های قلبی اصلی‌ترین عامل مرگ‌و‌میر در زنان و مردان هستند. در بسیاری از مطالعات تاکید شده که علائم این بیماری‌ها در زنان تنها درد قفسه سینه نیست و لازم است نشانه‌های دیگر همچون بروز درد در ناحیه فک و شانه‌ها، حالت تهوع و تنگی نفس نیز به عنوان علائم هشداردهنده این بیماری‌ها در نظر گرفته شوند. به گفته پزشکان، زنان می‌توانند با ایجاد تعادل و تناسب در الگوی زندگی‌شان که شامل انتخاب یک رژیم غذایی سالم و متعادل و انجام فعالیت ورزشی است، این بیماری‌ها را تا حد زیادی از خود دور نگه‌دارند.
2. سرطان سینه
سرطان سینه شایع‌ترین نوع این بیماری در زنان است. در سرطان سینه توده‌ها در بافت‌های سینه‌ها رشد می‌کنند و سلول‌های سرطانی به شکل توده درمی‌آیند. پزشکان در مورد علائم این بیماری تاکید دارند: وجود غده داخل یا نزدیک سینه یا در بازوها، بافت‌های سفت و محکم در این محدوده و یا تغییر در شکل و اندازه سینه از نشانه‌های مهم این سرطان هستند. متخصصان خاطر نشان می‌کنند که با کنترل وزن، مصرف پروتئین‌های گیاهی، ورزش کردن، عدم استعمال سیگار و در صورت باردار شدن تغذیه فرزندشان با شیرمادر می‌توان از بروز سرطان سینه جلوگیری کرد.
3. بیماری‌های خودایمنی
بیماری‌های خودایمنی گروهی از اختلالاتی هستند که در صورت ابتلا، سیستم ایمنی به بافت‌های بدن آسیب می‌زند و شایعترین آنها شامل بیماری ام.اس یا فلج اعصاب، دیابت نوع ۱ و لوپوس هستند. طبق بررسی‌های انجام شده حدود ۷۵ درصد بیماری‌های خودایمنی در زنان اتفاق می‌افتد. به گفته پزشکان، علائم این بیماری‌ها بسته به نوع آنها متفاوت است. با این حال پزشکان معتقدند که مصرف مقدار کافی از مواد مغذی و مکمل‌ها همچون ویتامین D، چربی‌های ضروری و پروبیوتیک‌ها می‌تواند از بروز این بیماری‌ها پیشگیری کند.
4. پوکی استخوان
این عارضه که در هر دو جنسیت مشاهده می‌شود از تراکم بافت استخوانی در بیماران می‌کاهد و البته بیشتر مبتلایان به آن را زنان تشکیل می‌دهند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که از میان هر دو زن بالای ۵۰ سال یک مورد شکستگی استخوان ناشی از این عارضه گزارش می‌شود. درد کمر، کوتاه شدن قد و شکسته شدن راحت استخوان از جمله علائم این بیماری هستند. به گفته پزشکان مصرف میزان کافی کلسیم، ویتامین D و ورزش کردن از مهمترین شیوه‌های پیشگیری از پوکی استخوان محسوب می‌شوند.
5. ملانوم
این بیماری نسبت به دیگر انواع سرطان پوست شدیدتر است زیرا ممکن است به دیگر اعضا و بافت‌های بدن گسترش یابد و موجب بیماری شدید و مرگ شود. اگرچه ملانوم می‌تواند در هر قسمت از بدن رشد کند اما اغلب در قسمت بالای کمر در مردان و زنان و همین‌طور روی پوست‌ پاها در زنان بروز می‌کند. از علائم این بیماری می‌توان به ضخیم شدن یا برجسته شدن خال و احساس خارش و حساسیت روی پوست اشاره کرد. برای پیشگیری از ابتلا به این نوع سرطان کشنده، پرهیز از تماس مستقیم و طولانی‌مدت با نور خورشید در اواسط روز که شدت تابش‌ها زیاد است و استفاده از کرم‌های ضدآفتاب توصیه می‌شود.
6. دیابت نوع ۲
دیابت بیماری است که ترشحات هورمون انسولین را دچار اختلال می‌کند. هرچند تمام افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ لزوما اضافه وزن ندارند اما به طور معمول چاقی و بی‌تحرکی اصلی‌ترین دلایل ابتلا به این بیماری هستند. تکرر ادرار، تشنگی بیش از حد، احساس خستگی، گرسنگی و مشکلات پوستی از جمله علائم هشداردهنده این بیماری هستند. پزشکان تاکید دارند که با کنترل وزن، ورزش روزانه، رژیم غذایی سالم و پرهیز از استعمال دخانیات می‌توان از ابتلا به آن پیشگیری کرد.
7. فشارخون
تنها روش آگاهی از مبتلا بودن به این بیماری، کنترل مرتب فشارخون است. همچنین در افرادی که سابقه ارثی ابتلا به فشارخون بالا وجود دارد، معاینات دائمی توصیه می‌شود. سردردهای شدید، خستگی، مشکلات بینایی، درد قفسه سینه و مشکل در تنفس از علائم این عارضه به حساب می‌آیند. پزشکان تاکید دارند که با کنترل و حفظ وزن متناسب، ورزش کردن، کاهش نمک مصرفی و کاهش استرس می‌توان از بروز فشارخون بالا پیشگیری کرد.
8. افسردگی
مبتلایان به این بیماری اغلب در تمرکز کردن، به خاطر سپردن جزئیات و تصمیم‌گیری دچار مشکل می‌شوند. همچنین خستگی، نداشتن انرژی کافی، بی‌خوابی، حساس بودن، افزایش اشتها یا کاهش آن از دیگر علائم این اختلال روانی به حساب می‌آیند.  روانپزشکان معتقدند که انتخاب یک رژیم غذایی سالم و مغذی، ورزش کردن و انجام فعالیت‌های آرامش‌بخش به پیشگیری از این بیماری کمک می‌کند.
9. آلزایمر
مشخصه اصلی این بیماری، تحلیل و ضعف توان ذهنی است که معمولا در دوران میانسالی و پیری اتفاق می‌افتد و موجب می‌شود فرد مبتلا فراموشکار شده یا احساس گیجی داشته باشد. با انجام فعالیت‌های جسمی و تحریک بدنی، داشتن رژیم غذایی سالم و مناسب، کنترل استرس در کارهای روزمره و خوابیدن به میزان کافی می‌توان تا حدودی از ابتلا به آلزایمر جلوگیری کرد.
10. تغییرات هورمونی
یائسگی مرحله‌ای طبیعی در زندگی زنان است که وقتی زمان آن فرا می‌رسد تغییرات هورمونی در تخمدان‌ها بروز کرده و به طور طبیعی عادت ماهیانه و متعاقب آن،‌ تخمک‌گذاری متوقف می‌شود. یائسگی معمولا در سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی بروز می‌کند و علائم آن شامل نامرتب شدن دوره‌های عادت ماهیانه، گُرگرفتگی، تعریق در شب و مشکل جدی در خواب هستند. از آنجا که یائسگی فرآیندی طبیعی در بدن زنان است قابل پیشگیری نیست اما می‌توان برای کاهش علائم آن اقداماتی را انجام داد از جمله کنترل فشارخون و معاینات دوره‌ای آن و تلاش برای نگه داشتن فشارخون در حد متعادل و سالم است. همچنین با خوردن مواد غذایی سالم و مناسب طبق توصیه پزشک متخصص و ورزش کردن به اندازه کافی می‌توان به تسکین علائم یائسگی کمک کرد.

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۸/٧

لقمان

روزی لقمان در کنار چشمه‌ای نشسته بود. مردی که از آنجا می‌گذشت. از لقمان پرسید: «چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو.»
آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است. دوباره سوال کرد: «مگر نشنیدی؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟»
لقمان گفت: «راه برو.»
آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد. زمانی که چند قدمی راه رفته بود، لقمان به بانگ بلند گفت: «ای مرد، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید.»
مرد گفت: «چرا اول نگفتی؟»
لقمان گفت: «چون راه رفتن تو را ندیده بودم، نمی‌دانستم تند می‌روی یا کند. حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده بعدی خواهی رسید.»

منبع اینترنتی: http://www.mgtsolution.com/olib

 

علی اکبر احمدلو ; ٥:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۸/٥

فکر و خیال

فکر و خیال‌هایی که مخصوصا خانم ها را رها نمی‌کند
 

همیشه دلیلی برای نارضایتی وجود دارد. چند کیلویی اضافه وزن؛ آمیخته شدن وظایف بی‌شمار کاری با مسئولیت‌های سنگین خانه؛ ترس از اتفاق‌هایی که گمان می‌کنیم هر لحظه رخ می‌دهند اما شاید هرگز برای‌مان پیش نیایند و... شما می‌توانید با این نارضایتی‌ها و احتمالات برای خودتان یک زندگی پراضطراب را بسازید و به جای لذت بردن از آنچه دارید برای از دست دادنش نگران باشید. از طرف دیگر شما می‌توانید همین حالا به این اضطراب‌ها و اما و اگر‌ها پایان داده و به زندگی‌تان آن طور که باید سر و سامان دهید. یک روز بیشتر بودن با این فکر و خیال‌ها، یک روز عادت بیشتر به آن‌ها خواهد بود؛ پس اگر می‌خواهید آسان‌تر کنارشان بگذرید توصیه‌هایی که در ادامه نوشته شده را جدی بگیرید و با فکر و خیال‌های‌تان مبارزه کنید.

 هیچ وقت وزنم کم نمی‌شود

در سال‌های اخیر کم‌کردن وزن برای بسیاری از آدم‌ها یک دغدغه جدی شده است. اغلب ما مدام به این فکر می‌کنیم که چطور می‌توانیم وزن کم کنیم و مدام حسرت روزهایی را می‌خوریم که در فلان وزن بوده‌ایم اما حقیقت این است که چه وزن کم کنیم و چه نه، باز هم این نگرانی در ما باقی می‌ماند و حسرت‌های‌مان از بین نمی‌رود. یکی از نگرانی‌هایی که در همین لحظه باید برای خلاص شدن از آن تلاش کنید همین بالا رفتن و پایین آمدن وزن‌تان است. ایده‌آل‌گرایی را کنار بگذارید و هدفی را درنظر بگیرید که امکان رسیدن به آن را دارید. سعی کنید از این هدف راضی باشید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. حتی اگر شما 50 کیلو نشوید مهم نیست، شما باید تا حدی وزن کم کنید که در توان‌تان است و سعی کنید با این موضوع جوری کنار بیایید که ظاهرتان هم برای‌تان دلپذیر باشد.

 شوهرم به من خیانت می‌کند

برای برخی زن‌ها ترس از مورد خیانت قرار گرفتن، حسی است که تمام عمر با آن زندگی می‌کنند. آن‌ها سال‌ها نقش یک شرلوک هلمز را بازی می‌کنند تا بفهمند آیا شوهرشان به آن‌ها خیانت می‌کند یا نه. زندگی با این حس آسان نیست؛ نه برای آن‌ها و نه برای مردی که مدام مورد بازجویی قرار می‌گیرد. این دسته از زن‌ها سال‌های طولانی زندگی‌شان را با تصور این خیانت احتمالی ویران می‌کنند و بعد از مشاهده‌اش هم با بخشش از کنارش می‌گذرند. اگر شما در این گروه هستید، بهتر است کمی بیشتر به تاثیر صداقت و آرامش در زندگی‌تان توجه کنید تا این‌که به‌دنبال فاجعه‌ای بگردید که قدرت بخشیدنش را دارید. شما تمام سال‌هایی که می‌توانید خوشبخت و آرام در کنار همسرتان زندگی کنید را با ترس از مورد خیانت قرار گرفتن به باد می‌دهید. قدر این روزها را بدانید و قبل از وقوع فاجعه به فکر حل کردنش نباشید. تنها کاری که برای مصون ماندن از خیانت می‌توانید انجام دهید، ساختن یک زندگی آرام، بی‌تنش و صادقانه است.

 پیر شده‌ام اما هنوز بچه‌ای ندارم

ترس از این‌که روزی از نداشتن فرزند پشیمان شوید، دلیل خوبی برای بچه‌دار شدن نیست. درست است که با آمدن فرزند شما و همسرتان از دل و جان به او علاقه‌مند می‌شوید و احساس می‌کنید که بدون او نمی‌توانید زندگی کنید اما تنها به این بهانه که ممکن است روزی از این تنهایی‌تان پشیمان شوید یا این‌که با به دنیا آمدنش به او علاقه‌مند خواهید شد، نمی‌توانید تصمیم به بچه‌دار شدن بگیرید. نباید در این مورد زیاد هم سخت‌گیر باشید اما قبل از هر تصمیمی باید به توانایی‌ها و محدودیت‌های‌تان فکر کنید. مهم نیست که چند سال دارید و چند وقت است که ازدواج کرده‌اید؛ ترس از آینده را کنار بگذارید و ببینید که آیا میل و شرایط صاحب فرزند شدن را دارید یا خیر.

