هفت عادت مردمان موثر

خلاصه کتاب (هفت عادت مردمان موثر )

کتاب «هفت عادت مردمان موثر» استفان کاوی، شهرت جهانی دارد.استفان کاوی در آمریکا به دنیا آمد. لیسانس را از دانشگاه یوتاه، فوق لیسانس را در رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه هاروارد و دکترا را از دانشگاه یانگ اخذ کرد.در همان دانشگاه سالها به تدریس در زمینه مدیریت کسب و کار و رفتار سازمانی اشتغال داشت.هنگام حضور در دانشگاه هاروارد به شدت به جنبه های انسانی سازمان‌ها علاقه مند شد و در آن زمینه به فعالیت پرداخت. پس از آن خود موسسه‌ای به نام کانون بین‌المللی رهبری کاوی تاسیس و فعالیت‌های وسیعی را به عنوان مدرس و مشاور در بیش از نیمی از ‌۵٠٠ شرکت موفق در آمریکا آغاز کرد. کاوی مقالات بسیاری در زمینه رهبری، کارایی فردی و سازمانی و روابط خانوادگی و اجتماعی تالیف کرده است. او سخنران زبردست و نویسنده‌ی برجسته‌ای است که همواره کتاب‌هایش درصدر پرفروش ترین کتاب‌های مدیریتی قرار گرفته و به زبان‌های مختلف منتشر شده است. او آموزش مدیران شرکت‌ها را در همه سطوح وجهه‌ی همت خود قرار داده و تاکنون جوایز متعدد و چندین دکترای افتخاری کسب کرده است.کتاب هفت عادت مردمان موثر او شهرت جهانی دارد و تاکنون به ‌۴٠ زبان زنده دنیا ترجمه و در بیش از ‌١۵ میلیون نسخه در ‌٧٠ کشور به فروش رفته است. این کتاب بیش از ‌١٠ سال در فهرست پرفروش ترین کتابهای جهان قرار داشت. مجله فوربس در سال ‌٢٠٠٢ کتاب هفت عادت را یکی از ‌١٠ کتاب موثر مدیریتی در قرن بیستم معرفی کرده است. در سال ‌١٩٩۶ مجله تایم او را به عنوان یکی از ‌٢۵ آمریکایی تاثیرگذار عنوان کرده است. کتاب هفت عادت به نکات ظریفی می‌پردازد و نیازهای باطنی انسان را پاسخ می‌گوید. کنت بلانچارد درباره‌ی او گفته است کاوی موجودی خارق العاده است. نوشته های او پرمحتوا و پرمعناست. او به مردم توجه دارد.

الگوهای همبستگی - بخش اول

وقتی مستقل ، یعنی پویشگر و پیرو اصول و ارزش هایی صحیح شدیم و توانستیم بر مبنای اولویت هایمان در زندگی با استفاده از واسپاری
برنامه ریزی و عمل کنیم ، در این مرحله است که می توانیم همبستگی را انتخاب کنیم . می توانیم روابطی سرشار ، ماندگار و بسیار با
دیگران برقرار سازیم.

عادت مردمان موفق – بخش دوم

حساب بانکی عاطفی

بگذارید شش سرمایه ای که حساب بانکی عاطفه را انباشته می سازد نام ببرم.

1. درک دیگران:

تلاش برای درک واقعی فرد دیگر، شاید یکی از مهم ترین سرمایه های شما و پیش درآمدی برای  هر بازگشایی سرمایه دیگری باشد.

2. توجه به جزئیات :

مهربانی ها و محبت های پیش پا افتاده بسیار مهم هستند . بی احترامی ، بی مهری و حتی بی علاقکی باعث کم شدن مقدار قابل توجهی از سرمایه شما خواهد شد . در رابطه با انسانهای دیگر چیزهای کوچک نقش های بزرگی ایفا می کنند.

3. تعهد به قول و قرارها :

پایبندی به تعهدات و فاداری یا تعهد به قول و قرارها یکی از بزرگترین سرمایه های شخصی است و خلف وعده و یا نادیده انگاشتن تعهدات ضرر هنگفتی به سرمایه شما وارد می سازد.

4. تعهد به قول ها و تعهدات :

 مردم به قول ها  و تعهدات دل می بندند ، به خصوص به تعهداتی که اساس زندگی آنها را تشکیل می دهد . عدم شفاف سازی انتظارات و توقعات و یکی از دلایل مشکلاتی که در روابط انسان پدیدار می شود، ریشه در نا سازگاری و ابهام در انتظارات مان را دیگران به خوبی فهمیده اند و در جهت عملی شدن آنها با ما همکاری خواهند کرد ، شرایط بسیار بدی را در روابط خود با آنان به وجود می آوریم.

5. ابراز بزرگواری:

بزرگواری و رفتار درست و شایسته موجب اعتماد می شود و اساس سرمایه های دیگر را تشکیل می دهد. بزرگواری شامل صداقت ودرستی هم می شود ، اما ارزشی فراتر از آن دارد.وقتی از حساب ابنکی عاطفه تان سرمایه ای کم می کنید ، باید عذر خواهی کنید و این کار را صمیمانه و صادقانه انجام دهید.

6. روش برنده :

برندگی فقط یک روش نیست ، بلکه فلسفه کامل روابط انسانی را می سازد. در واقع یکی از شش الگوی رابطه انسانی است.

عادت مردمان موفق – بخش سوم

الگوهای دیگر عبارتند از :

برنده – بازنده، بازنده – برنده، برنده – برنده، بازنده –بازنده و یا فقدان هر نوع ارتباطی.

برنده – برنده  : این الگوی زندگی را به صورت مشارکت می بینید نه رقابت.

بیشتر افراد به مفاهیم و تقسیم بندی های متضاد و مخالف با یکدیگر می اندیشند . قوت و شعف ، خشونت و بی رحمی یا نرمش و مهربانی
، برنده یا بازنده  این نوع تفکر اساسآ نادرسا است. بیش از آنکه بر مبنای اصول باشد بر مبتای قدرت و موعیت استوار است . برنده – برنده بر
مبنای الگویی قرار دارد که همه چیز را برای همه مهیا و در دسترس می داند و موفقیت یک فرد به قیمت شکست یا ناکامی دیگری تمام نمی
شود.

برنده – برنده  ، همیشه به راه حل سومی باور دارد . این راه من یا تو نیست ، راه عادت افرادی است که توانایی همبستگی دارند . این روش
بهتر است ، راهی برتر.

شطوه تفکر برنده – برنده تلاش و موهبت های فردی هر یک از افراد را ارج می نهد و بر خود آگاهی ، تخیل ، آگاهی واراده مستقل در روابط
دیگران تاکید می ورزد . این روش باعث یادگیری و تاثیر و بهره گیری متقابل نیز می شود.

جنبه های مختلف برنده – برنده

شما به طور کامل به چیزی که می خواهید دست خواهید یافت. اگر می خواهید به هدف های خود برسید و ارزش هایی را که برای تان
اهمیت دارد عملی کنید ، باید برای این ارزش ها و اهداف نام پاداشی تعریف کنید.

