تنهایی

 

تنهایی با ما چه میکند؟

 

گفته می‌شود بیش از 40 درصد انسان‌ها در برهه‌‎ای از زندگی خود شدیدا احساس تنهایی می‌‎کنند. تنهایی دیگر مسئله‌‎ای رایج است، اما بسیاری از ما از تاثیرات آن آگاه نیستیم.

 

می‌توان به سادگی تاثیرات مخرب تنهایی را التیام بخشید، اما شاید دانستن آثار آن مفید باشد. مقصود از تنهایی در این نوشتار، احساسِ برآمده از تنهایی به علت فقدان روابط عمیق با اطرافیان است.

 

  یک| تعداد دوستان یا روابط شما با دیگران با احساس تنهایی تفاوت دارد

تنهایی کاملا به کیفیت روابط شما بستگی دارد. به عبارت بهتر، شما اگر از نظر احساسی یا اجتماعی از دیگران فاصله گرفته‌اید، احساس تنهایی به سراغتان خواهد آمد.

 

دو| بیش از 60 درصد افراد تنها، متاهل هستند

زمانی که هر یک زوجین احساسات، افکار و تجارب خود را با یکدیگر به اشتراک نمی‌گذارند، آن‌ها تنها و منزوی خواهند شد. در واقع کسانی که در این شرایط قرار دارند معتقدند که همسرشان نمی‌توانند رابطه‌ی عمیقی با آن‌ها برقرار کنند.

 

سه| تنهایی درک ما از رابطه را تغییر می‌دهد

در پژوهشی، از برخی افراد خواسته شد تا آخرین تجربه‌ی تنهایی خود را به یاد بیاورند. نتایج آن پژوهش‌ها نشان داد که این افراد پس از مرور خاطرات تنهایی خود نسبت به روابطشان با دیگران کمی بدبین‌تر باشند. همین انحرافات ادراکی نسبت به ماهیت رابطه باعث می‌شود که افرادِ تنها از کسانی که می‌توانند منبع آرامش آن‌ها باشند هم دوری کنند. از همه بدتر این است که دوستانتان نیز از برقراری رابطه با شما اجتناب خواهند کرد. بنابراین می‌توان گفت که تنهایی، تنهایی می‌آورد.

 

چهار| تنهایی در شبکه‌های اجتماعی مسری است

تنهایی علامتی خاص دارد: ما تمایل داریم تا افراد تنهای اطرافمان را شناسایی کنیم. پژوهش انجام‌شده در یک بازه شش ماهه نشان داد که افراد تنها بیشتر به شبکه‌های اجتماعی روی می‌آورند. بنابراین شاید بتوان حدس زد که اعضای شبکه‌های اجتماعی آدم‌های تنهاتری هستند.

 

پنج| تنهایی ما را سردتر می‌کند!

وقتی از شرکت‌کنندگان یک پژوهش خواسته شد تا تجربه‌ی تنهایی خود را مرور کنند، آن‌ها احساس کردند که دمای اتاق در حال کاهش است. دمای واقعی بدنشان نیز واقعا کمتر شده بود. این ایده که ما هنگام تنهایی سردمان می‌شود از سیر تکاملی ما نشات می‌گیرد. زمانی که ما به صورت قبیله زندگی می‌کردیم، اگر یکی از اعضای قبیله با نظر عمومی تبعید می‌شد باید از آتش وسط قبیله و افراد آن دور می‌شد و به همین دلیل احساس سرما می‌کرد. در واقع بدن ما نسبت به تنهایی این‌گونه واکنش می‌دهد.

 

شش| تنهایی مانند حس تهدید شدن است

بدن نسبت به تنهایی فورا واکنش نشان می‌دهد. فشارخون و کلسترول در بدن افزایش پیدا کرده و واکنش‌های فیزیکی و روانی ما نیز فعال می‌شود.

 

هفت| تنهاییِ شدید احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی را افزایش می‌دهد. بدن هنگام تنهایی، تحت فشارِ استرس قرار می‌گیرد. بنابراین احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی در افرادی که برای مدت طولانی تنها می‌مانند، بیشتر است. البته باید بدانید که تنهایی آثار مخرب دیگری هم دارد.

 

هشت| تنهایی بر عملکرد دستگاه ایمنی بدن تاثیر می‌گذارد

تنهایی بر عملکرد دستگاه ایمنی بدن تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود که افراد تنها در طولانی‌مدت به بیماری‌های مختلف مبتلا شوند.

 

نه| تاثیر کمتر داروها بر روی افراد تنها

در پژوهشی از چند دانشجو مشخص شد که بدن افراد تنها در مقایسه با افراد معمولی نسبت به واکسن فصلیِ آنفلوانزا واکنش ضعیف‌تری نشان می‌دهد. روی هم رفته می‌توان گفت که تنهایی آثار مخربی بر بدن ما دارد.