 سرطان همه‌گیر شده و به زودی سراغ من هم می‌آید

این موضوع تمام و کمال در کنترل شما نیست اما به این بهانه نمی‌توانید زندگی‌تان را با ترس از مریضی احتمالی تیره کنید. شما نمی‌توانید ژن‌ها و شرایط خاصی که در محل زندگی‌تان وجود دارد را کنترل کنید اما می‌توانید با مصرف غذاهای سالم و دوری از فاکتورهایی مثل مصرف سیگار کمی از این موضوع فاصله بگیرید. هرگز اتفاقی که در نزدیکی‌تان می‌افتد را به زندگی خود وارد نکنید و فکر نکنید که شما درست در همان لحظه در معرض آسیب هستید بلکه با حفظ آرامش زندگی‌تان به‌دنبال سبک زندگی‌ باشید که شما را در برابر این اتفاقات ایمن‌تر می‌کند.

 با افزایش سن،‌ مغزم را از دست خواهم داد

ترس از کند شدن ذهن، آمدن آلزایمر و کند شدن یادگیری هم از دیگر ترس‌های شایع و البته بیهوده است. خب... طبیعی است که با بالا رفتن سن شما پویایی جوانی‌تان را نخواهید داشت، اما هنوز هم راه‌هایی برای کند کردن این روند وجود دارد. حتما شما هم فکر می‌کنید که حل کردن پازل‌ها و جدول می‌تواند شما را نجات دهد و ممکن است به طرز وسواس گونه‌ای پازل و جدول را بدون این‌که از آن لذتی ببرید، به یک تکلیف روزانه تبدیل کنید. البته فکر شما کاملا بی‌اساس نیست و ممکن است تاثیراتی داشته باشد ولی ورزش کردن و یادگرفتن تمرینات تازه ورزشی قطعا تاثیر بیشتری روی شما خواهد گذاشت. مراقب جسم‌تان باشید و سعی کنید با کمک آن به جای نگرانی بی‌مورد مغزتان را هم سالم نگه دارید.

 در تمام زندگی حسرت خورده‌ام

یکی دیگر از نگرانی‌های میانسالی این است که من به 50 سالگی رسیدم و تمام این سال‌ها حسرت کارهایی را خورده‌ام که نکرده بودم. حسرت گذشته و کارهای انجام نشده را خوردن طبیعتا راحت‌تر از انجام آن است. در خیلی مواقع با وجود این‌که می‌دانیم در آینده حسرت این موضوع را می‌خوریم، باز هم از انجام دادنش طفره می‌رویم. شما می‌توانید زندگی‌تان را با افسوس‌های تمام نشدنی گذشته بگذرانید اما اگر می‌خواهید تمام لحظات زندگی‌تان رنگ و بوی خودش را داشته باشد، بهتر است بیشترین حد توان‌تان را برای به دست آوردن آنچه می‌خواهید انجام دهید و اگر هم به آن نرسیدید، به خاطر تمامی تلاش‌هایی که انجام داده‌اید به‌خودتان افتخار بکنید.

 بین کار و زندگی‌ام تعادلی ندارم

شما سال‌هاست که کار می‌کنید و سال‌ها از زندگی مشترک‌تان می‌گذرد اما هنوز نتوانسته‌اید تعادلی میان این دو برقرار کنید؟ بهتر است تا دیرتر از این نشده برای برقرار کردن این تعادل قدم بردارید. نخستین و مهم‌ترین کار این است که زندگی‌تان را با خود از در بیرون نبرید. اگر به خانه وارد می‌شوید، کار را پشت در بگذارید و اگر هم به اداره می‌روید، فکر کردن به بچه‌ها و کارهای خانه را پشت درهای اداره بگذارید. سعی کنید ذهن‌تان را همان جایی نگه دارید که جسم‌تان است. تنها در این شرایط است که می‌توانید بهترین همسر و مادر در خانه‌ خود و موفق‌ترین کارمند در محیط کارتان باشید. این کار به‌همین سادگی‌ها هم اتفاق نخواهد افتاد اما دلسرد نشوید و سعی کنید کمی برای هماهنگ‌کردن خود با این شرایط وقت بگذارید.

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٧/٢۸

خواسته های خوب زنان از همسران

خواسته های دهگانه زنان از شوهران خود
 


این دستورها مختص به زوج خاصی نیست ؛ اینها ده چیزی است که تعداد بسیار زیادی از همسران از شوهرانشان می خواهند. توجه کنید که اینها خواسته های آنهاست نه نیاز زوحی شان. برای داشتن زندگی شاد خوب است این خواسته ها را بشناسیم:

انسان ۴ نیاز روحی اساسی دارد :

1. نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن
2. نیاز به تعلق داشتن
3. نیاز به داشتن تصور ذهنی خوب از خود
4. نیاز به آزادی

حال بر اساس این نیازها ببنید زنان از شوهران خود چه خواسته هایی دارند.

1. هر روز به او بگویید که دوستش دارید

هر کسی دوست دارد تایید شود و بداند که اطرافیان او را دوست دارند. بهترین راه برای تایید همسرتان که برایش بسیار مهم است این است که خیلی ساده هر روز به او بگویید دوستش دارید. گاهی دستانش را بفشارید و این جمله را زمانی که شما را بدرقه میکند بگویید.

2. او را درک کنید و ببخشید

روزهایی هست که همسرتان اشتباهاتی انجام دهد و یا کمتر به شما رسیدگی کند. همیشه به خاطر داشته باشید که هیچ کس کامل نیست. در این مواقع خواسته همسرتان این است که او را درک کنید و او خود را سزاوار بخشش شما می داند. بدانید که هیچ رابطه ای بدون بخشش دوام ندارد.

3. با همدیگر گفتگو کنید

نگذارید کار به جایی برسد که هیچ حرفی با همسرتان نداشته باشید درباره بچه ها کارتان و حتی آب و هوا با هم صحبت کنید. چرا که گفتگو نکردن اولین جرقه های یک رابطه سرد است.

4. وقتی برای همسر و فرزندانتان اختصاص دهید

این زمان به دست شما محقق می شود و باید کیفیت با هم بودن را بالا ببرید یعنی تمام طرح ها و برنامه های آن روز را به میل آنها هماهنگ کنید. فقط خالی کردن برنامه روزانه برای با هم بودن کافی نیست بلکه باید برای این زمان برنامه ریزی کنید و به خود ثابت کنید که برای عزیزترین های زندگی تان عشق و احترام قائلید.

5. بیشتر بگویید بله به جای نه

عادت به منفی نگری و مخالفت شما را از عزیزانتان دور میکند. سعی کنید در برابر بعضی خواسته ها نه نگویید. با گفتن همین کلمه ساده "بله" همسرتان را متعجب و خوشحال کنید.

6. خوب گوش دهید

همسرتان را با این مهارت میتوانید عاشق تر کنید. همسر شما فقط گوش های شما را برای شنیدن نمیخواهد بلکه باید با قلبتان به او گوش دهید و او را بفهمید.

7. مهربانی کنید

چقدر در طول روز به همسرتان میگویید لطفا یا متشکرم یا او را میبوسید؟! متاسفانه بعضی از زوجین فراموش میکنند با هم مهربان باشند و این کلید موفقیت را در زندگی از دست میدهند.

8. بعضی از وظایف خانه و کودک را با هم تقسیم کنید

یکی از مهمترین دعواهای زناشویی بر سر همین مساله جزئی است. خرده کاری های خانه و بچه ها تنها مسائل همسرتان نیستند چه خوب است کمی غرور و سابقه خانودگی خود را کنار بگذارید و با این کار زندگی شیرین تری داشته باشید شاید اوایل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهید دید.

9. برای اوقات فراغت برنامه ریزی کنید

اگر همسر شما شاغل است ساعات بیکاری او و اگر همسرتان شاغل نیست خود به او مرخصی دهید. این روزها بگذارید او آزاد باشد و نگران بچه ها، شما، خانه و .. نباشد. بگذارید در این اوقات فراغت به خود و خواسته های شخصی اش برسد.

10. مراقب سلامت روحی و جسمی خود و خانواده باشید

بسیاری از مردان مراقب سلامتی خود نیستند و این برای همسرانشان مشکل به وجود می آورد و این افراد به سلامتی طرف مقابل هم اهمیت نمیدهند ولی به خاطر داشته باشد همسرتان نمیتواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و او خود نیاز به توجه دارد ؛ پس به سلامتی خود و او اهمیت دهید.

 