اگر این نظام به طور اصولی تعریف و تبین نشود ، شما مطابق باورها و حرف هایتان عمل نخواهید کرد.جوهره اصلی گفتگوی اصولی ، جدا
کردن فرد از مسئله است . تمرکز بر علایق و موارد مورد نظر ، نه بر موقعیت ها و شرایط و ایجاد امکاناتی برای دستاوردهای مشترک و
پافشاری بر معیارهای واقع بینانه بلکه معیارها و اصول عینی که هر دو طرف در مرد آنها اتفاق نظر داشته باشند.
 

عادت مردمان موفق – بخش چهارم

رابطه همدلانه و عاطفی : اگر بخواهیم تمام آن چیزی که در زمینه روابط بین فرد می دانیم در یک جمله بسیار مهم خلاصه کنم باید بگویم: در
درجه اول در پی درگ دیگران باشید تا شما را به خوبی درک کنند. این اصل کلید رابطه کارآمد بین افراد مختلف است.

تشخیص پیش از تجویز

هر چند ممکن است کار دشوار و پرمخاطره باشد ، اما ابتدا سعی کنید بفهمید یا تشخیص دهید . پیش از آنکه تجویز کنید. این اصل در بیشتر
زمینه های زندگی صحیح بوده و نشانه کمال تجربه است.
پیش از برخورد با هر مسئله ای ، پیش از ارزیابی ، تجویز ارائه راه حل ، پیش از آن که تلاش کنید نظرات خود را مطرح کنید، سعی کنید
بفهمید.
این عادت قدرت همبستگی کارآمد است.

عادت مردمان موفق – بخش پنجم

همکاری : اشتراک مساعی و همکاری جوهرة اصلی رهبری اصول گراست . شیوه بنیادین تربیت فرزند اصول گراست . این امر والاترین و برترین نیزوهای درون افراد را آشکار ، متحد و درها می سازد .همکاری و شریک مساعی چیست ؟ تعریف سادة آن یعنی کل ، بهترو برتر از جزء است .
اساس همکاری در ارزش نهادن بر تفاوت هاست . احترام به این تفاوت ها ، تقویت توانایی ها و جبان ضعف ا و کاستی هاست .
همکاری و مشارکت مانند این است که افرادی به صورت گروهی و جمعی تصمیم بگیرند الگوها و روش های کهنه را کنار گذارده و روش های  نوینی تنظیم و تدوین کنند .
ماهیت همکاری و مشارکت در ارج نهادن به تفاوت هاست . تفاوت های فکری ، عاطفی و روانی میان افراد و کلید ارج نهادن به این تفاوت ها درک این نکته است که تمام افراد جهان را نه آن طور که هستند ، بلکه آن طور که می خواهند می بینید .
فردی که به راستی کارآمد باشد ، فروتن و متواضع است و محدوده های بینش و ادراک خویش را به خوبی می شناسد و موهبت های عظیمی را که در تقابل و کنش با قلب و ذهن انسان های دیگر به دست می آورد ، بسیار ارزشمند می شمارد .
همکاری و مشارکت عادتی کارآمد واصلی درست است . این الگوسرآمد دستاوردهای تمام عادات گذشته قرار می گیرد . این کارآمدی در واقعیت اتکای متقابل و همبستگی است . این همان کار گروهی و تلاش جمعی برای ایجاد یگانگی و خلاقیت با انسان های دیگر است . 

عادت مردمان موفق – بخش ششم

رشد تدریجی :تعادل در بازسازی :جریان بازسازی فردی باید درهر چهار جهت از وجود ما به طور متعادل پیش رود : جنبه جسمی ،جنبه معنوی ، جنبه ذهنی و جنیه عاطفی – اجتماعی .

جنبة جسمانی

جنبة جسمانی شامل مراقبت کارآمد از جسم خود است . خوردن غذاهای مناسب ، استراحت کافی و آرامش و ورزش منظم .

عادت مردمان موفق – بخش هفتم  

جنبة معنوی :جنبة معنوی هستة اصلی وجود شماست . مرکز وجود ، تعهد شما به کل نظام ارزشی خودتان است.جنبة ذهنی:تحصیلات ادامة تحصیل و گسترش و گرامی داشتن دانش و گسترش معلومات برای بازسازی ذهنی ضروری است .

تهیه و تنظیم :مینا منگوری

منبع: http://cqi.tbzmed.ac.ir/magalat/7habit.htm

علی اکبر احمدلو ; ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢۱

دعای خمس عشر امام سجاد علیه السلام

خمس عشر: مناجات پانزده گانه امام سجاد علیه السلام

مناجات اوّل:رازونیاز توبه ‏کنندگان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا! گناهان بر من لباس خوارى پوشانده، و دورى از تو جامه ی درماندگى بر تنم پیچیده، و بزرگى‏ جنایتم دلم را میرانده، پس آن را با توبه به درگاهت زنده کن، اى آرزویم و مرادم و خواسته ‏ام و امیدم، به عزّتت سوگند براى گناهانم آمرزنده ‏اى جز تو نمى ‏یابم، و براى دل‏شکستگى ‏ام جبران‏ کننده ‏اى جز تو نمى ‏بینم، به پیشگاهت با توبه و انابه فروتنى‏ نمودم، و با ذلّت و خوارى، به درگاهت تسلیم شدم، اگر مرا از درگاهت برانى به که روى آورم؟ و اگر از آستانت‏ بازگردانى به که پناه برم؟ در این حال افسوس از شرمندگى و رسوایى ‏ام، و دریغ از زشتى کردار و فراهم آوردن گناهانم، اى آمرزنده ی گناهان بزرگ، و اى جبران کننده ی استخوان شکسته، از تو درخواست‏ مى ‏کنم که گناهان تباه‏ کننده ‏ام را بر من ببخشایى، و بر من بپوشانى پنهانکاریهاى رسواکننده ‏ام را، و مرا در عرصه ی قیامت از نسیم گذشت و آمرزشت بى ‏بهره مگذارى، و از پوشش زیباى چشم‏پوشى‏ ات عریان و بى ‏پوشش رها نسازى، خدایا سایه ی رحمتت را بر گناهانم‏ بینداز، و ابر مهربانى ‏ات را به سوى عیبهایم گسیل کن، خدایا آیا برده ی فرارى جز به جانب‏ مولایش باز مى ‏گردد؟ یا کسى به او از خشم مولایش جز مولایش پناه مى ‏دهد؟ خدایا اگر پشیمانى از گناه توبه است، پس به عزّتت سوگند که من از پشیمانانم، و اگر آمرزش ‏طلبى از خطاکارى سبب فرو ریختن خطاها از پرونده است، من‏ از آمرزش خواهانم، حق رضایت با توست تا راضى شوى، خدایا با قدرتت بر من توبه ام را بپذیر، و با بردبارى ‏ات‏ نسبت به من از من درگذر، و با آگاهى ‏ات از حال من با من مدارا فرما، خدایا تویى که به روى بندگانت درى به سوى بخششت گشودى‏ و آن را توبه نامیدى، و خود فرمودى: «بازگردید به جانب خدا، بازگشتى خالصانه»، پس عذر کسى ‏که از ورود به این در پس از گشوده شدنش غفلت ورزد چه مى ‏تواند باشد؟ خدایا اگر نافرمانى و گناه از بنده ‏ات زشت بود، پس گذشت از جانب تو زیباست، خدایا نخستین کسى نیستم که تو را نافرمانى کرده و حضرتت توبه ‏پذیرش شدى، و خود را در معرض احسانت قرار داده و تو مرا مورد احسانش‏ قرار دادى، اى  پاسخگوى درماندگان، اى برطرف کننده ی زیان، اى بزرگ نیکى، اى داناى نهان، اى زیبا پرده ‏پوش، به جود و کرمت به سوى تو شفاعت مى ‏جویم، و توسّل مى‏ کنم نزد تو به فضل و رحمتت‏ دعایم را اجابت کن، امیدم را به خود ناامید مساز، و توبه ‏ام را بپذیر، و با احسان و مهرت خطاهایم را نادیده گیر، اى مهربان‏ترین مهربانان.