 

ده| تنهایی مانند سیگار کشیدن مضر است

دانشمندان تمام آثار تنهایی بر روی بدن ما را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که تنهایی در طولانی‌مدت، درست به اندازه سیگار کشیدن به بدن ما آسیب می‌رساند. در حقیقت، تنهاییِ شدید یا به تعبیر پزشکی مزمن، احتمال مرگ پیش از موعد طبیعی را 14 درصد افزایش می‌دهد.

بر اساس داده‌های علمی و روانی می‌توان گفت که تنهایی آثار جسمانی و روانی زیادی داشته و ما نباید آن را دست‌کم بگیریم. بنابراین باید علاوه بر آموزش عواقب ناخوشایند تنهایی به دیگران، خودمان نیز سعی کنیم با بهبود کیفیت روابط با دیگران از تنهایی فاصله بگیریم.

علی اکبر احمدلو ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٢٧

تلنگر

 

چند تلنگر در زندگی امروزی  

۱- آنجا که باید فکر کنیم احساسی عمل می‌کنیم. بسیاری از تصمیمات مالی ما ناشی از احساسات است. احساساتی که به وسیله‌ی عوامل کاملا بیرونی تحریک شده است. مثلا چشم و هم چشمی برای خرید لوازم، یا تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفتن، خرید لوازمی بیش از مورد نیاز، خریدن کالا یا خدماتی که به آنها نیاز نداریم و یا اصلا نمی‌دانیم که چه کاربردی دارند. مثلا تبلیغات برای خرید لوازمی که هوش کودک شما را افزایش می‌دهد، یا زبان شما را تقویت می‌کند و یا مهمتر از همه شما را لاغر می‌کند. چرا اینها را می‌خریم؟ چون می‌توانند گپ های مهمی را در زندگی ما پر کنند و اهدافی را هدف گرفته اند که برای ما بسیار مهم هستند. اینها احساسات ما را غلغلک می‌دهند.

۲- بیشتر از دخل خود خرج می کنیم. این یکی از اصول غیر قابل مذاکره‌ی رسیدن به استقلال مالی است.

۳- عاشق کلکسیون داری هستیم یا ساده‌زیستی در زندگی ما جایی ندارد. به انبار، کمد لباسها، کابینت آشپزخانه، هارد کامپیوتر، جاکفشی و میز کار خود بنگرید. ما به یک کلکسیونر تبدیل شده‌ایم. مجموعه‌های زیادی از همه چیز. ساده زیستی در نظرمان کار فقراست.

۴- برنامه ای برای درآمدمان نداریم، در حسابمان می‌ماند تا خرج شود. برنامه‌ای برای پس‌انداز و سرمایه گذاری نداریم، کارتهای بانکی هم مزید علت شده‌اند. در سالهای دور، دسترسی به پول درون حسابها به سادگی مقدور نبود ولی اکنون، در هر زمان از شبانه روز همه چیز مهیاست تا پول نازنین خود را به حساب دیگری واریز کنیم. باز جای شکرش باقی است که کارتهای اعتباری در ایران جا نیفتاده وگرنه اوضاع بدتر از این هم می‌شد.

۵- پس انداز اضطراری نداریم. پس‌انداز اضطراری برای پوشش دادن هزینه‌ی حوادث غیر مترقبه است. تصادف، تعمیر مسکن، هزینه‌های درمانی. در این موارد نداشتن یک پشتوانه مالی، هشت را گرو نه نگه داشته و ضربات روحی آن کمتر از ضررهای مالی نیست.

۶- به اهدافمان در زندگی تعهدی نداریم یا اصلا بی هدف زندگی می کنیم. بی‌برنامگی در زندگی، منجر به نداشتن تعهدات مالی می‌شود. اهداف واقعی نداریم، یا آنقدر بزرگ و غیر قابل دسترسی‌اند که به رویا می‌مانند و یا کلا بی خیال هدف‌گذاری شده‌ایم و صرفا گذران زندگی می‌کنیم.

۷- هم نشینان خوبی نداریم.  این معضل می‌تواند روی تمام تصمیم‌های ما اثر گذار باشد و باید به صورت جدی، درباره‌ی آن فکری کنیم.

۸- از دارایی‌هایمان نگهداری نمی‌کنیم. با خودرو تا جایی که بایستد رانندگی می‌کنیم، به فکر سلامتی خود نیستیم، مدام در فکر تعویض لوازمی از خود هستیم که کمی بد کار می‌کنند. به یک تعویض‌کار تبدیل شده‌ایم.