علی اکبر احمدلو ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٧/٢٠

تکنیک مثبت اندیشی

ماهنامه دلتای مثبت   www.deltamosbat.com

 ۱۰۰تکنیک ساده مثبت اندیشی

اززندگی خسته شده‌اید؟ دیگر زندگی به کامتان نیست! نگران نباشید چون عده‌ی زیادی هم مثل شما هستند و با این مشکلات دست و پنجه نرم‌ می‌کنند. لذا برای آن حتماً راه حل هایی اندیشیده شده که با سر زدن به کتابفروشی های مختلف می توانیم تعداد زیادی از کتاب هایی که به این منظور تهیه شده اند را مطالعه کنیم.. اما لیست عناوین صدتایی زیر به بیان نکات بسیار ساده و جذاب در این زمینه می پردازد که شاید با اینکه همه ی ما آن ها را می دانیم، ولی ندانیم که می دانیم! با هم این لیست را مرور می کنیم :   ۱- اشتباهاتتان را بپذیرید  ۲-از اشتباهات اطرافیان و دوستانتان بگذرید و چشم پوشی کنید  ۳-برای خودتان سرگرمی جدیدی انتخاب کنید ۴- منظم باشید و نظم خاص و مورد قبول خود را اجرا کنید ۵- دوستان جدیدی پیدا کنید ۶- کار جدیدی پیدا کنید ۷- رژیم غذاییتان را تغییر دهید ۸ - احساساتتان را روی کاغذ پیاده کنید. به عبارت دیگر برای خودتان یک دفترچه ی خاطرات تهیه کنید ۹ - جملات صبحگاهی خاص خود را پیدا کنید! (هر روز صبح یک جمله ی مثبت را بیان کنید) ۱۰- -به مسافرت بروید ۱۱- ریسک پذیر باشید (خطر پذیری باعث افزایش نشاط در زندگی می شود) ۱۲- فعالیت اقتصادی خود را بنا کنید (بیکار نمانید و شروع کنید ) به دنبال کار بگردید و اگر هم نشد خودتان کاری را راه بیاندازید) ۱۳-زبان جدیدی یاد بگیرید (یاد گرفتن زبان شما را با دنیایی جدیدتر آشنا می کند) ۱۴- دلیلی برای پذیرفتن نظرات دیگران بیابید ۱۵- دکوراسیون محل کارتان را تغییر دهید ۱۶- به خودتان پاداش بدهید ۱۷- -صبح ها زودتر از خواب بیدار شوید ۱۸- قدرت تمرکزتان را افزایش دهید (برای این کار می توانید از تکنیک های مختلفی که وجود دارد استفاده کنید) ۱۹- یک وبلاگ برای خودتان دست و پا کنید! ۲۰- یک کتابچه ی الکترونیکی بنویسید و در اینترنت منتشر کنید ۲۱- تلاش کنید، ولی زیاد رویایی فکر نکنید ۲۲-کارشکنی و بی قانونی را بگذارید کنار ۲۳- -دلیلی برای دوست داشتن خودتان پیدا کنید! ۲۴-چیزهای جدید را تجربه کنید ۲۵- از دعوا کردن برحذر باشید ۲۶-از تلف کردن انرژی تان جلوگیری کنید ۲۷- یادبگیرید که چشم پوشی کنید ۲۸- قدردان زحمات دیگران در قبال خودتان باشید ۲۹- ول کن قضیه نباشید! ۳۰-خانه تان را تمیز کنید ۳۱-فعالیت های روزانه تان را بنویسید ۳۲- -نظرات منفی که در مورد خودتان دارید را حل کنید ۳۳- مهارت های جدیدی را یاد بگیرید ۳۴-به مانند پولتان که همیشه حسابش دستتان است، حساب زمانتان را هم داشته باشید ۳۵- -ورزش کنید ۳۶- مثل والدین باشید! ۳۷- دیوارهایی را که اطراف خودتان ساخته اید نابود کنید ۳۸- چیزهایی که باعث ناراحتی تان می شود را از خود و خانه تان دور کنید ۳۹- هفته ای یک کتاب بخوانید ۴۰- در دوره های یک ماهه خود را مجبور به کاری کنید ۴۱- -به دوستان قدیمی تان زنگ بزنید و جویای احوالشان شوید ۴۲- پیگیر اتفاقات باشید ۴۳- بازی کنید! (بعضی وقت ها مثل بچه ها رفتار کردن و با آنها بازی کردن باعث افزایش روحیه تان می شود) ۴۴ -کسانی که به شما بدی کرده اند را ببخشید ۴۵- -بی خیال حل مشکلات سخت شوید! ۴۶- -با دشمنان قدیمی تان صلح کنید ۴۷- به یک دوست نزدیک قول بدهید و پابند به قولتان باشید ۴۸-اگر از کسی واقعاً بدتان می آید، با او قطع رابطه کنید! (به همین سادگی می توان جلوی بسیاری از ناراحتی ها را گرفت) ۴۹- چیزیکه برای مدتها می خواستید را برای خودتان بخرید! ۵۰-قضاوت کردن را کنار بگذارید ۵۱- طرز لباس پوشیدتان را عوض کنید ۵۲- حداقل روزی ده باز لبخند بزنید ۵۳- -بعضی از خاطرات گذشته را فراموش کنید ۵۴--یک درخت در باغچه تان بکارید ۵۵- به یک شهر دیگر بروید! ۵۶--دوستان تازه ای دست و پا کنید ۵۷ -زیاد پایبند نگاه کردن به تلویزیون نباشید ۵۸ -سرگرمی های غیرعادی ای برای خودتان دست و پا کنید ۵۹ -یکی را تصادفی انتخاب کرده و بغل کنید! ۶۰ -یک مهمانی غیرمترقبه برگزار کنید! ۶۱ -به پیاده روی بروید! ۶۲ -یک حیوان خانگی بخرید ۶۳ -یک نامه ی تشکر آمیز برای دوستانتان بنویسید ۶۴-روزانه تمرین مدیتیشن کنید ۶۵ -از جملات زیبا استفاده کنید ۶۶- نسبت به خودتان هم همین کار را بکنید ۶۷ -اگر در چیزی شک کردید، کاری که دلتان می گوید را انجام دهید ۶۸ -چه پیروز چه بازنده، اظهار نظر نکنید ۶۹ -از کسی تقلید نکنید ۷۰ -اهدافتان را بشناسید ۷۱ -به دیگران کمک کنید  ۷۲-اجتماعی باشید  ۷۳-زمانی را هم به تنهایی بگذرانید  ۷۴-بعضی چیزها را هم خودتان تعمیر کنید.  ۷۵-کارهای با ارزش انجام دهید  ۷۶-سعی کنید که عادت کنید قبل از انجام هر کاری کمی فکر کنید تا بعداً دچار پشیمانی نشوید  ۷۷-موارد مختلف زندگی تان را درجه بندی کنید.  ۷۸-درک کنید که دیگران از شما چه می خواهند  ۷۹-عادت های بدتان را ترک کنید  ۸۰-غرو لند کردن را ترک کنید  ۸۱-چیزی که ازش بدتان می آید را از خودتان دور کنید  ۸۲-سعی کنید هر روز بهتر از دیروز باشید  ۸۳-به حرفهای منتقدانتان گوش دهید  ۸۴-بدانید که زندگی خودش شکل نمی گیرد٬ بلکه براساس واکنش شما به مسائل مختلف زندگی شکل می گیرد. در موارد مختلف زندگی درست واکنش دهید!  ۸۵-بخنیدید  ۸۶-به سمت چیزی که علاقه دارید حرکت کنید  ۸۷-به احساساتتان اعتماد کنید  ۸۸-طوری زندگی کنید که انگار دارید تفریح می کنید  ۸۹-از زندکی تان یک داستان درست کنید. اتفاقات مختلف زندگی تان را ثبت کنید و براساس آنها برای خودتان داستان هایی بنویسید که شما در آن نقش اول را دارید و یک قهرمان هستید!  ۹۰-دنباله رو دیگران نباشید  ۹۱-به اعتقاداتتان توجه کنید  ۹۲-دروغ نگویید!  ۹۳-موقعیت های مختلف را در زندگی تان پیش بینی کنید. اینگونه عمل کردن در زندگی ساده تر خواهد بود  ۹۴-در امروز زندگی کنید  ۹۵-منتظر اتفاقات غیر منتظره باشید  ۹۶-لذت ببرید!  ۹۷-قوانین خاص خود را داشته باشید  ۹۸-حسادت نکنید.  ۹۹-عاشق باشید! نه فقط به دیگران که خودتان!  ۱۰۰- افسوس گذشته ها را نخورید!

 آدرس اینترنتی: http://www.deltamosbat.com/archive/1390_06_01/000478.php?q=save

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٧/۱۳

روزمره گی

فرار از روزمرگی با 11 راه ساده

مجموعه: برای زندگی بهتر

احساس می کنید همه چیز یکنواخت شده و دیگر مثل سابق خوشحال نیستید؟ شاید این بهترین زمان است تا در زندگی تان تغییراتی ایجاد کنید... اگر از روزمرگی خسته شده اید، خوشحال نیستید، انگیزه کافی برای زندگی ندارید و غم و اندوه شما را فرا گرفته وقتش رسیده که برای ایجاد تغییراتی در زندگی تان تلاش کنید.گاهی اوقات این حالت ها افسردگی های موقتی هستند که با تغییرات کوچکی در زندگی برطرف می شوند. بعضی وقت ها نداشتن هدف، زندگی شما را بیهوده می کند.

به هر حال اگر می خواهید شادی و نشاط زندگی تان را افزایش دهید، بهتر است به دنبال تغییراتی باشید که شما را خوشحال تر می کند. تغییر در رژیم غذایی، تغییر در سبک زندگی و حتی ثبت نام در باشگاه، خلق و خوی شما را بهتر می کند و طرز فکرتان را نسبت به زندگی تغییر می دهد. پس تهدید را تبدیل به فرصت کنید و از همین حس و حال امروزتان انگیزه بگیرد تا برنامه تازه ای را در پیش بگیرید و در مدت کوتاهی خوشی و شادمانی زندگی تان را افزایش دهید. اگر نمی دانید از کجا شروع کنید 11 راه زیر را امتحان کنید.
1- ایده های بزرگ داشته باشید اما آهسته شروع کنید
اولین مسئله این است: باید هدفی را در آینده مشخص کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما فراموش نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن است. شاید در ابتدا برای تغییرات هیجان زیادی داشته باشید اما کمی دست نگه دارید و ترمز بکشید. وقتی صحبت از تغییرات به میان می آید، بیشتر ما فکر می کنیم که باید گام های بزرگی برداریم و یک تغییر اساسی در زندگی مان ایجاد کنیم در صورتی که این طرز فکراشتباه است.
با این نوع طرز فکر خیلی زود انگیزه تان را از دست می دهید. به این فکر نباشید که همین حالا به نتیجه دلخواه تان برسید. بهترین کار این است که اهداف بزرگتان را به بخش های کوچکی تقسیم کنید که قابل دستیابی باشند. بدین ترتیب لقمه بزرگتر از دهان تان برنمی دارید و به رانندگی در جاده زندگی ادامه می دهی.
2- یک دوست همراه پیدا کنید
به طور حتم به شرایط فعلی تان عادت کرده اید و بیرون آمدن از این وضعیت دشوار به نظر می رسد. می دانیدکه قرار است به جای بهتری برسید اما گاهی اوقات شاید مردد شوید و این تردیدها شما را از ادامه مسیر باز دارد. در چنین شرایطی یک دوست خوب نعمت بزرگی است. فردی که به شما کمک کند مأیوس نشوید و به مسیرتان همچنان ادامه دهید.
برای ایجاد تغییرات مثبت حفظ انگیزه مهمترین کار است، پس شخصی را لازم دارید که سرشار از انرژی مثبت باشد و با حرف های امیدوارکننده و مثبت دلسردی را از زندگی تان بیرون کند. صحبت با افراد موفق و با تجربه هم کار دیگری است که می توانید دنبال کنید. خواندن کتاب و زندگینامه های افراد موفق هم می تواند دوست خوبی برایتان باشد.
3- آینده را مجسم کنید
در همین زمان که اهداف اصلی تان را مشخص می کنید، چشم اندازتان را فقط به آینده محدود نکنید. زمان حال را از دست ندهید و خوشی های لحظه های فعلی را فدای رویاهای آینده نکنید. بهترین کار این است که اهداف تان را روی کاغذ بنویسید. به طور دقیق مشخص کنید که در زندگی چه می خواهید، چه احساسی دارید و بعد از اینکه به اهداف تان رسیدید، زندگی تان چه تغییری می کند.
هر نکته ای راکه به ذهن تان می رسد روی برچسب های کوچکی بنویسید و جایی جلوی چشمتان قرار دهید. حتی می توانید تصویری از آینده دلخواه تان ترسیم کنید. در اینصورت هر روز به یاد می آورید که از زندگی چه می خواهید و قرار است به چه جایی برسید. وقتی تصویر خوبی از زندگی آینده تان داشته باشید و این تصویر را مدام مجسم کنید، به احتمال زیاد راحت تر به آن هدف می رسید.
4- موسیقی گوش کنید
صبح که از خواب بیدار می شوید موسیقی انرژی بخش گوش دهید. موسیقی فواید شگفت انگیزی برای زندگی شما به همراه دارد. به کمک موسیقی تمرکز ذهن شما افزایش می یابد و روحیه تان بهتر می شود. در نتیجه راه حل های مفید و تازه زودتر به ذهن تان می رسد.

موسیقی می تواند دنیای یکنواخت و کسل کننده شما را رنگی کند و شما را به تحرک وادارد. حتی هنگام پیاده روی هم موسیقی را از دست ندهید. وقتی در خانه مشغول انجام کارهای معمول هستید یک موسیقی آرامش بخش بگذارید.
5- مکمل های ویتامین D بخورید
این روزها درصد زیادی از مردم با کمبود ویتامین D روبرو هستند. کمبود این ویتامین با علائمی مانند افسردگی، خستگی، ضعف سیستم ایمنی، چاقی، کمردرد یا ریزش موها همراه می شود. اگر این نشانه ها در شما هم دیده می شود و در رژیم غذایی تان منابع ویتامین D کافی وجود ندارد و در معرض نور خورشید هم نیستید، به مکمل ها فکر کنید؛ در فصل زمستان که هوا ابری و بارانی است باید این مکمل ها را بیشتر مصرف کنید. با این وجود، قبل از مصرف مکمل ها توصیه می شود نظر پزشک را هم جویا شوید.

6- دفتر خاطرات داشته باشید
برای اینکه مراحل تغییرات تان را به خوبی دنبال کنید، یک دفتر خاطرات یا سررسید داشته باشید و وقایع مهم را داخل آن بنویسید. این کارچند مزیت دارد:
- نوشتن عواطف و احساسات درباره موضوع های مختلف به آرامش شما کمک می کند.
- وقتی اهداف تان را روی کاغذ می نویسید آنها را فراموش نمی کنید.
- نوشتن روزانه، انگیزه شما را برای تغییر زندگی بیشتر می کند و از این اهداف فاصله نمی گیرید.
- وقتی نوشته ها را مرور می کنید به نقاط ضعف و قوت خودتان پی می برید و در آینده کمتر اشتباه می کنید.
- البته درباره نوشتن یک تبصره هم وجود دارد. وقتی از موضوعی عصبانی هستید بهتر است عواطف و احساسات تان را روی کاغذ بنویسید اما این کاغذها را نگه ندارید. آنها را پاره کنید. این نوشته ها سبب می شودناراحتی ها را از یاد ببرید و احساسات بهتری داشته باشید.
7- به زندگی تان نمره بدهید
برای اینکه افکار منفی را از خودتان دور کنید، به انرژی های مثبت زیادی نیاز دارید. اول زندگی فعلی تان را ارزیابی کنید. ببینید بین نمره یک تا 10، چه نمره ای به آن می دهید؟ در مرحله بعد اهداف اصلی تان را روی کاغذ بیاورید. بعد به این فکر کنید که می خواهید در این هفته نمره زندگی شما چقدر افزایش داشته باشد. این عدد را هم گوشه کاغذ یادداشت کنید. یادتان باشد هدف خوبی است که بتوانید نمره 8 یا بالاتری را برایش درنظر بگیرید. در صورتی که این عدد خیلی پایین است، شاید عزت نفس پایینی دارید. بنابراین از همین امروز خودتان را همانطور که هستید، بپذیرید و وجودتان را دوست داشته باشید تا نمره زندگی تان بیشتر شود. کاستی هایتان را بشناسید و برای رفع شان تلاش کنید اما بدانید که با شما همراه هستند و باید در کنار آنها به رشد زندگی تان فکر کنید.
8- ویتامین C بیشتری مصرف کنید
شاید فکر کنیداین موضوع به تغییرات اساسی زندگی چه ربطی دارد؟ تغذیه خوب در تقویت وضعیت روحی و جسمی تاثیر زیادی دارد. ویتامین C یک منبع عالی برای بهبود وضعیت سلامت است. وقتی به تغذیه تان اهمیت می دهید، نسبت به خودتان احساس بهتری پیدا می کنید و برای مقابله با مشکلات آماده تر می شوید. ویتامین C بدن شما را مقابل عوامل بیماری زا مقاوم می کند، در نتیجه از بیماری ها دور می مانید.