  مناجات دوم : راز و نیاز شاکیان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا از نفسى که فراوان به بدى فرمان می دهد به تو شکایت مى ‏کنم، همان نفسى که شتابنده به سوى خطا، و آزمند به انجام گناهان، و در معرض خشم توست، نفسى که مرا به راه هلاکت مى ‏کشاند، و هستى ‏ام را نزد تو از پست‏ترین تباه‏شدگان قرار مى ‏دهد، بیماریهایش بسیار، آرزویش دراز است، اگر گزندى به او در رسد بى ‏تابى مى ‏کند، و اگر خیرى به او رسد از انفاقش دریغ مى ‏ورزد، به بازى‏ و هوسرانى میل بسیار دارد، از غفلت و اشتباه آکنده است، مرا به تندى به جانب گناه مى ‏راند، و با من در توبه و ندامت امروز و فردا مى ‏کند، خدایا از دشمنى که گمراهم مى ‏کند و از شیطانى که به بى راهه ‏ام مى‏ برد به تو شکایت مى ‏کنم، شیطانى که سینه‏ ام را از وسوسه انباشته و زمزمه ‏هاى خطرناکش قلبم را فرا گرفته است، شیطانى که با هوا و هوس برایم کمک مى ‏کند، و عشق به دنیا را در دیدگانم زیور مى ‏بخشد، و بین من و بندگى و مقام قرب پرده مى‏ افکند،
خدایا از دل همچون سنگى که با وسوسه زیرورو مى ‏شود و به آلودگى گناه و سیاسى نافرمانى آلوده شده به تو شکایت مى ‏کنم، خدایا از چشمى که از گریه ناشى از هراس تو خشک شده، و در عوض به‏ مناظرى که خوشایند آن است خیره گشته به تو گلایه مى ‏کنم، خدایا توان و نیرویى براى من جز به قدرت تو نیست، راه نجاتى از گرفتاریهاى دنیا جز نگهدارى تو برایم نمى ‏باشد، از تو خواستارم به رسایى حکمتت، و نفوذ اراده‏ ات که مرا جز جودت در معرض چیزى قرار ندهى، و هدف فتنه‏ ها نگردانى، و علیه دشمنانم یاور باشى، و پرده‏ پوش رسوائیها و عیوبم گردى، و از بلا نگهدار، و از گناهان بازدارنده ام باشى‏ به مهر و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات سوم : راز و نیاز ترسیدگان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا آیا چنین مى ‏نمایى که پس از ایمانم به تو عذابم نمایى؟ یا پس از عشقم به تو از خود دورم سازى، یا با امید به رحمت‏ و چشم‏پوشى ‏ات محرومم سازى، یا با پناه جویى ‏ام به گذشتت رهایم نمایى، هرگز چنین نیست! از ذات بزرگوارت به دور است که محرومم کنى، اى کاش مى‏ دانستم که آیا مادرم مرا براى بدبختى به دنیا آورده، یا براى رنج کشیدن و زحمت پرورانده است، اگر چنین است کاش مرا نزاده و نپرورانده بود، و اى کاش آگاه بودم که آیا مرا از اهل سعادت قرار داده و به قرب و جوارت اختصاص داده‏ اى‏ تا به این سبب چشمم روشن و جانم آرام گیرد؟ خدایا آیا چهره ‏هایى که در برابر عظمتت سجده‏ کنان به خاک افتاده سیاه‏ مى ‏کنى، یا زبانهایى را که براى بزرگى و شکوهت به ستایش گویا شده ناگویا مى ‏نمایى؟ یا بر دلهایى که‏ به محبتت پیچیده شده مهر مى ‏زنى، یا گوشهایى را که از شنیدن ذکرت در راه رضایت لذّت برده ناشنوا مى ‏کنى ، یا دستهایى را که آرزوهاى به امید مهرورزى ‏ات به سویت بلند کرده و به زنجیر مى ‏بندى، یا بدنهایى را که در طاعتت کوشیده تا جایى که در راه‏ کوشش در بندگى ‏ات لاغر شده مجازات مى ‏کنى، یا پاهایى را که در راه عبادتت پوییده به عذاب دچار مى ‏نمایى، خدایا درهاى رحمتت را بر یکتاپرستان مبند، و شیفتگانت را از نگاه به زیبایى دیدارت محروم مساز، خدایا جانى را که به توحیدت عزّت بخشیدى، چگونه به خوارى هجرانت ذلیل مى‏ کنى، و باطنى که بر دوستى ‏ات پیمان‏ بسته، چگونه به سوز آتشت مى ‏سوزانى؟ خدایا از دردناکى خشمت و بزرگى ناخشنودیت پناهم ده، اى پرمهر، اى منتّگذار، اى مهربان، اى بخشاینده، اى جبّار، اى چیره، اى آمرزنده، اى پرده ‏پوش، به مهرت مرا از شکنجه ی آتش و رسوایى ننگ رهایى بخش، آنگاه که نیکان از بدان جدا شوند ، و حالتها دگرگون گردد و هراسنده ‏ها بهراسند، و نیکوکاران به خوشبختى نزدیک شوند، و بدکاران از آن دور گردند، و به هرکسى برابر آنچه انجام داده جزاى برازنده داده شود و هرگز به آنان ستم نشود.

مناجات چهارم : راز و نیاز امیدواران

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
 اى آن‏که هرگاه بنده ‏اى از او بخواهد عطایش کند، و هرگاه چیزى را که نزد اوست آرزو کند به آرزویش برساند، و زمانى که به او روى آورد مقرّب و نزدیکش کند، و گاهى که تظاهر به گناه کند گناهش را پرده ‏پوشى نماید، و آنگاه که بر او توکل نماید او را بس باشد و کفایت کند، خداى من کیست که بر آستانت وارد شده و خواهان مهمان‏پذیرى ‏ات باشد و تو از او پذیرایى نکرده باشى، و کیست که مرکب حاجت را با امید به‏ سخاوتت به درگاهت خوابانده باشد و تو احسانش ننموده باشى آیا خوشایند است که از درگاهت با محرومیت بازگردم، درحالى‏ که جز تو سرورى که به‏ احسان متّصف باشد نشناسم، چگونه به غیر تو امید بندم درحالى ‏که هر خوبى به دست توست، و چگونه جز تو را آرزو کنم درحالى ‏که‏ آفرینش و فرمان خاص تو است، آیا امیدم را از تو ببرّم درحالى ‏که از روى احسان آنچه که از تو نخواستم به من عطا فرمودى‏، یا آیا به مانند خودم محتاج مى ‏کنى درحالى ‏که به رشته ی محکمت چنگ مى ‏زنم، اى آن‏که قصدکنندگان به رحمتش خوشبخت شدند، و آمرزش‏ خواهان به انتقامش بدبخت نشدند، چگونه فراموشت کنم که همیشه به یادم بوده ‏اى، و چگونه از تو غافل شوم که تو نگهبانم هستى، خداى من دستم را به دامن کرمت آویختم، و براى رسیدن به عطایت سفره ی آرزویم را گستردم، مرا به خلوص توحیدت خالص کن، و از بندگان برگزیده ‏ات قرار ده، اى آن‏که هر گریزانى به او پناه مى ‏جوید، و هر جوینده ‏اى به او امید مى ‏بندد، اى بهترین امیدبخش، اى کریم‏ترین خوانده، اى آن‏که پرسنده ‏اش برگردانده نشود، و آرزومندش محروم نگردد، اى آن‏که در رحمتش به روى خوانندگان باز است، و پرده ی درگاهش براى امیدواران گشوده است، از تو مى ‏خواهم به بزرگواریت‏ که ببخشى از عطاى خود بر من آنچنان‏که دیده ‏ام به آن روشن شود، و از امید به تو سرشارم سازى به اندازه ‏اى که نهادم آرامش یابد، و از یقین‏ آنچنان بر من منّت نهى که با آن ناگواریهاى دنیا را برایم آسان نمایى، و با آن از دیدگان دلم پرده‏ هاى نابینایى را برگیرى‏ ، به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.

مناجات پنجم : راز و نیاز دلدادگان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است‏.
خدایا هرچند در آمدن به سویت توشه‏ ام اندک است ولى گمانم بر توکّل به تو همواره نیکو است، و هرچند گناهم مرا از عذاب تو به هراس افکنده، ولى چشم امیدم ایمنى از انتقامت را به من خبر مى ‏دهد، و هرچند نافرمانى ‏ام مرا در معرض عذابت قرار داده ولی حسن اعتمادم مرا به پاداشت آگاهى مى ‏دهد، و هرچند بى ‏خبرى مرا از آمادگى براى دیدارت به خواب غفلت انداخته ولى آشنایى به کرم و عطاهایت مرا بیدار نموده است، و اگر زیاده ‏روى در گناه و سرکشى، میانه ی من و تو را تیره ساخته ولى مژده ی آمرزش و خشنودى ‏ات با من انس‏ گرفته است. از تو مى‏ خواهم به درخششهاى جلوه ‏ات و به انوار قدست، و هم به سویت زارى مى ‏کنم به عواطف‏ مهرت و لطایف احسانت، که تحقق بخشى گمانم را در آنچه از تو آرزومندم از بزرگى اکرامت و زیبایى‏ انعامت، در راه تقرّب به تو و نزدیکى به درگاهت و بهره‏ مندى از نگاه به سویت، هم اینک متعرّض‏ نسیمهاى رحمت و توّجه تو، و خواهان باران جود و لطف بى ‏پایان تو مى ‏باشم، و از خشمت به سوى خشنودى ‏ات‏ گریزان، و از تو به سوى خودت فرارى ‏ام، نیکوترین چیزى را که نزد توست امید دارم، بر بخششهایت اعتماد مى ‏نمایم، به عنایتت نیازمندم، خدایا آنچه را از فضلت بر من آغاز کردى به انجام رسان، و آنچه را از کرمت به من دادى‏ از من مگیر، و آنچه را با بردبارى ‏ات بر من پوشاندى آشکار مکن، و آنچه را از زشتى کردارم دانستى بیامرز، خدایا از تو به تو شفاعت مى ‏جویم، و از تو به تو پناهنده مى ‏شوم، با امید بسیار به احسانت به سوى تو آمدم، به خوبیهایت که بر من منّت گذارى دل‏بسته ‏ام، به فراوانى کرمت تشنه‏ ام، ابر فضلت را باران طلبم، خشنودى ‏ات را خواهانم، آهنگ آستانت را دارم، به جویبار عطایت وارد آمدم، برترین خیرات را از پیشگاهت خواهشمندم ، به جانب حضرت‏ جمالت روانم، ذاتت را اراده دارم، کوبنده در رحمتت هستم، درمانده ام در برابر شکوه و جلالت، با من از آمرزش و رحمت آنگونه کن که شایسته ی آنى و نه آنگونه که سزاوار عذاب و انتقامم، به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.

مناجات ششم : راز و نیاز شاکران

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است‏
خدایا،پیاپى آمدن کرمت،بر پا داشتن سپاست را از یاد من برد،و فراوانى بخششت مرا از شمارش ستایشت درمانده‏ ساخت،و در پى هم آمدن احسانت مرا از یاد اوصاف نیکت بازداشت،و پشت هم رسیدن نعمتهایت مرا از گسترش خوبیهایت درمانده نمود،این است جایگاه آن‏که به برازندگى نعمتهاى تو و در برابر آن به کوتاهى خود اعتراف دارد و به‏ زیان خود به سستى در بندگى و هدر دادن نعمتها گواهى مى ‏دهند و تویى دلجو،مهربان،نیکوکار کریم،که خواهنده‏ اش را محروم‏ نمى‏ کند،و آرزومندش را از درگاهش نمى ‏راند،به آستانت فرود مى ‏آید بار امیدواران،و در درگاه‏ رحمت تو مى ‏ایستد آرزوهاى عطاخواهان،پس آرزوهایمان را با محرومیت و ناامیدى روبرو مساز،و جامه ی ناامیدى و دورى از رحمت را بر ما مپوشان، خدایا در برابر بزرگى نعمتهایت سپاسم کوچک مى ‏نماید،و در کنار اکرامت بر من‏، ستایش و گزارشم از آن ، خود را پست و ناچیز نشان مى‏ دهد، نعمتهایت از انوار ایمان، زینتهایى به من پوشاند،و لطایف نیکى ‏ات ، خیمه‏ هایى از عزت بالاى سرم افراشت، و عطاهایت گردن‏بندهاى زیبنده ‏اى به گردنم افکند که هرگز باز نشود،و طوقهایى بر من آویخت که به هیچ روى گسسته نگردد، عطاهاى انبوهت زبانم را از شمردنش ناتوان ساخته، و نعمتهاى فراوانت فهمم را از دریافتشان کوتاه نموده، تا چه رسد به بررسى کامل آنها،سپاسگزارى ‏ات چگونه براى من امکان‏پذیر است در حالى که‏ سپاسم نسبت به تو ،خود نیازمند سپاسى دیگر است، پس هر نوبت که گفتم تو را سپاس، بر من واجب شد که به خاطر آن باز بگویم تو را سپاس، خدیا همانگونه که ما را به لطف طعام دادى و با احسانت پروریدى پس نعمتهاى سرشارت را بر ما به انجام رسان، و ناگواریهاى ناخوشایند را از ما دور کن، و از بهره‏ هاى هر دو جهان بالاتر و برترش را چه اینک و چه در آینده به ما عنایت کن، تو را سپاس‏ بر خوبى آزمونت و بر نعمتهاى سرشارت، سپاسى که درخور خشنودى ‏ات باشد، و خیر وجودت را به جانب ما جلب‏ کند، اى بزرگ، اى کریم، به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.

مناجات هفتم : راز و نیاز فرمانبران خدا

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است‏
 خدایا فرمانبرى ‏ات را به ما الهام فرما، و ما را از نافرمانیت دور کن، و راه رسیدن به آنچه از خشنودى ‏ات آرزومندیم‏ آسان کن، و ما را در میان بهشتهایت جاى ده، و از برابر دیدگان دلهایمان ابرهاى شک و دودلى را بزداى، و از قلوبمان پرده‏ هاى تردید و کوردلى را کنار زن، و از نهادمان باطل را زایل کن، و حق را در درون ما استوار گردان، زیرا شکها و گمانها بارورکننده ی  آشوبها،تیره‏ کننده ی عطاها و بخششهاى زلال و بى‏ آلایش‏ اند، خدایا ما را بر کشتیهاى نجاتت بنشان، و از لذّت رازونیازت بهره ‏مند گردان، و به حوضهاى دوستى ‏ات وارد کن،  و شیرینى محبّت و مقام قربت را به ما بچشان، کوششمان را در راهت و همّتمان را در طاعتت قرار ده، و نیتّهایمان را در معامله‏ ی با خود خالص گران، چرا که ما با تو و از توییم و براى ما وسیله ‏اى جز به سوى تو نیست، خدایا مرا از گزیدگان‏ بندگان خوبت قرار ده، و به شایستگان نیکوکار ملحق کن، هم آنان‏ که به بندگى پیشى گرفتند، و به سوى خیرات شتافتند و براى باقیات صالحات تلاش کردند، و براى رسیدن به درجات بلند کوشش نمودند همانا تو بر هرچیز توانایى، و به اجابت دعا سزاوارى، به مهربانى ‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان.

مناجات هشتم : راز و نیاز ارادتمندان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
منزّهى تو، چه تنگ است راهها بر کسى ‏که تو راهنمایش نباشى، و چه آشکار است حق نزد کسى ‏که راه را نشانش‏ دادى، خدایا ما را به راههاى رسیدن به سرایت بکشان، و ما را از نزدیک‏ترین راههاى ورود به بارگاهت‏ ببر، دور را بر ما نزدیک کن، و دشوار و سخت را بر ما آسان گردان، و ما را به آن بندگانت که با چالاکى به سویت مى ‏شتابند، و همواره در رحمتت را مى ‏کوبند ملحق نما، آنان‏که در هر شب و روز تو را عبادت مى ‏کنند، و از هیبتت در هراسند، بندگانى که آبشخورها براى آنان زلال کردى و به خواسته ‏هایشان با کامیابى رساندى،
و آنان را بر جوینده‏ هایشان کامروا نمودى، و از روى فضلت حاجاتشان را برآوردى، و نهادشان را از محبّتت آکنده ساختى، و از زلال چشمه‏ ات سیرابشان نمودى، اینان به وسیله ی تو به لذّت مناجاتت‏ دست یافتند، و از حسن عنایت تو دورترین مقاصدشان را فراچنگ آوردند، اى کسى ‏که بر روى آورندگان بر خویش روى آورد و با مهرورزى بر ایشان روى ‏آور و بخشنده است، و به غفلت‏ورزان از یادش دلسوز و مهربان است، و براى جلب آنان به درگاهش با محبّت و عطوف است، از تو مى ‏خواهم مرا از کسانى قرار دهى که بهره ی بیشترى از تو دارند، و برترین جایگاه را نزد تو نصیب خود ساخته‏ اند و از دوستى ‏ات سهم برجسته‏ ترى به آنان‏ رسیده، و در معرفتت بهره ی بیشترى نصیب آنان گشته است، همانا همّتم از همه‏ جا بریده و تنها متوجّه تو گشته است، و رغبتم به جانب تو منصرف‏ شده است، پس تنها تو مراد منى نه غیر تو، و شب‏زنده‏دارى و بى ‏خوابى ام تنها براى توست نه براى غیر تو، و دیدارت نور دیدگان من است‏ و وصالت آرزوى هستى‏ ام،
و تنها به سوى توست اشتیاقم، تنها در مسیر عشق توست شیفتگى ‏ام و در هواى توست دلدادگى ‏ام، و خشنودى ‏ات مقصود من، و دیدارت نیاز من، و جوارت مطلوب من، و قربت نهایت خواسته ی من است، آسودگى و راحتم‏ در رازونیاز با توست، داروى دردم و درمان بیمارى سینه ‏ام و خنکاى آتش قلبم، و برآمدن اندوهم تنها پیش توست، پس در هنگام ترس همدمم باش، و لغزشم را نادیده گیر، و گناهم را بیامرز، توبه ‏ام را بپذیر و دعایم را اجابت کن، و سرپرست زمامم و توانگرى گاه تهیدستى ‏ام باش، مرا از خود جدا مکن، و از خویشتن دورم مساز، اى نعمت و بهشت من، و اى دنیا و آخرتم، اى مهربان‏ترین مهربانان.

مناجات نهم : راز و نیاز شیفتگان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است‏

خدایا کیست آن‏که شیرینى محبتت را چشید پس به جاى تو دیگرى را برگزید؟ و کیست آن‏که با مقام قرب تو انس یافت‏ پس مایل به روى برتافتن از تو شد؟ خدایا ، ما را از کسانى قرار ده که براى قرب و ولایتت برگزیدى، و براى دوستى و محبتت‏ خالص نمودى، و براى دیدارت مشتاق کردى، و به قضایت راضى ساختى، و نعمت نگاه به جمالت را عطایش کردى، و به خشنودى‏ ات مخصوص گرداندى، و از غم هجران و دورى ‏ات پناه دادى، و در جوارت در جایگاه راستى جاى‏ دادى، و به شناخت خود اختصاص دادى، و براى بندگى‏ ات سزاوار کردى، و به اراده‏ ات دلباخته فرمودى، و براى تماشاى جمالت برگزیدى، و رویش را براى خود از غیر پاک کردى، و دلش را براى عشقت فارغ نمودى، و آن را به سوى آنچه نزد توست راغب فرمودى، و یادت را به او الهام کردى، و شکرت را نصیبش نمودى، و به طاعتت مشغول ساختى، و او را از بندگان‏ شایسته‏ ات گرداندى، و براى راز و نیازت انتخاب کردى، و جدا کردى از او هرچه که او را از تو جدا مى ‏کند، خدایا ما را از کسانى قرار ده که شیوه‏ هاشان آرام گرفتن به درگاه توست در حال زارى و روزگارشان آه و ناله است، و پیشانى‏ شان در پیشگاه عظمتت بر سجده، و دیدگانشان در خدمتت بى‏ خواب گشته است، و اشکشان از خشیت تو روان، و قلوبشان به عشقت آویخته و دلهایشان از هیبتت از جا کنده است، اى آن‏که انوار قدسش براى دیدگان عاشقانش جلوه‏ گر است و بزرگی هاى جمالش براى قلوب عارفانش دیدنى است، اى آرمان دل مشتاقان، اى‏ نهایت آروزهاى عاشقان، از تو درخواست مى‏ کنم دوستى خودت را و دوستى آنان‏ که تو را دوست دارند و دوستى هر کارى که مرا به میدان‏ قرب تو مى ‏رساند، و اینکه خودت را نزد من محبوب‏تر از دیگران قرار دهى و عشقم را به وجودت راهبر به سوى خرسندى ‏ات بگردانى‏ و شوقم را به حضرتت بازدارنده از نافرمانى‏ ات سازى، خدایا تماشاى زیبایى وجودت را بر من منّت گذار و به من به دیده عشق و عاطفه بنگر، و روى از من متاب، و مرا نزد خود از اهل خوشبختى و بهره‏ مندى‏ قرار ده، ای اجابت کننده، اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات دهم : راز و نیاز توسل جویان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا به پیشگاهت وسیله ‏اى جز عواطب مهرت ندارم، و به درگاهت دست‏اویزى جز آنچه از رحمتت شناخته شده و جز شفاعت پیامبرت، پیامبر رحمت، رهایى ‏بخش امت از رنج و ناراحتى ندارم، خدایا! این دو وسیله را براى من سبب‏ رسیدن به آمرزشت قرار ده، و آن دو را رابطه‏ اى براى دست‏یابى به خشنودیت بگردان، همانا امیدم به حریم کرمت فرود آمده، و مرکب طمعم به آستانه ی جودت بار انداخته است، پس درباره ی خودت آرزویم را محقّق ساز، و کارم را به خیر پایان ده، و مرا از آن برگزیدگانى قرار ده که در میان بهشت قرارشان دادى و خانه ی کرامتت را در اختیارشان گذاردى و دیده ی آنان را در روز قیامت با نگاه به سوى‏ جمال خویش روشن نمودى، و جایگاه راستى را در جوارت به آنان واگذار نمودى، اى آن‏که باریافتگان بر کریم‏تر از او بار نیابند، و قصدکنندگان مهربان‏تر از او را نیابند، اى بهترین کسى ‏که شخص تنها با او خلوت کند، و اى مهربان‏ترین کسى ‏که‏ انسان رانده به جانب او روى آورده، به سوى گستردگى عفوت دست گدایى دراز کردم، و به دامن کرمت چنگ آویختم، مرا سزاوار حرمان مکن و به ناامیدى و زیان دچار مساز، اى شنواى دعا، اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات یازدهم : راز و نیاز نیازمندان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا شکستگى ‏ام را جز لطف و محبتت جبران نکنند، و تهیدستى ‏ام را بى ‏نیازى نرساند جز مهر و احسانت، و هراسم را جز امان تو آرام ننماید، و خوارى ‏ام را جز توانایى ات به عزّت تبدیل نکند، و مرا جز فضلت به آرزویم نرساند و شکاف فقرم را جز احسان تو پر نکند، و حاجتم را کسى جز تو بر نیاورد، و غمزدگى ‏ام را جز رحمتت برطرف ننماید و بدحالى ‏ام را جز مهرت نگشاید و سوز سینه‏ ام را جز وصل تو خنک نکند و آتش درونم را جز دیدارت خاموش نگرداند و بر حرارت شوقم به تو جز نگاه به جمالت آب نریزد، و آرامشم بدون نزدیک شدن به حضرتت برقرار نشود
و حسرتم را جز نسیم رحمتت برنگرداند، و بیمارى ‏ام را جز درمانت‏ شفا ندهد و غمم را جز مقام قربت برطرف نسازد، و زخمم را جز چشم‏پوشى ‏ات التیام ندهد، و آلودگى دلم را جز گذشت‏ تو نزداید، و وسواس سینه ‏ام را جز فرمانت از میان نبرد، اى نهایت آرزوى آرزومندان، اى‏ غایت خواهش خواهندگان، اى دورترین مطلوب جویندگان، اى والاترین رغبت راغبان، اى سرپرست‏ شایستگان، اى امان ترسیدگان، اى اجابت کننده ی دعاى بیچارگان، اى ذخیره ی ناداران، اى گنج بینوایان، اى فریادرس دادخواهان، اى برآورنده ی حاجات تهیدستان و بر خاک‏ نشستگان، اى‏ کریم‏ترین کریمان، اى مهربان‏ترین مهربانان، فروتنى و خواهشم به پیشگاه توست، و زارى و ناله‏ ام به سوى‏ تو، از تو مى ‏خواهم مرا به نسیم خرسندى ‏ات برسانى،و نعمتهاى نیکویت را بر من تداوم بخشى،من اینک‏ بر در خانه ی کرمت ایستاده ‏ام،و در معرض نسیم هاى نیکى ‏ات قرار دارم،و به رشته ی محکمت چنگ زده ‏ام و به دست‏اویز استوارت دست آویختم، خدایا بر بنده ی خوارت که زبانش گنگ،و عملش اندک است رحم کن،و با احسان پیوسته و برجسته ‏ات بر او منّت گذار، و او را زیر سایه ی بلندت حمایت فرما ، اى گرامى، اى زیبا، اى مهربانترین‏ مهربانان.

 

مناجات دوازدهم : راز و نیاز عارفان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است
خدایا زبانها از اداى ثنایت آنچنان‏که شایسته ی عظمت توست کوتاه است، و خردها از درک ژرفاى جمالت‏ ناتوان است، و دیده ‏ها از تماشاى بزرگی هاى ذاتت درمانده است، براى خلق راهى‏ به سوى شناسایى ‏ات جز ناتوانى از شناخت قرار ندادى، خدایا ما را از کسانى قرار ده که شاخسارهاى‏ اشتیاق به سویت در بوستانهاى سینه‏ هایشان استوار و پابرجا شده است و سوز عشقت در کانون دلهایشان‏ برافروخته، از این روى به آشیانه ی اندیشه‏ هاى والا جاى گیرند، و در گلستان قرب و مکاشفه‏ ات مى ‏گردند، و از حوضهاى محبّتت با جام ملاطفت مى ‏نوشند و در کنار نهرهاى صفا وارد مى ‏شوند، درحالى ‏که پرده از دیدگانشان برداشته شده، و تاریکى دودلى از باورها و ضمایرشان زدوده گشته، و خلجان شک از دلها و باطنشان بیرون رفته، و سینه ‏هایشان با تحقّق معرفت گشوده شده، و همّتشان براى پیشى گرفتن در میدان خوشبختى بر اثر زهد بلندى گرفته، و نوشیدنشان در چشمه ی زلال کردار گوارا شده، و باطنشان در مجلس انس پاکیزه گشته، و راهشان در جاى ترسناک ایمنى یافته، و جانشان با رجوع به رب‏ الارباب اطمینان یافته، و ارواحشان به نیکبختى و رستگارى یقین یافته، و دیدگانشان با نظر به محبوبشان روشنى‏ گرفته، و آرامششان با دریافت خواهش و رسیدن به آرزو استقرار یافته، و تجارتشان در فروش دنیا به آخرت‏ سودبخش بوده، خدایا چه لذّت‏بخش است در دلها خاطرات الهام گرفته از یادت، و چقدر شیرین است‏ پویش به سوى تو با مرکب اندیشه‏ ها در راه هاى غیب، و طعم عشقت چه خوش، و شربت مقام قربت چقدر گوارا است، پس ما را از راندن و دور کردنت پناه ده، و از خاص‏ترین عارفانت و شایسته ‏ترین بندگانت‏ و راستگوترین فرمانبرانت و خالص‏ترین پرستندگانت قرار داده، اى بزرگ، اى باشکوه، اى گرامى، اى بخشنده، به مهربانى ‏ات‏ اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات سیزدهم : راز و نیاز ذاکرین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است
خدایا اگر پذیرش فرمانت بر من واجب نبود هر آینه پاک نگاه مى ‏داشتمت از اینکه ذکر تو گویم، چه ذکر من تو را به اندازه ی کاستى من است نه برازنده ی کمال تو، شأن و اندازه ی من چقدر مى ‏تواند بالا رود تا ظرف تقدیس تو قرار گیرم؟ از بزرگ‏ترین نعمتها بر ما جارى شدن ذکر تو بر زبان ماست، و اجازه ‏ات به ماست که تو را بخوانیم و تنزیه و تسبیح گوییم، خدایا پس ذکرت را به ما الهام کن در نهان و آشکار و شب و روز، و پیدا و پنهان، و در خوشى و ناخوشى و ما را به ذکر پنهان مأنوس فرما و به عمل پاکیزه و کوشش پسندیده بکار گیر، و به میزان کامل پاداشمان ده، خدایا دلهاى عاشق، شیفته ی تو اند، و خردهاى جداى از هم بر معرفتت‏ گرد آمده ‏اند، بدین خاطر دلها آرام نگیرند جز به یاد تو، و جانها جز به هنگام مشاهده‏ ات راحتى نیابند، تو تنزیه‏ شده‏ اى،در هرجا، و پرستیده گشته ‏اى در هرگاه و در همواره ی روزگار بوده ‏اى، و به هر زبان‏ خوانده شده‏ اى، و در هر دلى بزرگداشت شده ‏اى . از هر لذّتى به جز ذکر تو، و از هر آسایشى‏ جز همدمى با تو، و از هر شادمانى به غیر قرب تو، و از هر شغلى جز طاعت تو پوزش مى ‏جویم، تو گفتى‏ و گفتارت حق است که: اى کسانى که ایمان آورده ‏اید خدا را بسیار یاد کنید و در بامداد و شامگاه او را تسبیح گویید و تو گفتى و گفتارت حق است:«مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم«ما را به یاد کردنت فرمان دادى، و وعده فرمودى که تو نیز از روى شرافت و عزّت و کرامت بخشیدن به ما، ما را یاد کنى، اکنون برابر با فرمانت تو را یاد مى ‏کنیم، پس تو نیز به وعده ‏ات وفا کن، اى یادآور یادکنندگان، و اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات چهاردهم : راز و نیاز پناه جویان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است
خدایا اى پشتیبان پناه‏جویان، و اى پناه پناهندگان، و اى رهایى ‏بخش هلاک شدگان، و اى نگهدار بینوایان، و اى مهرورز بى ‏چیزان، و اى اجابت کننده درماندگان و اى گنجینه ی تهیدستان و اى جبران کننده شکست خوردگان، و اى‏ جایگاه آواردگان، و اى یاور ناتوان‏شمردگان، و اى پناه‏دهنده ی ترسیدگان و اى غمگسار غمزدگان، و اى دژ پناهندگان، اگر به عزّتت پناه نیاورم پس به که پناه برم، و اگر به قدرتت پناهنده نشوم، به که پناهنده شوم؟ گناهان‏ وادارم ساخته که به دامان گذشتت چنگ زنم، و خطاها محتاجم کرده که از تو خواهم درهاى چشم‏پوشى ‏ات‏ را بر من بگشایى،
و بدیها مرا فراخوانده تا به آستان عزّتت بار اندازم، و هراس از انتقام وادارم کرده که به‏ دستاویز مهرت چنگ زنم، کسى ‏که به ریسمانت چنگ زده سزاوار نیست خوار گردد، و آن‏که به عزّتت‏ پناهنده شده، شایسته نیست رها گردد یا واگذاشته شود، خدایا ما را از حمایتت محروم مکن، و از پوشش رعایتت برهنه مساز، و از پرتگاههاى هلاک دورم کن، زیرا ما در سایه ی توجه تو و در حمایت تو به سر مى ‏بریم و از توییم، از تو مى‏ خواهم به حق خاصان از فرشتگانت، و شایستگانت از بندگانت، که براى ما سپرى قرار دهى که ما را از هلاکتها برهاند، و از آفات برکنار دارد، و از بلاهاى سخت نگهدارى کند، و هم اینکه آرامش خود را بر ما نازل کنى، و چهره‏ هاى ما را به انوار محبتت پرفروغ گردانى، و ما را در پناهگاه محکمت پناه دهى، و در کناره‏ هاى نگهدارى خویش‏ بگنجانى، به حق مهر و رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

 

مناجات پانزدهم : راز و نیاز پارسایان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى ‏اش همیشگى است‏

خدایا، ما را در خانه ‏اى ساکن نموده ‏اى که گودالهاى فریبش را براى ما آماده ساخته، و در شبکه ‏هاى خیانتش به دستهاى مرگ آویخته، از دامهاى فریبش به تو پناه مى ‏آوریم، و چنگ مى ‏زنیم از مغرور شدن به زیورهاى آراسته‏ اش به عنایت تو، که این دنیا خواهندگانش را هلاک مى ‏سازد، و واردینش را نابود مى ‏کند، آکنده به آفتهاست، انباشته از نکبتهاست، خدایا ما را به دنیا بى ‏رغبت کن، و به توفیق و عصمتت ما را از آن سلامت بدار و جامه‏ هاى مخالفت را از هستیمان برکن، و با حسن‏ کفایتت امور ما را سرپرستى فرما، و فزونى سهم ما را از رحمت گسترده‏ ات کامل گردان، و از چشمه‏ سار مواهبت عطاى ما را نیکو گردان، و در سرزمین دلهاى ما درختان محبتت را بکار، و انوار معرفتت را بر ما کامل کن، و شیرینى گذشت‏ و لذّت آمرزشت را به ما بچشان، و دیدگان ما را در جهان دیگر به دیدارت روشن فرما، و محبّت دنیا را از دل ما بیرون کن، آنگونه که درباره ی نیکوکاران برگزیده ‏ات و خاصّان نیکوکردارت انجام دادى، به حق مهربانى ‏ات اى‏ مهربان‏ترین مهربانان و اى گرامى ‏ترین گرامیان.

ترجمه استاد حسین انصاریان

 منبع: http://doanyaz.blogfa.com/cat-

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٩

کودکان

به نام او که کودکان را به نزد ما به امانت گذاشت:

کودکان

 کودکان، امروز با هم دوستان صمیمی هستند و فردا به ظاهر دشمن می شوند هر کسی که با آنها از مدرسه به خانه می آید دوست لحظه ای آنهاست بدین ترتیب گروه های دوستان مداوم تشکیل می دهند و از هم می پاشند هر کودکی نیازمند چند دوست خوب و یا گروهی است که بتواند آنها را متعلق به خود بداند زیرا با داشتن آنها می تواند چیزهای زیادی برای خودش بیاموزد. برای کودکان در تمام سنین تجارب زود هنگامی فراهم کنید تا خود بتوانند دوستانشان را انتخاب کنند اگر کودکی امکان برقراری ارتباط با دیگران را نداشته باشد نمی تواند بیاموزد که چطور در اجتماع رفتار کند به او مهارت های اجتماعی را بیاموزید و هنگامی که دوستیش خاتمه یافت یا احساس مشکل کرد به او کمک کنید چون هیچ پناه گاه و امنیتی بالاتر از والدین برایشان وجود ندارد. کودکان باید تجربه کنند تا بیاموزند، جالب است بدانید:

1- کودک وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کند می آموزد بی اعتماد باشد

2- وقتی با خشونت زندگی کند می آموزد که جنگجو باشد

3- وقتی با ترس زندگی کند می آموزد که اضطراب داشته باشد

4- وقتی با ترحم زندگی کند می آموزد که به خود احساس ترحم داشته باشد

5- وقتی با تمسخر زندگی کند می آموزد خجالتی باشد

6- وقتی با حسادت زندگی کند می آموزد که همیشه احساس کینه داشته باشد

7- وقتی با شکیبایی زندگی کند بردباری را می آموزد

8- وقتی با تشویق به جا زندگی کند اعتماد و اطمینان را می آموزد

9- وقتی با پاداش زندگی کند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزد

10- وقتی با تصدیق شدن زندگی کند عشق می آموزد

11- وقتی با انصاف زندگی کند دفاع از حقوق را می آموزد

12- وقتی با صداقت زندگی کند حقیقت را می آموزد

13- وقتی با تایید زندگی کند با هدف زندگی کردن را می آموزد

14- وقتی با توافق زندگی کند دوست داشتن خود را می آموزد

15- وقتی با دوستی و محبت زندگی کند زندگی در دنیای امن را می آموزد.

 دروغگویان کوچک را تنبیه نکنید

 والدین باید از تنبیه کودک هنگامی که دروغ می‌‌گوید بپرهیزند. الگوی رفتاری کودک، خود پدر و مادر هستند پس باید والدین مراقب باشند در مقابل کودک دروغ نگویند، دروغ کودک را تأیید نکنند و کودک را مجبور به دروغگویی نکنند. در سنین قبل از دبستان دروغ یک مفهوم غیر انتزاعی در ذهن کودک است بدین معنی که کودک ظرایف، عواقب و ویژگی‌های دروغ را نمی‌داند و دروغ را به صورت رفتار یادگیری شده، بروز می‌دهد. دروغ در کودکان در واقع تقلیدی است از رفتار بزرگسالان، بنابراین والدین نباید دروغ‌ گویی کودک را عامدانه و منفعت طلبانه تلقی کنند چرا که کودکان این رفتار را به طور الگویی یادگرفته‌اند و دروغ آنها آن چنان ابتدایی است که به وضوح دروغ بودن آن مشهود می‌شود. خانواده در قبال دروغ گفتن کودک باید واکنش تربیتی نشان دهد یعنی به کودک بگوید که ما می‌دانیم که تو شوخی کرده‌ای یا بازی انجام داده‌ای یا خواسته‌ای ما را بخندانی اما ما دوست نداریم که تو این گونه حرف بزنی یا از حرف تو ناراحت شده‌ایم.  

والدین باید از تنبیه کودک در مقابل این نوع رفتار بپرهیزند و با توجه به اینکه الگوی رفتاری کودک خود پدر و مادر هستند پس باید والدین مراقب باشند تا در مقابل کودک دروغ نگویند، دروغ کودک را تأیید نکنند و کودک را مجبور به دروغگویی نکنند.

تغذیه دانش‌آموزان از نگاه طب سنتی

بهترین صبحانه دانش‌آموزان

بهترین نمونه برای صبحانه استفاده از غذاهایی با طبیعت گرم است، زیرا غذای با طبع سرد مثل شیر باعث رخوت و سستی آن‌ها در سر کلاس خواهد شد. لازم به ذکر است شیر را قبل از خواب به کودکان بدهید یا اگر آن را در صبحانه قرار می‌دهید، حتماً به همراه عسل یا خرما باشد تا طبع سرد آن ملایم شود (البته قبل از خواب هم بهتر است با مصلح خود میل گردد.

 نمونه صبحانه‌های مناسب دانش‌آموزان

ارده و عسل یا مربا، کره و عسل یا مربا، حلوا ارده، شیر و عسل، نان و خرما، حلوای سنتی، خوراک عدسی با گلپر، فرنی یا شیر برنج به همراه مربا، نان شیرمال و عسل، تخم‌مرغ (مصلح تخم‌مرغ آویشن یا گلپر است)، البته میوه یا آب‌میوه طبیعی فصل هم گزینه‌های مناسب دیگری هستند.

 غذاهای آماده را به عنوان میان‌وعده دانش‌آموزان انتخاب نکنید!

متأسفانه امروزه مردم معیار مناسبی برای انتخاب غذا ندارند و اغلب به در دسترس بودن، ارزان بودن، تهیه سریع و آسان و طعم ماده غذایی توجه بیشتری می‌شود تا کیفیت و مواد مغذی آن. از این‌رو مشکلات گوارشی، چاقی کودکان، بیماری‌های مزمن و دیابت روز به‌روز در حال گسترش است. متأسفانه هنوز هم مادرانی هستند که میان‌وعده کودکان خود را ساندویچ سوسیس یا کالباس یا غذاهای آماده انتخاب می‌کنند. اغلب مواد نگه‌دارنده که در صنایع غذایی به کار می‌روند، سرطان‌زا هستند. تمام محصولات کارخانه‌ای به علت افزودنی‌ها و مواد نگه‌دارنده موجود در آن‌ها طبع سرد دارند، پس مصرف روزانه و پشت سر هم آن‌ها باعث سردی بدن و بروز بیماری‌های مختلف می‌شود که از معروف‌ترین آن‌ها MS است.

 چاشت مدرسه جایگزین صبحانه نیست

با توجه به اینکه اغلب دانش‌آموزان صبح از منزل خارج می‌شوند، نکته بسیار مهم این مسئله است که بعضی از خانواده‌ها با همراه کردن چاشت فرزند خود، از دیدشان کار بسیار مهمی انجام داده و وعده صبحانه را تکمیل می‌پندارند، در صورتی که نکته اشتباه این است که چاشت مدارس به هیچ عنوان جایگزین صبحانه منزل نیست.

مطالعات علمی ثابت کرده‌اند که عملکرد مغز حدود 1 ساعت پس از صرف صبحانه به میزان طبیعی خود می‌رسد و با توجه به اینکه زمان صرف چاشت پس از حدود 1.5 تا 2 ساعت بعد از حضور در مدرسه است (با احتساب مسیر خانه تا مدرسه) عملاً چند ساعت اولیه مدرسه بازدهی و کارایی مغز تا حد کفایت خود فاصله زیادی دارد، بنابراین باید با خواباندن به موقع دانش‌آموزان و به موقع بیدار شدن آن‌ها در صبح، فرصت کوتاه 15 تا 20 دقیقه‌ای برای صرف صبحانه آن‌ها قرار دهیم. دیر بیدار شدن باعث عصبی شدن و استرس بیجای نوگلان ما شده ضمن اینکه با دست خود ضربه محکمی به فراگیری آموزش آن‌ها در مدرسه وارد می‌کنیم.

 منبع :  http://javadniaschool.ir/views/pages-view.php?id=13

علی اکبر احمدلو ; ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٤