۹- متخصص نیستیم و هنری را کسب نکرده ایم.  انسان بی تخصص ممکن است شغل خود را از دست بدهد، ممکن است تن به هر کاری و هر حقوقی بدهد. درآمد او بالطبع کم است و رشد هم نمی‌کند.

۱۰- نمی بخشیم. این مورد پر اهمیت‌ترین دلیل ناتوانی‌های مالی است. نبخشیدن از آنچه داریم، از آنچه کسب می‌کنیم و از آنچه می‌دانیم، راه سرازیر شدن نعمت به زندگی‌مان را می‌بندد. بیایید کمی بخشنده‌تر باشیم.

 

علی اکبر احمدلو ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱٥

رسیدن به خوشبختی

هفـت قانـون ساده برای رسیـدن به خوشبخـتی


 

1. انتخاب با شماست

اکثر افراد به همان اندازه که ذهن خود را برای شاد بودن آماده می‌کنند، شاد هستند.
آبراهان لینکلن (Abraham Lincoln)

برای ساختن یک زندگی شاد، به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز در خودتان است، در طرز فکر خودتان.
مارکوس آرلیوس آنتونیوس (Marcus Aurelius Antoninus)

دنیای آدم‌های شاد از دنیای آدم‌های ناشاد متفاوت است.
لودویگ ویتگن‌اشتاین (Luwig Wittgenstein)

اینکه خودتان و دنیایتان را چطور می‌بینید، انتخاب‌ها و عادت‌های آگاهانه شما هستند. عینکی که برای نگاه کردن به همه چیز به چشم می‌زنید، نحوه تفسیر شما از اتفاقات را رقم می‌زند و بنابر این تفسیرهاست که عمل می‌کنند و همه اینها زندگی شما را می‌‌سازد.

می‌توانید تصمیم بگیرید که در چیزهای خیلی کوچک زندگی شادی و خوشبختی را ببینید. می‌توانید انتخاب کنید که همه اتفاقات را به طریقی مثبت تحلیل کنید و انتخاب‌های شما مقدار شادی که در زندگی پیدا و ایجاد می‌کنید را تعیین می‌کند.


2. به امروز فکر کنید، نه دیروز و نه فردا.

وقتی یک در خوشبختی بسته می‌شود، در دیگری به رویتان باز می‌شود، اما معمولاً ما آنقدر به آن در بسته چشم می‌دوزیم که در جدیدی که باز شده است را نمی‌بینیم.
هلن کلر (Helen Keller)

نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند.
جیمز اوپنهایم (James Oppenheim)

شما فقط امروز را دارید. فقط همین امروز را. دیروز خاطره‌ای بیش نیست و نمی‌توانید تغییرش دهید. فردا خیالی بیش در ذهنتان نیست. سعی کنید بیشتر در زمان حال زندگی کنید؛ در همین امروز. نگران آینده و گذشته‌تان نباشید. درغیراینصورت بخش مهمی از شادی و خوشبختی را که همین الان در اختیارتان است از دست می‌دهید.


3. قدرشناسی را فراموش نکنید.

انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند اما لذت‌هایشان را نمی‌شمارند. اگر آنها را هم می‌شمردند می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند.
فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky)

ما معمولاً فراموش می‌کنیم که خوشبختی در نتیجه به دست آوردن چیزی که نداریم، به دست نمی‌آید، بلکه از تشخیص و قدردانی بابت چیزهایی که داریم به وجود می‌آید.
فردریک کونیگ (Fredrick Keonig)

باید قدردان کسانی باشیم که شادمان می‌کنند؛ آنها باغبانان مهربانی هستند که روحمان را شکوفا می‌سازند.
مارسل پروست (Marcel Proust)

یکی از ساده‌ترین و سریع‌ترین راه‌های تبدیل روحیه منفی به مثبت، قدرشناسی و شکرگزاری است. چند چیزی که می‌توانید بخاطر آن خدا را شکر کنید و قدردان باشید عبارتند از: نور خورشید و هوا. سقفی که بالای سرتان است؛ سلامتی‌تان، یک برنامه تلویزیونی خوب؛ یک فیلم یا آهنگ زیبا. دوستان و خانواده‌تان، همکارانتان و ...مطالعه مطالب خوب و خواندنی

یک دقیقه امتحان کنید و ببینید چه تاثیر خوبی بر احساستان خواهد داشت. با شکرگزاری و قدرشناسی از دنیای اطرافتان احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید و روحیه افرادیکه از آنها قدرشناسی می‌کنید نیز عالی می‌شود.


 


4. به فردی دیگر کمک کنید تا به خوشبختی برسد.