9- از افراد منفی باف دوری کنید
نام افرادی را که انرژی منفی شان را به شما تزریق می کنند، یادداشت کنید؛ این افراد با افکار منفی شان شما را از اهداف تان دور می کنند. به طور حتم در خانه، محل کار، جمع دوستان و ... افرادی را می بینید که از در و دیوار طلبکارند ونسبت به آینده دیدگاه روشنی ندارند. فهرستی از آنها تهیه کرده و ارتباط تان را با این افراد به حداقل برسانید. در مقابل باید به دنبال کسانی باشید که از حرف ها و رفتارشان انرژی مثبت می گیرید.
10- خودتان منبع انرژی خودتان باشید
به طور حتم در اطراف تان افرادی هستندکه به شما انرژی مثبت می دهند. حتی ممکن است بعضی از فعالیت های روزانه هم برای شما انرژی بخش باشند. بنابراین باید تصمیم بگیرید که این فعالیت ها را افزایش دهید. فهرستی از این کارها را داشته باشید و برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی آنها را هر روز دنبال کنید:
- داشتن رژیم غذایی سالم    - ورزش روزانه   - سلامت عمومی     - اهداف شخصی
11- با خودتان قرار بگذارید
هدف گذاری به تنهایی کافی نیست. باید به قول و قراری که با خودتان می گذارید پایبند باشید. گاهی اوقات بعد از پنج تا شش روز اهدافی که با جدیت آنها را روی کاغذ نوشته بودید به سرعت فراموش می شوند، بنابراین برای خودتان جایزه های کوچکی تعریف کنید. وقتی اهداف بزرگ به اهداف کوچکتری تقسیم شوند، دستیابی به آنها ساده تر می شود. می توانید آنها را زودتر به دست بیاورید و برای رسیدن به اهداف بعدی آماده تر شوید. این جایزه می تواند یک ولخرجی کوچک برای خودتان باشد تا به این بهانه خوشحال و با انگیزه به حرکت تان ادامه دهید.

منبع : برترین ها

http://www.1doost.com/posts آدرس وب:

علی اکبر احمدلو ; ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٧/۸

چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی .....

چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی .....

 

ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت ، روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کف ش ، برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در را زدند. پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم. می گفت نون خوب خیلی مهمه ! من که بازنشسته ام، کاری ندارم ، هر وقت برای خودمون گرفتم برای شما هم می گیرم. در می زد و نون رو همون دم در می داد و می رفت. هیچ وقت هم بالا نمی اومد، هیچ وقت.

 دستم چرب بود، اصغر در را باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم را خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدمهاست که بیشتر آدمها دوستش دارند ، این البته زیاد شامل مادرم نمی شود . صدای اصغر از توی راه پله می اومد که به اصرار تعارف می کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می کرد بالا. برای یک لحظه خشکم زد. ما خانواده ی سرد و نچسبی هستیم. هم رو نمی بوسیم، بغل نمی کنیم، قربون صدقه هم نمیریم و از همه مهم تر سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم. خانواده ی اصغر اینجوری نبود، در می زدند ومیامدند تو،روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می زدند؛ قربون صدقه هم می رفتند و قبیله ای بودند. برای همین هم اصغر نمی فهمید که کاری که داشت می کرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می کرد، اصرار می کرد.

 آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدند. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نا مرتب بود؛ خسته بودم.تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم.. چیزهایی که الان وقتی فکرش را می کنم خنده دار به نظر میاد اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می رسید. . اصغر توی آشپزخونه اومد تا برای مهمان ها چای بریزد و اخم های درهم رفته ی من رو دید. پرسیدم برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم. گفتم ولی من این کتلت ها رو برای فردا هم درست می کردم. گفت حالا مگه چی شده؟ گفتم چیزی نیست، اما … در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم. پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟ تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم .تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودند .وقتی شام آماده شد پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم به بهانه ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردند و رفتند و این داستان فراموش شد و پانزده سال گذشت.

 چند روز پیش برای خودم کتلت درست می کردم که فکرش مثل برق ازسرم گذشت: نکنه وقتی با اصغر حرف می زدم پدرم صحبت های ما را شنیده بود؟ نکنه برای همین شام نخورد؟ از تصورش مهره های پشتم تیر می کشد و دردی مثل دشنه در دلم می نشیند. راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم؟ آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می دارم. یک قطره روغن می چکد توی ظرف و جلز محزونی می کند. واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت؟ حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می خورد:» من آدم زمختی هستم». زمختی یعنی ندانستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها .

 حالا دیگه چه اهمیتی داشت این سر دنیا وسط آشپزخانه ی خالی چنگال به دست کنار ماهیتابه ای که بوی کتلت می داد آه بکشم. آخ. لعنتی، چقدر دلم تنگ شده براشون؛ فقط… فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو می آمدند، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه.. میوه داشتیم یا نه …همه چیز کافی بود: من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک . پدرم راست می گفت. نون خوب خیلی مهمه . من این روزها هر قدر بخوام می تونم کتلت درست کنم، اما کسی زنگ این در را نخواهد زد، کسی که توی دستهاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی بود که بوی مهربونی می داد. اما دیگه چه اهمیتی دارد؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی اهمیتش را می فهمی. نون سنگک خشخاشی دو آتشه هم یکیشه.

از تهمینه میلانی

علی اکبر احمدلو ; ۸:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٥/۱٧

زخم زبان


باید خیلی مواظب زبان خود باشیم

زبان که عضوی کوچک در بدن انسان است، تیغ دو لبه ای است که می تواند با گفتن اذکار الهی و دلجویی از مردم صاحب خود را بهشتی کند و همچنین توان انجام بزرگترین گناهان را دارد و به تنهایی می تواند آدمی را به قعر جهنم بفرستد؛ قرآن کریم نیز به گناهکاران زبانی هشدار می دهد.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:

«وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ همزه»؛(1)
وای بر کسانی که مداوم ازدیگران بدگویی وعیب جویی می کنند.
آیت الله شاه آبادی (ره) نقل می کنند: در زمان قدیم حمام ها، عمومی و دارای خزینه بود، روزی مرحوم آیت الله محمد علی شاه آبادی به حمام رفته بودند و پس از شست و شوی خود، وارد خزینه شدند و بعد از آب کشیدن بدن، بیرون آمدند؛ هنگامی که می خواستند از سطح حمام بگذرند، احتیاط می کردند که آب های کثیف بر بدنشان نریزد.
سرهنگی که در حمام بود، چون احتیاط ایشان را دید، زبان به طعن و تمسخر گشود و به ایشان اهانت کرد.

آیت الله شاه آبادی از این تمسخر و زخم زبان او خیلی ناراحت شدند، اما ادب کردند و چیزی نگفتند و به راه خود ادامه دادند.

فردای آن روز مشغول تدریس بودند، صدای عده ای که جنازه ای را حمل می کردند، شنیدند، پرسیدند چه خبر شده؟ چه کسی فوت کرده؟ اطرافیان جواب دادند که آن سرهنگی که دیروز در حمام به شما اهانت کرد، وقتی از حمام بیرون آمد، سر زبانش تاول زد و درد آن هر لحظه بیشتر شد و معالجه ی دکترها هم هیچ سودی نبخشید و در کمتر از 24 ساعت، از دنیا رفت...
بعدها، هر وقت که آیت الله شاه آبادی از این قضیه یاد می کردند، متأثر و ناراحت می شدند و می فرمودند:
«ای کاش آن روز در حمام به او پرخاش کرده و ناراحتی خود را بروز می دادم تا گرفتار نشود.»(2)

جراحتی که ز تیغ زبان رسد به دلی    به هیچ ز مرهم راحت نکو نخواهد شد

پی نوشت ها:  1- سوره همزه، آیه 1    2- با اقتباس و ویراست از کتاب عارف کامل

 

علی اکبر احمدلو ; ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢٠

معرفی کتاب : روانشناسی خواندن و ترویج کتاب خوانی

کتابستان/ روانشناسی خواندن و ترویج کتاب خوانی ، دکتر اکرم‌ پدرام‌نیا، با مقدمه‌یِ شهرام اقبال‌زاده، انشارات نگاه، چاپ دوم 1388  چرا باید بخوانیم؟ 
چرا بسیاری از بچه‌ها به کتاب‌خوانی علاقه‌ای ندارند و از آن گریزانند؟ چرا افراد انگیزه‌ای برای خواندن کتاب ندارند و خواندن کتاب چه کمکی به بچه‌ها در سنین مختلف خواهد کرد؟ در عصر «جهانی شدن» که رسانه‌های شنیداری و دیداری جایگاه ویژه‌ای دارند و با فشار دکمه‌ای می‌توان به انبوهی از اطلاعات دست یافت، خواندن کتاب چه هدفی را دنبال می‌کند؟ در شرایطی که در سراسر جهان از جمله کشور ما، بچه ها دچار بحران هویت هستند، کتاب از نظر عاطفی، شناختی و شخصیتی چگونه می‌تواند هم لذت بیافریند، سرگرم کند و شناخت بدهد و هم هویت‌آفرینی کند؟ چگونه می‌توان بچه‌ها را به «خواندن» عادت داد؟ کتاب «روانشناسی خواندن و ترویج  کتابخوانی» که با بهره‌گیری از مطالعات علمی در دانشگاه‌‌‌های آمریکای شمالی، اروپا و استرالیا نگاشته شده‌است، سعی کرده‌است به این سوالات و ده‌ها سوال مرتبط دیگر پاسخ دهد. با تکوین مدرنیته و مکتوب شدن فرهنگ شفاهی، شاهد بودیم که بسیاری از لالایی‌ها، ترانه‌ها و قصه‌هایی که توسط پدر بزرگان و مادر بزرگان و نقالان و ... روایت می شد به صورت کتاب در دسترس عموم قرار گرفت. این میراث فرهنگی دیگر نه سینه به سینه بلکه توسط کالاهای فرهنگی مکتوب منتقل شد و به تدریج سنت شفاهی در عصر تجدد خواهی (مدرنیته) جای خود را به «حجیت متن» داد و  نویسندگان بر مسند سخنوران و نقالان و قصه گویان نشستند. علی‌رغم پیشرفت‌های فنی و تکنولوژیک اخیر و ورود رسانه‌های بی‌شماری چون رادیو، تلویزیون، ماهواره و به ویژه اینترنت به صحنه، هنوز کتاب و کتاب‌خوانی از ابعاد مختلف از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. هنوز کتاب‌ها اقتصادی‌ترین، انعطاف‌پذیرترین و مقاوم‌ترین وسیله انتقال اطلاعات با حداقل قیمت هستند و همچون اینترنت هیچ ترسی در مورد حذف یا از بین رفتن آن وجود ندارد. (مسئله‌ای که هنوز در مورد صفحات اینترنت وجود دارد) به طور کلی کتاب‌خوانی می‌تواند سه نیاز اساسی را در بچه‌ها برآورده کند:

1- نیاز عاطفی: با کتاب خوانی بچه‌ها می‌توانند به پرورش عواطف و احساسات خود به عنوان اولین نیاز روحی–روانی بشر بپردازند؛ نیازهایی چون دوست داشتن، دوست داشته شدن، شادی، نشاط،تحرک،کنترل عواطف.

2- نیاز شناختی: انسان برای سازگاری با محیط و همچنین تغییر آن نیاز به شناخت جهان پیرامون دارد که در مراحل بالاتر فلسفی انتزاعی این شناخت با مطالعه قابل دسترسی است.

 3- نیاز شخصیتی: یا مطالعه می‌توان به استقلال و هویت فردی، جامعه‌پذیری و تلاش برای تحقق آزادی فردی و حقوق شهروندی و مدتی که از ملزومات ایجاد یک جامعه دموکراتیک هستند دست یافت. مطالعه نه تنها موجب پرورش احساسات و عواطف انسان و همچنین شناخت بهتر دنیای پیرامون می‌گردد بلکه در گذار به جامعه‌ای دموکراتیک و مدنی نیز حائز اهمیت است. برای ایجاد یک جامعه‌یِ دموکراتیک همانقدر که وجود ساختاری دموکراتیک تعیین کننده است، اهمیت وجود شهروندانی دموکرات‌منش که فرهنگ تساهل، تسامح و تحمل عقاید دیگر را در درون خود نهادینه کرده باشند نیز احساس می‌شود. با ترویج فرهنگ مطالعه و هنجار گشتن آن از سنین ابتدایی امکان تحقق چنین جامعه ایده‌آلی سهل‌تر می‌نماید. شهروندان چنین جامعه‌ای هستند که با دوری گزیدن از «فرهنگِ بی چرا» در برخورد با مسائل گوناگون به سادگی تسلیم شرایط موجود نگشته و موقعیت‌های مختلف را به چالش می‌گیرند. اما چگونه می‌توان با عادت دادن و نهادینه کردن مطالعه در میان بچه‌ها و نوجوانان به تحقق این اهداف دست یافت؟ نگارنده کتاب معتقد است ایجاد عادت به مطالعه فقط از سنی که کودک خواندن و نوشتن را می‌آموزد شروع نمی‌شود بلکه این فرایندی است که از بدو تولد شروع شده و در مراحل سنی مختلف اشکال گوناگونی به خود می‌گیرد. برای عادت دادن بچه‌ها به مطالعه لازم است محیطی فراهم شود که کودک خود را در پیوند مستمر با مطالعه و نمودهای ظاهری آن ببیند. کودک باید ما را در حال مطالعه ببیند، در خانه قفسه کتاب وجود داشته باشد و کودک برخورد عینی با واقعیت مادی کتاب داشته باشد. کتاب‌ها را برای آن‌ها ورق بزنیم و به آن‌ها بیاموزیم که جهت نوشتن لغات به چه صورت است (راست به چپ)، داستان‌ها را با صدای بلند برای آن‌ها بخوانیم تا با زبان نوشتار آشنا شده و پیچیدگی‌ها و تفاوت‌های آن را با زبان گفتار را درک کند ، سعی شود از پرستاران تحصیل کرده استفاده شود، والدین به آواها و حرکات قالباً بی معنی کودکان توجه نشان دهند و سعی در سوق دادن آن‌ها به حرکات و آواهای معنادار کنند، داستان‌های مورد علاقه کودکان را برای آن‌ها بارها و بارها بخوانیم، در مورد قسمت‌هایی از داستان با او صحبت کنیم، نظر او را جویا شویم و با این کار کودک را وادار به اندیشیدن، فکر کردن و ابراز نظر منطقی کنیم. در برابر همه این تلاش‌ها برای عادت دادن کودکان به مطالعه، عکس العمل به این رفتارها را می توان در 5 دسته جای داد که به ما کمک می کند با تعیین دسته هر نوجوان نسبت به نوجوانان اعمال و رفتار خود در مورد عادت دادن آن‌ها به مطالعه بازنگری کنیم. این 5 دسته عبارتند از:

1- نوجوان مشتاق: نوجوانی که مطالعه را دوست دارد، از آن لذت می برد و اهل مطالعه است.

2- نوجوان خفته: کسی که مطالعه را دوست داشته و نسبت به آن نگرش مثبت دارد اما احساس می کند وقت مطالعه ندارد.

 3- نوجوان غیر مسئول: این نوجوان مطالعه را همچون درس خواندن عملی کسل کننده می داند.

 4- نوجوان بی انگیزه: کسی است که نسبت به مطالعه به طور جدی بی علاقه است، به کتاب خوانی نگرش منفی دارد و معتقد است:«من هرگز مطالعه را دوست نخواهم داشت»

 5- نوجوان بی مهارت: کسی است که نمی تواند بخواند و خواندن را هجی کردن و تشخیص کلمات می داند.

 اما چرا بعضی بچه‌ها به مطالعه بی‌علاقه اند؟ نگارنده مجموعه‌ای از عواملی را بیان می‌کند که موجب عدم گرایش نوجوانان به کتاب‌خوانی می‌شوند. نوجوانان خواندن را هم عرض تکالیف مدرسه عملی مسخره و بی‌ثمر به حساب می‌آورند، با خواندن عقاید دیگران به هیجان نمی‌آیند و دوست دارند تجربه بی واسطه‌ای از زندگی داشته باشند. نوجوانان بیش از حد مجذوب خود و مشکلاتشان هستند و این امر موجب عدم تمرکز در آنان می‌شود. «خواندن» در مقایسه با دیگر سرگرمی‌ها برای آن‌ها جذابیتی ندارد و در نظرشان خواندن متعلق به بزرگسالان بوده و عملی غیر‌اجتماعی و انزواگریانه است و دست آخر نوجوانانی که گرایشی به مطالعه ندارند اغلب در محیط خانوادگی با مطالعه بیگانه بوده و الگوی مناسبی در این زمینه ندارند. در پایان نویسنده ضمن بیان تفاوت‌های جنسیتی در زمینه کتاب خوانی، دختران را دارای گرایش بیشتری به کتاب خوانی دانسته و پیشنهاداتی را برای ایجاد انگیزه در نوجوانان به ویژه پسران برای میل به کتاب خوانی ارائه می‌دهد. کتاب «روانشناسی خواندن و ترویج کتاب‌خوانی» با مدیریت صحیح نهادهایی چون وزارت آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نهادها و سازمان‌های غیر دولتی فرهنگی و همچنین تبلیغ آن در انجمن‌های اولیا و مربیان می تواند به بسیاری از سوالات والدین و نوجوانان پاسخ دهد. آن‌چه در این کتاب به عنوان «مطالعه» مد نظر است، مطالعه به شکل «عام» و «کلی» بوده و در زمینه های تخصصی و اینکه مثلا عدم گرایش به مطالعه آثار ادبی یا تاریخی مدنظر باشد بررسی نشده است. پرداختن به هر زمینه تخصصی و مخاطبین آن‌ها و همچنین بیان علل گرایش یا عدم گرایش خوانندگان به این زمینه‌ها می‌تواند موضوع پژوهش‌های آتی باشد. همان گونه که «ماریو وارگاس یوسا» در کتاب «چرا ادبیات» (ترجمه عبدالله کوثری، لوح فکر، 1384) به لزوم خواندن آثار ادبی و تاثیرات مثبت آن در زندگی پرداخته‌است. این یادداشت را یا بیانی از این کتاب که بازگو کننده آثار مثبت مطالعه ادبی است به پایان می برم: «ادبیات، عشق و تمنا و رابطه جنسی را عرصه‌ای برای آفرینش هنر‌ی کرده‌است. در غیاب ادبیات اروتیسم وجود نمی‌داشت. عشق و لذت و سرخوشی بی‌مایه می‌شد و از ظرافت و ژرفا و از آن گرمی و شوری که حاصل خیال پردازی ادبی است بی‌بهره می‌ماند. به راستی گزافه نیست اگر بگوییم آن زوجی که آثار گارسیلا سو، پتراک، کونگورا، یا بودلر را خوانده‌اند، در قیاس با آدم‌های بی‌سواد که سریال‌های بی‌مایه‌یِ تلویزیونی آنها را بدل به موجوداتی ابله کرده، قدر لذت را بیشتر می‌دانند و بیشتر لذت می‌برند. در دنیای بی سواد و بی بهره از ادبیات، عشق و تمنا چیزی متفاوت با آنچه مایه‌یِ ارضای حیوانات می‌شود نخواهد بود و هرگز نمی‌تواند از حد ارضای غرایز بدوی فراتر برود.»

 علیرضا شیرازی

علی اکبر احمدلو ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٩

کتاب خوان ها

چرا کتاب‌خوان‌ها بهترین آدم‌هایی هستند که می‌توان عاشق‌شان شد؟

چندی پیش، مقاله‌ای در مجله تایم منتشر شد که نویسنده‌اش ادعا می‌کرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده می‌شود به‌زودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدم‌ها کمتر شده و این روزها دیگر آدم‌ها سرسری کتاب می‌خوانند و با وجود مطالب خلاصه شده اینترنتی تعداد خواننده‌های کتاب‌ها روز به روز تقلیل پیدا می‌کند.

نکته وحشتناک ماجرا این جاست که مطالعات ثابت کرده، کتاب‌خوان‌ها در قیاس با افراد عادی آدم‌های خوب‌تر و باهوش‌تری هستند و شاید تنها آدم‌هایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشق شدن را داشته باشند.

بر اساس مطالعاتی که روان‌شناسان در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام داده‌اند، کسانی که رمان می‌خوانند میان انسان‌ها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، می‌توانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.

آن‌ها می‌توانند بدون این که عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.

تعجبی هم ندارد که کتاب‌خوان‌ها آدم‌های بهتری باشند. کتاب خواندن تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است. یاد گرفتن این نکته که چه طور بدون این که خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.

کتاب‌خوان‌ها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدم‌ها دسترسی دارند. آن‌ها چیزهایی دیده‌اند که غیر کتاب‌خوان‌ها امکان ندارد از آن سر دربیاورند و مرگ انسان‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما هرگز آن‌ها را نمی‌شناسید.

آن‌ها یاد گرفته‌اند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیده‌اند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتاب‌خوان‌ها بسیار از سن‌شان عاقل‌ترند.

تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابت کرده که هر چه‌قدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آن‌ها قوی‌تر می‌شود و در نهایت باعث می‌شود این بچه‌ها واقعا عاقل‌تر شوند، با محیط‌شان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درک‌شان بالاتر برود.

تجربه‌های قهرمان‌های داستان‌ها تبدیل به تجربه‌های خود خواننده‌ها می‌شود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان می‌کشد، تبدیل به باری می‌شود که خواننده باید تحمل کند. خواننده‌های کتاب‌ها هزاران بار زندگی می‌کنند و از هر کدام از این تجربه‌ها چیزی یاد می‌گیرند.

اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلب‌تان را پر کند، می‌توانید این کتاب‌خوان‌ها را در کافی‌شاپ‌ها، پارک‌ها و متروها پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آن‌ها را به جا خواهید آورد.

کتاب‌خوان‌ها با شما حرف نمی‌زنند، با شما رابطه برقرار می‌کنند

آن‌ها در نامه‌ها یا مسج‌هایشان انگار برای‌تان شعر می‌نویسند. صرفا به سوالات‌تان جواب نمی‌دهند یا بیانیه صادر نمی‌کنند، بلکه با عمیق‌ترین فکرها و تئوری‌ها پاسخ شما را می‌دهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایده‌هایشان مسحور خواهند کرد.

تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشان داده، کتاب خواندن برای کودکان باعث می‌شود آن‌ها کلماتی را یاد بگیرند که هرگز در مدرسه به آن‌ها یاد نمی‌دهند.

به خودتان لطف کنید و با کسی قرار بگذارید که می‌داند چه‌طور از زبان‌اش استفاده کند.

آن‌ها فقط شما را نمی‌فهمند، درک‌تان می‌کنند

آدم‌ها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روح‌شان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ می‌کند و به بخش‌هایی از روح شما دسترسی پیدا می‌کند که هیچ‌کس دیگر قبلا کشف‌اش نکرده است.
بهترین کاری که خواندن داستان‌ها با آدم‌ها می‌کنند این است که کامل نبودن شخصیت‌ها باعث می‌شود ذهن شما سعی کند از ذهن دیگران سردربیاورد. این جور آدم‌ها توانایی همدلی پیدا می‌کنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعی می‌کنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آن‌ها نه‌تنها باهوش‌اند که عاقل هم هستند
باهوش بودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقل بودن آدم‌ها را تحریک می‌کند. همیشه مقاومت در برابر آدم‌هایی که می‌شود چیزی ازشان یاد گرفت کمی سخت است. عاشق یک آدم کتاب‌خوان شدن نه‌تنها کیفیت گفت‌وگو را بالا می‌برد، بلکه باعث می‌شود سطح گفت‌وگو بالا برود.
بر اساس تحقیقات، کتاب‌خوان‌ها به دلیل دایره وسیع واژگان‌شان و مهارت‌های حافظه، آدم‌های باهوش‌تری هستند. ذهن آن‌ها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمی‌خواند توانایی درک بالاتری دارد و راحت‌تر و به‌شکل موثرتری می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.
قرار و مدار گذاشتن با آدم اهل کتاب به قرار گذاشتن با هزاران نفر می‌ماند. انگار که تجربه‌ای را که او با خواندن زندگی همه این آدم‌ها به دست آورده در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.
اگر با کسی قرار بگذارید که کتاب می‌خواند، یعنی می‌توانید هزاران بار زندگی کنید.

منبع: www.nogaam.com/blog/1037/

علی اکبر احمدلو ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٤

فراموش نکن...

چهار چیز را هرگز فراموش نکن :


1- به همه نمی توانی کمک کنی.

 


2- همه چیز را نمی توانی عوض کنی.

 


3- همه تو را دوست نخواهند داشت.


4- همه را نمی توانی راضی نگه داری.

 

پس زندگی کن، آنگونه که صحیح هست.

 

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۳٠

فضیلت سوره دخان

دانستنیهای قرآن؛

برای زیادشدن سود و مال این سوره را بخوانید

در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: هر کس سوره دخان را در شب ها قرائت کند، خداوند گناهان گذشته اش را می آمرزد.

هر که 70 بار جهت مهمات سوره دخان را بخواند حاجتش روا گردد.

دخان؛ چهل و چهارمین سوره قرآن است که مکی و59آیه دارد.

در فضیلت سوره دخان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده: هر کس سوره دخان را در شب ها قرائت کند، خداوند گناهان گذشته اش را می آمرزد. 

در روایت دیگری آمده است: هر کس در شب جمعه سوره دخان را قرائت کند بخشیده خواهد شد.

همچنین از ایشان روایت شده که فرمودند: هر کس در شب یا روز جمعه سوره دخان را قرائت کند خداوند خانه ای در بهشت برای او بنا می کند. و کسی که در شب جمعه سوره دخان را قرائت می کند در حال صبح می کند که خداوند او را آمرزیده است و او را با حورالعین تزویج خواهد کرد. 

امام باقر علیه السلام فرمودند: هر کس سوره دخان را در نمازهای واجب و نافله های خود بخواند خداوند وی را در روز قیامت در زمره ایمنان برانگیزاند و در سایه عرش خود جای دهد و حسابش را آسان کند و نامه عملش را به دست راستش دهد.

 آثار و برکات سوره دخان 

1) سوره دخان جهت شکوه و هیبت نزد مردم

هر کس این سوره را بنویسد و با خود همراه داشته باشد در چشم مردم با هیبت باشد و هر کس آن را بشوید و از آن آب بنوشد از شر سخن چین در امان خواهد بود.

  2)سوره دخان جهت امان یافتن از شر جن

چون سوره دخان را بنویسی و بر طفل ببندی از شر جن و گزنده ها ایمن شود. 

 خاصیت سوره دخان،فضیلت سوره دخان

جهت زیاد شدن سود و مال سوره دخان را محل کسب خود قرار دهید

 3) سوره دخان برای برآورده شدن حاجت

از امام صادق علیه السلام نقل شده: هر که 70 بار جهت مهمات این سوره را بخواند حاجتش روا گردد و نیز هر که این سوره را بنویسد و با خود دارد خلایق او را دوست دارند. 

 4) سوره دخان جهت برطرف شدن درد سر

 اگر این سوره را بنویسند و آب آن را بر کسی که درد سر دارد بنوشانند خوب می شود...

 5) سوره دخان  جهت خلاصی از وسوسه های شیطانی

از پیامبر اکرم نقل شده است: اگر سوره دخان را بنویسد و به همراه داشته باشد از مکر و حیله های شیطان در امان است و اگر این نوشته را شب هنگام زیر سر خود بگذارد در خواب رویاهای شیرین و خوش می بیند و از اضطراب شبانه خلاص می شود... 

 6) سوره دخان جهت زیاد شدن سود و مال

اگر تاجر ها و کاسب ها نوشته این سوره را در محل کسب خود قرار دهند سود فراوان خواهند کرد و صاحب مال زیاد خواهند شد. 

منبع:  http://www.yjc.ir/fa/news/5204708/%    کد خبر: ۵۲۰۴۷۰۸ باشگاه خبرنگاران

علی اکبر احمدلو ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٩

کتاب بخوانید تا زنده بمانید

 

درست است، کتاب خواندن خوب است، سرگرم کننده است و کلاس دارد. چندین دلیل برای خواندن کتاب وجود دارد که همه هم بر روی آن تاکید دارند، اما در این مقاله دلایلی را بخوانید که پشتوانه‌ی علمی دارند.
۱-کتاب خواندن از شما انسان بهتری می‌سازد.
این جمله کلیشه‌ای و یا استعاری نیست. نه تنها یکی، بلکه دو تحقیق موازی کشف کرده‌اند که کتاب خواندن واقعا از ما انسان‌های بهتری می‌سازد؛ مهربان‌تر و نسبت به دیگران با درک‌تر. در سال ۲۰۱۳ دانشگاه اموری آمریکا مطالعه‌ای انجام داد که در آن مغز افراد بعد از مطالعه را با مغز افرادی که مطالعه نمی‌کنند را مقایسه کرد. محققان این دانشگاه با استفاده از اسکن مغز دریافتند که خواندن کتاب انسان را وادار به تصور محتوی آن و به گونه‌ای لمس کردنش می‌شود. می‌توان دلیل مشهور بودن کتاب‌های به عنوان مثال جین آستین و یا ارنست همینگوی را از این طریق توجیه کرد؛ خواننده مطالب و احساسات درون آنها را احساس می‌کند.
اما همه‌ی ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود! دیوید کومر کید و امانوئل کاستانو، روانشناسان مدرسه‌ی جدید تحقیقات اجتماعی نیویورک آمریکا، ثابت کرده‌اند که خواندن ادبیات تخیلی توانایی تشخیص و درک احساسات مردم را در افراد افزایش می‌دهد. مهارت بسیار مهمی در جهت دهی به روابط اجتماعی پیچیده!
۲-کتاب خواندن باعث کاهش استرس می‌شود.
دلیل اینکه اکثر بچه‌ها نمی‌خواهند کتاب بخوانند اجباری است که از طرف مدرسه و یا والدین روی آنهاست که باعث از بین رفتن تمام جذابیت مطالعه می‌شود، درست نیست؟ مطالعه باید آرامش بخش و هیجان‌انگیز باشد، که مطلبی است که دکتر دیوید لوئیس، یکی از پیشگامان علوم اعصاب دریافته است. دکتر لوئیس گزارش داده است که کتاب خواندن تا ۶۸ درصد سطح استرس را کاهش داده باعث کاهش قابل توجه تپش قلب می‌شود. در مقایسه می‌توان گفت که قدم زدن بیرون از خانه سطح استرس را تا ۴۲ درصد کاهش می‌دهد.
دلیل این امر غوطه‌ور شدن در دنیای دیگر (دنیای خیالی) است که سطوح استرس را کاهش می‌دهد و حتی تا مدتی بعد از پایان مطالعه باعث احساس آرامش می‌شود. مطالعات دریافته‌اند که روزی ۶ دقیق مطالعه برای کاهش بسزای استرس کافی است.
۳-کتاب خواندن باعث افزایش هوش می‌شود.
این که اصلا مسئله‌ی پیچیده‌ای نیست: جدا کتاب خواندن باعث افزایش هوش می‌شود. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ انجام شد نشان داد که کودکانی که تفریحی مطالعه می‌کنند، نسبت به همکلاسی‌های‌شان در مدرسه عملکرد بهتری دارند. طبق مطالعه‌ای که توسط محققان انستیتوی مطالعات (IOE) انجام شد، این تفاوت در کودکان بین ۱۰ تا ۱۶ سال چشمگیرتر بود.
شاید در کمال تعجب، تفریحی کتاب خواندن کودکان از سطح تحصیلات والدین در توسعه‌ی شناخت آن‌ها موثرتر است. اما جالب‌تر این است که مطالعه نه تنها به تقویت هجی کردن و ادبیات کودکان بلکه در موضوعاتی مانند ریاضی نیز به آنها کمک می‌کند. طبق نظر محققان، توانایی یادگیری و پردازش اطلاعات بسیار مهم است و دقیقا به همین دلیل است که مطالعه بسیار کمک می‌کند.
۴-کتاب خواندن به روابط فردی کمک می‌کند.
چندان مدرک خلاصه شده‌ای از تحقیقات صورت گرفته در تایید این قضیه موجود نیست، اما به نظر می‌رسد بسیاری از دانشمندانی که بر روی این قضیه کار می‌کنند، اتفاق نظر دارند. به خصوص روان درمانگرانی مانند کن پیج می گویند که مطالعه‌ی یک کتاب (یا کتب مشابه) بین زن و شوهر و بحث کردن در مورد آن با یکدیگر معجزه می‌کند.
یک کتاب درمانگر در مدرسه‌ی زندگی لندن عقیده دارد که یکی از لذات با هم مطالعه کردن این است که به جنبه‌های جدیدی از یکدیگر پی می‌برید و یا اینکه دوباره احساس نزدیکی روزهای اول ازدواج را نسبت بهم خواهید یافت. مطالعه کردن تنها به رابطه‌ی فعلی کمک نمی‌کند، بلکه در یافتن روابط جدید نیز بسیار موثر است.
۵-کتاب خواندن شما را سخنران بهتری می‌کند.
این موضوع نیز اصلا پیچیده نیست: مطالعه به کسب دایره‌ی لغات بهتر وغنی‌‌تر کمک می‌کند. با این که این امر بسیار واضح است، اما محققان کانادایی نیز آن را از نظر علمی ثابت نموده‌اند.
۶-کتاب خواندن از آلزایمر جلوگیری می‌کند.
داشتن زندگی فعال (از نظر ذهنی) معمولا یکی از بهترین اقداماتی است که می‌توان انجام داد تا از ابتلا به آلزایمر جلوگیری کرد. مطالعه ی دیگری که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد نشان داد که احتمال ابتلا به بیماری‌های ذهنی در افراد مسنی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند و یا بازی‌های فکری انجام می‌دهند، بسیار کمتر است.
در واقع تمرین فوق العاده‌ای برای سلول‌های خاکستری است؛ همانطور که بدن‌تان نیاز به ورزش و تمرین دارد، ذهن‌تان نیز باید کار کند.
۷- کتاب خواندن ذهن‌تان را فعال نگه می‌دارد.
نه تنها مطالعه باهوش‌تر می‌کندتان، ذهن‌تان را نیز فعال نگه می‌دارد. مطالعه‌ای که در زمینه‌ی عصب‌شناسی در ژورنال پزشکی آکادمی عصب‌شناسی آمریکا چاپ شد، می‌گوید که مطالعه در طول زندگی یک فرد بسیار مهم است، از کودکی تا سنین بالا. افرادی که در طول زندگی‌شان به طور مداوم مطالعه می‌کنند، دارای توانایی‌های ذهنی و حافظه‌ای بهتری در تمامی مدارج زندگی هستند.
کسی که کتاب نمی‌خواند، نسبت به کسی که نمی‌تواند بخواند، برتری‌ای ندارد.”
مارک تواین

منبع: http://hoornews.com/1394/02/28  

علی اکبر احمدلو ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٩

اتاق تخلیلی کودک


شخصیت کودکان در سال های اول زندگی، از بدو تولد تا پیش از هفت سالگی، شکل می گیرد. رشد کودک در سال های ابتدایی زندگی ، از عوامل بسیاری تأثیر می پذیرد. فعالیت و بازی ، یکی از ارکان اصلی رشد و یادگیری هر کودک است که در ارتباط با فضا و محیط ، رشد شخصیتی و اجتماعی او را شکل می دهد. فضاهای مرتبط با فعالیت کودکان ، می بایست دارای شرایط مناسب و مطلوب برای رشد جسمی، ذهنی ، عاطفی و اجتماعی آنان باشد. از این رو در طراحی فضاهای مناسب برای کودکان ، از جمله اتاق آنان ، شناخت روحیات و علاقه مندی های نونهالان اهمیتی خاص پیدا می کند. برای دستیابی به این امر باید از طرح هایی استفاده کرد که منطبق با شرایط جسمی و روانی کودک باشد. خانواده های عزیز می دانند که کودکان دنیایی تخیلی برای خویش می سازند ، و در سنین کم تر از هفت سالگی ، دنیا را آن طور که دلشان می خواهد باشد ، مجسم می کنند و نه آن گونه که در واقع هست. بسیاری از بچه ها ، از طریق همین فرآیند عواطف و احساسات خود را نیز بیان می کنند. بنابراین ، لازم است پدر و مادر در طراحی اتاق کودک خردسال شان نکاتی را رعایت کنند. داخل کردن عناصر تخیلی به اتاق کودکان راهکار خوبی است ، اما می بایست با شرایط جسمی و سن کودکان تطبیق داشته باشد.
نقاشی کردن اتاق کودک با تصاویر واقعی اما لطیف از حیوانات و طبیعت، گل و سبزه و درخت، می توانند تأثیر خوبی بر روحیات وی داشته باشد.
به همین ترتیب، چیدن میز و صندلی های سبک چوبی یا پلاستیکی ، برای بازی چند کودک هم سن و سال احساس نزدیکی با بزرگ ترها را در کودکان تقویت می کند.
اگر قصد دارید برای فرزند خردسال خود شرایط مطلوبی فراهم آورید، به نیازهای آینده ی او نیز توجه نشان دهید. اگر فرزندتان کوچک است، اتاقش باید به گونه ای طراحی شود که کودک بتواند از مبلمان و تخت و کمدش تا هنگام مدرسه رفتن استفاده کند. با یک برنامه ریزی صحیح، رسیدن به هدف های بلند مدت نیز امکان پذیر است.

 

تقریباً در اکثر مواقع بین دکوراسیون اتاق کودک و تحریک پذیری او ارتباط مستقیم وجود دارد.زیرا بین کودکان بیش فعال و گونه ای که ما اتاق آنها را دکور می کنیم و همچنین رنگهایی را که انتخاب می کنیم ارتباط مستقیم وجود دارد.
کودکان در اتاقی که از انواع اسباب بازی و عروسکها انباشته شده است و برای دیوارهایش از رنگهای اولیه بسیار تند و روشن استفاده شده است نمی توانند آرامش پیدا کنند.
ما احتیاج داریم تا کودکمان در یک اتاق دنج، آرام و ساکت قرار دهیم و آنها را تشویق کنیم تا آرامش پیدا کنند و استراحت کافی داشته باشند.
هنگامی که می خواهید رنگ اتاق خواب کودکتان را انتخاب کنید از رنگهای گرم و شاد مانند رنگهای بنفش کمرنگ، هلویی، زردکمرنگ (کره ای) و کاکائویی استفاده کنید اگر در اتاق اسباب بازیهایی است که پرواز می کند، روی زمین حرکت می کنند مانند انواع ماشین های اسباب بازی و یا قطارهایی که دور تا دور اتاق حرکت می کنند وجود دارد سریعاً آنها را جمع کنید و اتاق را به محیطی آرام و راحت تبدیل کنید. سکون و آرامش در اینجا حرف اول را می زند بنابراین وقتی که شما محیط اتاق را آرام می کنید به همان ترتیب کودک خود را نیز آرام کرده اید.
اتاقهای کودکان به راحتی با عروسکها، اسباب بازیها، لگوها و وسائل دیگر تبدیل به یک محیط شلوغ و در هم و برهم می شود به خاطر داشته باشید هر وسیله ای که صحبت از فعالیت و جنب و جوش دارد باعث می شود که به اتاق فضای بیداری وعاری از آرامش را القا کند، بنابراین عروسکهایی را که آرام و راحت هستند رنگشان ملیح و لطیف است و به هیچ عنوان خشونت و شر و شور در آنها نیست را در معرض نمایش قرار دهید و جایی بگذارید که کودکتان به راحتی آنها را ببیند اما برعکس آن دسته از اسباب بازیهایی که بازی کردن با آنها احتیاج به تحرک و جنب و جوش دارد را در جایی دور از دسترس مانند کمد یا قفسه های دربسته اتاق قرار دهید.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid منبع : ایران آذین

علی اکبر احمدلو ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٩

چهل نکته مطالعه

چهل نکته مهم برای مطالعه

 1. ‎طبق برنامه مدرسه، درس‌های هر روز را همان روز مطالعه نمائید‎.
‎2. هنگام مطالعه از روش نت برداری یا خلاصه نویسی استفاده کنید، به عبارتی‎ ‎یا مطالب مهم روی یک برگه یا در دفتری ‏نوشته شود و یا اینکه در کتاب با‎ ‎مداد زیر آن‌ها خط کشیده شود و یا با ماژیک مخصوص (فسفری) روی مطالب مهم‎ ‎علامت گذاری شود و طبق برنامه مرور شود‎.
‎‎3. همیشه مدتی قبل از شروع امتحانات مطالب کتاب را تقسیم بندی نموده و طبق برنامه چون مطالب کم است سعی شود ‏به خوبی آن‌ها را یاد بگیرید‎.
‎‎4. با توجه به اینکه در هر هفته می‌بایست کتابی مطالعه شود و برای هر کتاب‎ ‎دو جلسه خواندن کامل و یک جلسه مرور ‏در نظر گرفته شده است، خوب است که آن‎ ‎تقسیم بر دو شود و در هر جلسه محدوده مورد نظر، طبق آنچه که در شماره ‏دو‎ ‎گفته شد خوانده شود‎.
‎‎5. خوب است که در جلسه‌های چهارم و یا پنجم هر کتاب، قبل از شروع کردن درس جدید و بخش جدید، آموخته‌های ‏قبلی مرور شود‎.
‎ ‎6. برای مطالعه و کارهای خود، نظم و ترتیب خاصی را در نظر بگیرید. هر روزی که‎ ‎کارها را بر طبق برنامه انجام دادید ‏و خوب بود، برای خود تشویقی در نظر‎ ‎بگیرید. مثلاً خوردن بستنی یا شیرینی یا هر فعالیت مورد علاقه‌ی‎ ‎دیگر، اما ‏اگر کارها به هر دلیل از جمله تنبلی، و یا بی نظمی و بی هدفی انجام‎ ‎شد، برای خود تنبیهی در نظر بگیرید تا ‏کارها و درس، سرو سامان‎ ‎بگیرد. مثلاً‎: برای تببیه خود می‌توان از خوردن غذا یا میوه‌ی مورد علاقه یا‎ ‎تماشای فیلم و یا ‏هر کار مورد علاقه و وقت گیر دیگر، خوداری کرد‎.
‎ ‎7. سعی کنید ازهمان ابتدا خود را عادت و ملزم به اجرای برنامه کنید.
‎ ‎8. قبل از مطالعه وضو بگیرید و درس را با نام و یاد خدا شروع کنید‎.
‎ ‎9. موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خود را هر چند اندک، در برگه یا دفترچه‌ای یاداشت‎ ‎کنید و در موقع ناامیدی یا...آن‌ها را مرور ‏کنید تا به آینده امیدوار شوید‎.
‎ ‎10.‎آن مطالبی را که یاد گرفته‌اید خوب است که به دیگران یاد بدهید و اگر کسی نبود برای خود یا آینه یا هر فرد ‏دیگری توضیح دهید‎.
«کسانی که با افکار خوب وعالی دمسازند هرگز تنها و بی مونس نیستند.» (سیدنی)

 ‎ ‎11.خود را به درس خواندن و آن چیزی که یاد می‌گیرید، تشویق کنید و برای ارزش‌های خود ارزش قایل شوید و برای ‏حفظ آن کوشا باشید‎.
‎12. سعی نمایید که طرح «یاداشت همراه کتاب» را برای همه کتاب‌های خود اجرا‎ ‎کنید. به این صورت که یک برگه کاغذ ‏سفید به ابعاد 9 سانتیمتر در‎ 13‎سانتیمترآماده کرده و آن را در اولین صفحه کتاب خود بچسبانید و‎ ‎تمرین‌ها، سوالها و کارهایی را که برای یادگیری آن کتاب باید انجام دهید در‎ ‎آن بنویسید، تا ‏فراموش نکنید‎.

‎ ‎13.‎از آنجا که خواندن سوره‌ی قدر و آیهَ الکرسی نقش بسیار مهمی در یادگیری‎ ‎و موفقیت شما ‏دارد، خوب است که پس از هر نماز و همیشه این دو را تکرار و مرور‎ ‎کنید و به خدا توکل کنید‎.

‎14.‎هر موقع که خسته شدید و دلتان گرفت و ناامید از هر کار و زندگی شدید قران بخوانید و به معنی آن ‏توجه کنید‎.

‎15.‎علم را برای خود علم بخوانید، نه برای ثروت یا پز دادن بلکه برای دل خود بخوانید و عمل کنید‎.

‎ ‎16. ‎مطمئن هستیم در کاری که شروع کرده‌اید، موفق خواهید شد چون که با یاری خدا و علاقه به ‏پیش می‌روید‎.

‎ ‎17. فرصت‌ها و لحظه‌ها را به آسانی از دست ندهید، چرا که این فرصت‌ها همیشه به‎ ‎وجود نیامده و ‏نخواهند آمد. پس به قول شاعر: اکنون که در پیش توام‎ ‎دریاب، شاید که فردایی نباشد‎. ‎

‎18.‎این عبارت را با خط خوش بنویسید و نصب العین خود قرار دهید و عمل کنید‎:

«دانایی، توانایی است وخواستن، توانستن، پس بخوان تا بتوانی»

 ‎ ‎19.‎برای اینکه در بین راه به خاطر خستگی و یا هر دلیل دیگر ناامید از ادامه‎ ‎راه نشوید، در اولین ‏فرصت، انگیزه خود را در برگه‌ای یادداشت کنید و هر موقع‎ ‎که احساس کردید که درس خواندن ‏فایده‌ای ندارد آن انگیزه را که یاداشت کرده‌اید مرورکرده تا دوباره جان تازه‌ای گرفته و با نیرو ‏و نشاط بیشتر کار را‎ ‎ادامه دهید‎.

‎ ‎20.‎هر نکته یا سوالی که هنگام مطالعه‌ی هر درس با آن مواجه می‌شوید را‎ ‎در برگه‌ای یا گوشه‌ای ‏از کتاب یاداشت کنید و در اولین فرصت آن را از کسی که‎ ‎می‌داند، بپرسید و یاد بگیرید‎.

‎21.‎برای یادگیری بعضی از دروس توضیحی و حفظی می‌توان از روش «بگو و گوش کن» ‎استفاده ‏کرد. به این صورت که مثلاً: شما چند صفحه‌ای از مطالب یا کتاب را‏‎ ‎می‌خوانید، سپس آنچه را که ‏فهمیدید، برای یک دستگاه ضبط صوت که روشن است‎ ‎و در آن نوار کاست هم قرار دارد، توضیح ‏داده، پس از آن، آنچه را که گفته‌اید‎ ‎گوش می‌کنید. با این کار هم مطالب را خوب یاد می‌گیرید و هم ‏اینکه پی به‎ ‎مشکلات خود و نقاط ضعف خود می‌برید و برای از بین بردن ضعف‌ها تلاش بیشتری می‌کنید.

‎22.‎برای یادگیری فرمول‌ها و نکات مهم می‌توانید از روش «نبین و از بر کن» استفاده کنید. به این صورت ‏که ابتدا آن فرمول یا نکته مهمی یا عبارتی‎ ‎را که می‌خواهید از بر کنید در برگه‌ای نوشته و به مدت ‏یک تا دو دقیقه به آن‎ ‎خوب نگاه کنید. سپس چشمهای خود را بسته و با دستهای خالی بدون خودکار ‏و مداد‎ ‎آنرا روی هوا بنویسید. با این روش همه مطالب مهم به طور مستقیم وارد حافظه‎ ‎بلند مدت شده ‏و خیلی دیر فراموش می‌کنید. در روزهای بعد اگر آن مطلب را‎ ‎فراموش کردید به آن نگاه کنید و به ‏همان صورت یاد شده تمرین و تکرار کنید تا‎ ‎برای همیشه سبز شود و هرگز آنرا فراموش نکنید‎.

‎ ‎23.‎روش‎ G5‎روشی دیگر برای یادگیری است و آن به این صورت است که مطالبی را که‎ ‎خلاصه ‏کرده و نت برداری کرده‌اید به صورت سوال و جواب در آورید و در برگه‌های‎ ‎کوچکی «فیش‌های ‏مخصوص» یاداشت کرده و آن‌ها را در معرض دید خود قرار‎ ‎دهید. مثلاً: یک گیره‌ی لباس در کنار آینه‌ای که ‏روز به آن نگاه می‌کنید، نصب‎ ‎کنید و هر چند روز یکبار مطالب آنرا عوض کنید و زمانیکه چشمتان به این ‏مطالب‎ ‎افتاد آن‌ها را مرور کنید تا هرگز آن‌ها را فراموش نکنید‎.

  «شکست باید انرژی خفته را بیدار کند.» (رومن رولان)

 ‎ ‎24.‎روش «اداره فکر و یادگیری مادام العمر» روشی دیگر برای یادگیری است. به این‎ ‎صورت که شما می‌توانید بعضی از صفحه‌های کتاب یا نکات خلاصه شده خود را در‎ ‎مکان‌هایی که حتی لحظات کمی نیز ‏در آنجا حضور دارید به گیره نصب‎ ‎کنید و در مدت کوتاهی که در آنجا هستید، آن‌ها را مرور کرده ‏و یاد بگیرید‎.

‎ ‎25.‎همه این روش‌ها آزمایش شده است و امتحان خود را پس داده‌اند و جزو مهم‌ترین‎ ‎روش‌های یادگیری ‏هستند که همه‌ی این‌ها به تلاش مستمر و کوشش پیوسته شما‎ ‎بستگی دارد پس سعی کنید همواره ‏از یک یا دو روش ذکر شده استفاده کنید و مطمئن‎ ‎باشید که موفق خواهید شد‎.

‎ ‎26.‎خودتان را باور کنید. یعنی اینکه باور کنید که می‌توانید. مگر شما از دیگران‎ ‎چه کم دارید؟ اراده ‏و تصمیم موفقیت که دارید، پس چرا از آن به خوبی استفاده‎ ‎نکنید؟‎

‎ ‎27.‎نمونه سوالهای امتحانی سالهای گذشته را پیدا کنید پاسخ آن‌ها راهم پیدا‎ ‎کرده ‏و بنویسید و یاد بگیرید، چراکه حداقل 40 درصد سوالها از سوالهای سال گذشته‎ ‎است و دیگر این که شما ‏با نمونه سوالها آشنا می‌شوید که هنگام مطالعه چه‎ ‎قسمت‌هایی را بیشتر مطالعه کنید و نکات مهم ‏کدام قسمت‌ها هستند‎.

‎ ‎28.‎برنامه درسی شبکه‌ی آموزشی تلویزیون را پیدا و بررسی کنید و ببینید که‎ ‎درس‌های مورد نظر شما ‏در چه ساعاتی پخش می‌شود. آن را خوب نگاه کنید حتی‎ ‎اگر مربوط به دوره راهنمایی باشد. بدون شک ‏مفید فایده واقع خواهد شد. (کلاس‎ ‎خصوصی رایگان)

‎ ‎29.‎از فیلم‌های آموزشی که درباره‌ی درس‌هایی همچون ریاضی، عربی، زبان، دینی و قرآن، فلسفه ‏و منطق و...که موجود می‌باشد استفاده کنید‎.

‎ ‎30.‎درس جغرافی را با نقشه یاد بگیرید و از نقشه‌های گنگ استفاده کنید تا مطالب به خوبی در ذهن ‏شما جاسازی شود‎.

31.‎در جلسه امتحان تا آخرین لحظه بنشینید و خوب هم فکر کنید چرا که به قول معروف از این ستون ‏تا آن ستون فرج است.

  «هر روز چنان زندگی کن که گویی عمری جاودان داری» (مارسوس)

 ‎32.‎پاسخ همه سوالات را در برگه امتحانی بنویسید و هیچ سوالی را بدون پاسخ‎ ‎نگذارید. هر چند که ‏اشتباه پاسخ بدهید چرا که همین پاسخ شما از هیچی بهتر‎ ‎است. اگر هم ندانستید که چه ‏بنویسید همان سوال را دوباره تکرار کنید و در‎‎باره کلمه‌های سوال توضیح دهید‎.

‎33.‎سعی کنید از همین آغاز، خودتان را طوری عادت دهید که درس خواندن و مطالعه‎ ‎بهترین تفریح ‏و سرگرمی باشد و با آن خستگی‌های روزانه‌تان را از بین ببرد‎.

34. «کتاب» بهترین دوست شما باشد و هرجا که می‌روید تنها نروید او را هم با خود‎ ‎به مهمانی‌ها ‏و محل کار و...ببرید و به جای وقت تلف کردن با این و آن با‎ ‎کتاب صحبت و مشورت کنید. این ‏کار شدنی است از فلش کارت و کتاب‌های کوچک جیبی می‌توانید استفاده کنید‎.

‎ 35. «کینه‌ای از هیچ کس به دل نگیرید» دل دریایی داشته باشید و همه را ببخشید. چرا که گذشت ‏و مردانگی خصلت مردان بزرگ است.

‏36‏‎.‎همچون گذشته و همیشه، در کارهایتان صداقت داشته باشید تا موفق شوید. چرا که‎ ‎صداقت و راستی ‏بزرگ‌ترین سرمایه است که ما را به موفقیت و خوشبختی می‌رساند‎.

‎ 37.‎در زندگانی کاری و درسی که دارید، به فکر دیگران نیز باشید و به آن‌ها کمک‎ ‎کنید تا دیگران نیز به ‏فکر شما باشند و به شما کمک کنند، یعنی این که هرجا که‎ ‎هستید و به هرجا که رسیدید، خدمت خدا ‏و خلق خدا را فراموش نکنید‎.

‎ ‎38.‎گویند چو با ما نشینی ما شوی، با گل نشینی گل شوی، با خار نشینی خار شوی. ‎پس هر کس که ‏نشست و برخاست کنی؛ مثال همان می‌شوی. پس خوب است که در زندگی با‎ ‎آدم‌های خوب و اهل ‏علم نشست و بر خاست کنید تا شما نیز جزو خوشبخت‌ترین‌ها و بهترین‌ها شوید‎.

‎ ‎39.‎همواره از کسی که از او علم می‌آموزید، تشکر و سپاسگذاری کنید تا او نیز بتواند از آنچه که می‌داند، بهترینش را دراختیارتان بگذارد‎.

‎ ‎40.‎آخرین و مهم‌ترین نکته در یادگیری علم و دانش این که: خدا را هرگز فراموش‎ ‎نکنید و هر کاری را که ‏می‌خواهید آغاز کنید با نام و یاد خدا باشد تا خداوند شما را‎ ‎در ادامه‌ی راه یادگیری بهتر یاری می‌کند. خدای‎ ‎را نیز شاکر و سپاسگذار باشید چرا که: شکر نعمت نعمتت افزون کند‏‎.

«ساده‌ترین درس زندگی این است: هرگز کسی را میازار» (ژان ژاک روسو)

 

علی اکبر احمدلو ; ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٢٧

افسردگی


چه کسانی بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند؟

احساس افسردگی در کوتاه‌مدت می‌تواند برای همه افراد طبیعی باشد، اما هنگامی که این احساس در فرد از چند روز بیشتر شود و هفته‌ها به طول بیانجامد، فرد دچار بیماری افسردگی است.

افسردگی یک بیماری روانی است که احساس غم و ناراحتی مداومی را در فرد ایجاد می‌کند. همه افراد از بزرگ و کوچک ممکن است در برهه‌هایی از زندگی به افسردگی دچار شوند. احساس افسردگی در کوتاه‌مدت می‌تواند برای همه افراد طبیعی باشد، اما هنگامی که این احساس در فرد از چند روز بیشتر شود و هفته‌ها به طول بیانجامد، فرد دچار بیماری افسردگی است. 

 

چه کسانی بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند؟
ابتلا به افسردگی در همه سنین و همه افراد می‌تواند رخ دهد. برخی از افراد اما بیش از دیگران در معرض این بیماری هستند. زنان، کسانی که دوستانی افسرده دارند، آن‌هایی که به بیماری خطرناکی مبتلا هستند، افرادی که کسی را در زندگی‌اشان از دست داده‌اند، کسانی که تجربیات بدی در دوران کودکی‌اشان داشته‌اند و... .

علائم افسردگی را شناسایی کنید
افسردگی علائم مختلفی دارد. عمدتا این علائم ئر علائم جسمی، شناختی، هیجانی و انگیزشی مورد بررسی قرار می‌گیرند. بخشی از علائمی که در یک فرد افسرده می‌تواند وجود داشته باشد را می‌خوانیم.
-    نا آرامی     -    احساس بی‌ارزشی    -    خواب کم یا خواب زیاد -    نداشتن علاقه برای انجام فعالیت‌های لذت‌بخش -    سردرد -    گرفتگی عضلات و یا ابتلا به مشکلات گوارشی
-    کاهش میل جنسی -    گریه‌کردن‌های بدون کنترل و بی‌دلیل -    احساس خستگی
-    انزوای اجتماعی -    داشتن دردهای بدنی -    کاهش یا افزایش وزن -    خشمگین شدن
-    بی‌تفاوتی -    بزرگ‌کردن اشتباهات گذشته و انتقادهای مداوم از خود
-    دل مشغولی به مرگ و احساس مرگ و فکر کردن به خودکشی و....


عارضه‌های افسردگی چطور خود را نشان می‌دهند؟
فرد مبتلا به افسردگی، ممکن است برای گریختن از احساسات و افکار منفی دست به اقداماتی بزند و یا دچار مشکلات و حالت‌های خاصی گردد. اعتیاد به مواد مخدر و الکل، اضطراب، ایجاد مشکل در کار و درس، مشکلات خانوادگی، آسیب رساندن به بدن و ... از این دست هستند. علائم و عوارض افسردگی در افراد مختلف به اشکال مختلفی دیده می‌شوند، که این بستگی به نحوه زندگی و شخصیت آن‌ها دارد.

اقداماتی که می‌توانند جلوی افسردگی را بگیرند
راهکارهای مقابله با افسردگی بسیار زیاد هستند. این راهکارها را به طور کلی می‌توان در ایجاد تغییر در زندگی و کمک گرفتم از اجتماع و داشتن افکار مثبت خلاصه کرد. روان‌شناسان و پزشکان راه‌حل‌های گوناگون و متفاوتی را برای دور شدن از احساس افسردگی برشمرده‌اند که در ادامه بخشی از آن می‌آید.
ورزش کردن یکی از کارهایی است که همه به آن توصیه می‌کنند. ورزش باعث آزادشدن اندروفین می‌گردد که سیستم ایمنی بدن را تقویت و به داشتن خلق و خوی خوب کمک می‌کند.
- نقاشی کنید، بنویسید، ببافید، عکاسی کنید و... . این کارها و هر کار مشابه دیگری که از دستتان برمی‌آید، به این دلیل توصیه می‌شوند که علاوه بر آرام کردن ذهن سبب ایجاد خلاقیت در فرد می‌گردند. 
- چهره‌ و ظاهرتان را تغییر دهید. تغییر چهره – کارهایی مانند کوتاه کردن مو، آرایش کردن، لبخند زدن به اشکال مختلف و... – و تغییر ظاهرتان از طریق تغییر و تنوع در پوشش به کسب روحیه شما کمک خواهد کرد. 
- ارتباط میان جسم و روح دلیل محکمی برای داشتن تغذیه مناسب و سالم در جهت دوری از افسردگی است. بنابراین به جای شیرینی و چربی، سزیجات و میوه بخورید.
- یکی از دستورات یوگا کشیدن نفس‌های عمیق است. با نفس‌های عمیق روح خود را آرام کنید. به طور کامل هوا را از دهان بیرون دهید و دماغ تو بکشید و تا 4 . نفس خود را نگه داشته و تا 7 بشمارید و سپس آن را با شمارش تا 8 آرام آرام بیرون دهید. این کار را دوبار در روز انجام دهید.
- بنابر تحقیقات، مصرف امگا 3 موجب رفع افسردگی خواهد شد.
- با خودتان مکالمه مثبت برقرار کنید. این کار باعث افزایش اعتماد به نفس و کاهش اضطراب و افکار منفی خواهد شد.
- خوردن سه گیاهِ سنبل الطیب، چای سبز و بابونه می‌تواند به آرامش شما کمک کند. این گیاهان هر کدام اثرات مختلف و البته مشابهی دارند که باید دمنوش آن‌ها را میل کنید.
- طبق گزارش سایت کامن هلت روزانه زمانی را برای قرارگیری در فضای آزاد و نور خورشیداختصاص دهید.
- خود را در اجتماع‌های شاد و در ارتباط با افراد شاد قرار دهید. صحبت کردن و گذراندن وقت با این افراد بسیار موثر است.


کلسیم، منیزیم و روی بخورید چرا که خلق شما را تثبیت می کنند. کمبود این مواد در بدن موجب عصبایت، تحریک‌پذیری، نوسانات خلقی و در نهایت افسردگی می شود.
- خوردن نوشیدنی‌های محرکی مانند قهوه و الکل را کنار بگذارید و یا دست کم آن‌ را کاهش دهید.
- در تکنیک رفتاری که برگرفته از نظریات اریک فروم است، قرار گرفتن در کنار طبیعت باعث ایجاد علاقه و انگیزه برای ادامه حیات می‌گردد.


- ایجاد یک هدف هرچند کوچک می‌توان روحیه زندگی ایجاد کند و فرد را از افسردگی برهاند.
- به گفته محققان کاهش وزن می‌تواند افسردگی را از شما دور ‌کند. در بررسی‌های انجام شده در میان آن‌ها که اضافه وزن داشته و به افسردگی نیز مبتلا بودند، پس از گذشت 6ماه از برنامه کاهش وزن، افسردگی آنها به شکل قابل‌توجهی کمتر شد.

منبع فرارو

 

 

علی اکبر احمدلو ; ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٢٧

پروردگار مهربان

پروردگار مهربان

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است...

بنده: خدایا! خسته ام! نمی توانم

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان 

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است 

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟ 

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله 

بنده: خدایا! من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! 

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله 

بنده: خدایا هوا سرد است! نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم 

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم 

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد 

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده 

او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده 

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم، اما باز خوابید 

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست 

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود! 

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو 

نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد 

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ 

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد

 منبع: http://aftabgardoon.mihanblog.com/post/2931

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٦

امان از شر زبان مردم

امان از شر زبان مردم ” از شیخ بهایی ”

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمع گرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند کافراست و بی‌دین ..!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد

و جز ازخداوند نباید ازکسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

علی اکبر احمدلو ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٠
← صفحه بعد صفحه قبل →