از آنجاکه با لذت دادن به دیگران لذت بیشتری می‌برید، باید تلاش بیشتری برای شاد کردن دیگران به کار گیرید.
النور روزولت (Eleanor Roosevelt)

هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد بدون اینکه زندگی آن شمع کوتاهتر شود. تقسیم خوشبختی هیچوقت از آن کم نمی‌کند.
بودا (Buddha)

اگر می‌خواهید برای یک ساعت خوشبخت باشید، چرت بزنید.
اگر می‌خواهید یک روز خوشبخت باشید، به ماهیگیری بروید.
اگر می‌خواهید یک سال خوشبخت باشید، پول ارث ببرید.
اگر می‌خواهید همه عمر خوشبخت باشید، به یک نفر کمک کنید.
یک ضرب‌المثل چینی

خوشبختی مانند یک بوسه است. برای اینکه از آن لذت ببرید باید آن را با کسی سهیم باشید.
برنارد ملتزر (Bernard Meltzer)

مطمئناً این یکی از متداول‌ترین باورهای موجود در مورد خوشبختی است. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما خیلی خوب عمل می‌کند. وقتی باعث خوشبختی و خوشحالی فردی دیگر می‌شود (مثلاً با کمک کردن به او در کاری) می‌توانید آن را حس کنید، ببینید و بشنوید. و آن احساس شادی و خوشبختی دوباره به سمت خودتان جریان می‌یابد. بعد تازه کلی اعتماد‌به‌نفس پیدا می‌کنید که توانسته‌اید کسی را شاد کنید و بخاطر عمل متقابل، این امکان وجود دارد که آن فرد هم برای شاد و خوشبخت کردن شما تلاش کند.


5. چند مورد از آرزوها و خواسته‌های کم‌ارزش‌تر خود را فراموش کنید.

اگر می‌خواهید فردی را شاد کنید، نباید به دارایی‌های او اضافه کنید، از خواسته‌هایش کم کنید.
اپیکور (Epicurus)

هیچوقت نمی‌توانید از چیزهایی که لازم ندارید به اندازه‌ای به دست آورید که شادتان کند.
اریک هوفر (Eric Hoffer)

غنی‌ترین، کسی است که لذت‌های ارزان‌تری دارد.
هنری دیوید تورو (Henry David Thoreau)

اگر به جای بیشتر و بیشتر و بیشتر، کمتر بخواهید، احتمال برآورده شدن خواسته‌ها و آرزوهایتان بیشتر خواهد شد. و اگر چند مورد از این خواسته‌هایی که خیلی برایتان مهم نیستند را دور بریزید مطمئناً احساس استرس و نگرانی کمتری هم خواهید داشت. زندگی برایتان آرام‌تر و بهتر می‌شود و از روزتان لذت بیشتری می‌برید و متوجه می‌شوید که خوشبختی همان موقع هم در زندگیتان وجود دارد.


6. کارهایی را انجام دهید که دوست دارید.

موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، موفق خواهید شد.
آلبرت شوایتزر (Albert Schweitzer)

خوشبختی در داشتن پول نیست؛ در لذت به دست آوردن و تلاش خلاقانه است.
فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt)

کاملاً بدیهی است. اما خیلی راحت ممکن است در دام انجام کاری که دوست ندارید بیفتید و ندرتاً پیش بیاید که کارهایی را انجام دهید که واقعاً دوست دارید. شاید نتوانید خودتان کاری که الان باید انجام دهید یا چند ساعت در روز یا هفته مجبوری انجام دهید را انتخاب کنید اما همیشه قدرت انتخاب دارید. همیشه زمان دارید. انتخاب با خودتان است.


7. یا حداقل کاری انجام دهید.

عمل همیشه با خوشبختی همراه نیست اما هیچ خوشبختی بدون عمل به دست نمی‌آید.
بنجامین دیزرائلی (Benjamin Disraeli)

بیست سال دیگر بخاطر کارهایی که انجام ندادید ناامیدتر خواهید بود تا نسبت به کارهایی که انجام دادید. پس کشتی زندگی‌تان را از منطقه امن بیرون بیاورید و به اکتشاف و خیال در دریای زندگی بروید.
مارک تواین

یکی از بهترین راه‌ها برای نرسیدن به خوشبختی این است که خودتان را عقب نگه دارید و هیچ کاری نکنید. همیشه وارد عمل شدن آسان نیست، ممکن است ترسناک و سخت باشد. اما اگر وارد عمل نشوید، خیلی چیزها را از دست خواهید داد؛ مثل خیلی از لحظاتی که می‌توانید با آدم‌های مختلف بگذرانید و خیلی تجربیاتی که می‌تواند خوشبختی زیادی برایتان به ارمغان آورد.

علی اکبر احمدلو ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱۱