زندگی آرام و دلپذیر

 

آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟

 

1.  زندگی و هر مسئله کوچکی را آنقدر جدی تلقی نکنید، هر چند وقت یک بار زندگی را شوخی بگیرید و با  سرزندگی و  سبکبالی با رخدادها برخورد کنید و بینید که روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .

2.     از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم کنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال کنید .

3.     دامنه توقعات و انتظارات خود را کوتاه و کوتاه تر کنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.

4.     در تمام مراحل زندگی مسئولیت کامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین که دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید، دست بردارید.

5.     نگران نباشید که مردم درباره شما چه فکر می کنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فکر نمی کنند.

6.     هنگامی، آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید کرد که بدانید کار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این که به چه قیمتی تمام می شود.

7.     مردم گفته های شما را فراموش می کنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.

8.     آرامش فکری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی کنید.

9.     از همین امروز تصمیم بگیرید که یا از موقعیت هایی که باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری کنید و یا آنها را حل  و فصل نمایید.

10. زندگی شما بازتاب افکارتان است. اگر افکارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.

11. تمام کسانی را که تاکنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها کنید.

12. کنترل کامل پیام هایی را که به ذهن خودآگاه  خود راه می دهید در دست بگیرید.

13. وقایع ، تعیین کننده احساسات شما نیست ؛ بلکه واکنش شما نسبت به وقایع است که احساسات شما را شکل می دهد.

14. هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید کرد.

15. هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترین عبارات برای حل یک اختلاف این است: " شاید من اشتباه می کنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور کنید.

17. عادت قدر شناسی را در خود تقویت کنید. در زندگی شکرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی که دارید باشید.

18. عمر کوتاه تر از آن است که حتی لحظه ای از آن را برای انجام کاری که دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف کنید.

19. حداقل همان قدر که برای کارتان تلاش می کنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش کنید.

20. هرگاه دلبستگی جدیدی پیدا کنید ، بر نیروی زندگی خود افزوده اید.

 منبع: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid

علی اکبر احمدلو ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢۳

کمتر بیمار شوید

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
احساساتتان را بیان کنید

هیجانات و احساساتی که سرکوب یا  پنهان شده باشند به بیماری‌هایی نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر می‌شوند. سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی  می‌تواند به سرطان هم بیانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ یک محرم می‌رویم و رازها و خطاهای خود را با او در میان می‌گذاریم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.

  اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
تصمیم‌گیری کنید

 افراد دو دل و مردد دچار دلهره و اضطراب هستند. دو دلی و بی‌تصمیمی باعث می‌شود که مشکلات و نگرانی‌ها روی هم انباشته شوند.  تاریخ انسان بر اساس تصمیم‌گیری‌ها ساخته شده است.  تصمیم‌گیری دقیقاً به معنی چشم‌پوشی آگاهانه از بعضی مزایا و ارزش‌ها برای به دست آوردن بعضی دیگر است. افراد مردد در معرض بیماری‌های معده ای، دردهای عصبی و مشکلات پوستی  قرار دارند.

 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید

به دنبال راه حل‌ها باشید
افراد منفی، مشکلات را بزرگ  می‌کنند و راه حل‌ها را  نمی‌یابند. آن‌ها غم و غصه، شایعه
و بدبینی را ترجیح می‌دهند. روشن کردن یک کبریت بهتر از تاسف  خوردن از تاریکی است. زنبور، موجود  کوچکی است اما یکی از شیرین‌ترین  چیزهای جهان را تولید می‌کند.  ما همانی هستیم که می‌اندیشیم.  افکار منفی باعث تولید انرژی منفی  می‌شوند که آن‌ها نیز به نوبه خود  تبدیل به بیماری می‌گردند.


 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
در زندگی اهل تظاهر نباشید

کسی که واقعیت را پنهان نگاه  می‌دارد، تظاهر می‌کند و همیشه می‌خواهد راحت و خوب و کامل به نظر  دیگران برسد، در واقع بار سنگینی  را بر دوش خود قرار می‌دهد.  مثل یک مجسمه برنزی با پایه‌های  گِلی. هیچ چیز برای سلامتی بدتر از  نقاب به چهره داشتن و زندگی کردن  با تظاهر نیست.  این گونه افراد زرق و برق زیاد و ریشه و مایه اندکی دارند و مقصد  آن‌ها داروخانه، بیمارستان و درد است.

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
واقعیت‌ها را بپذیرید

سرباز زدن از پذیرش واقعیت‌ها و  عدم اتکاء به نفس، ما را از خودمان  بیگانه می‌سازد. هسته اصلی یک  زندگی سالم، یکی بودن و رو راست بودن با خود است.  کسانی که این را نمی‌پذیرند،  حسود، مقلد، مخرب و رقابت طلب  می‌شوند. پذیرفتن انتقادها، کاری  عاقلانه و ابزار درمانی خوبی است.

 اگر نمی‌خواهید بیمار شوید
اعتماد کنید

 کسانی که به دیگران اعتماد ندارند  نمی‌توانند ارتباط خوبی با   دیگران برقرار کنند و نمی‌توانند  رابطه پایدار و عمیقی با دیگران به  وجود آورند.  آن‌ها معنی دوستی واقعی را درک  نمی‌کنند. بی‌اعتمادی باعث کاهش  ایمان فرد می‌گردد.  این مطلب را بخوانید و عمل  کنید  و برای دوستانتان بفرستید تا آن‌ها نیز بیمارنشوند!
اثری از: دکتر دراتسیو وارلا

منبع: http://www.mitranursee.blogfa.com

 

علی اکبر احمدلو ; ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٠

لذت بردن از زندگی

به همین راحتی از زندگی‌تان لذت ببرید!

 

 

لذت بردن از زندگی با پول راحت تر است اما برای لذت بردن اگرچه پول لازم است اما کافی نیست. حتی برخی پا را فراتر گذاشته اند و معتقدند برای لذت بردن از زندگی حتی پول هم لازم نیست. اگر کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت‌ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یک روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم... در کوچک‌ترین اتفاقات عظیم‌ترین تجارب بشر نهفته است. باور کنید...

در این یادداشت شما را با چند روش ارزان برای لذت بردن از زندگی آشنا می کنیم:
- بخندید: بزرگی گفته است، "هدر رفته ترین روز، روزی است که در آن نخندیده باشید". واقعاً درست است. هیچوقت نباید آنقدر سرتان مشغول باشد که وقت برای خندیدن نداشته باشید یا آنقدر فرد جدی باشید که لبخند نزنید. درعوض، دور و بر خود را با آدم های شوخ و بامزه پر کنید تا همیشه خنده بر لبانتان باشد.

-تحسین زیبایی هر روز ما به اشکال و مدل های مختلف با زیبایی روبه رو می شویم. واقعاً جای خجالت است که خیلی از آدم ها آنقدر به این زیبایی ها عادت می کنند که دیگر به تحسین آن نمی پردازند. توصیه ما این است که به آدم ها، گیاهان، اسباب و اثاثیه اطرافتان، ساختمان ها و ... دوباره نگاهی بیندازید و برای تحسین آن لحظه ای زمان بگذارید.

- حال یک دوست قدیمی را بپرسید: امتحانش ضرر ندارد. الان، همین الان تلفن را بردارید و به یک دوست قدیمی زنگ بزنید. به این ترتیب هر دوی شما از یک لذت ارزان زندگی لذت خواهید برد.

- هدیه های قدیمی و یادگاری ها: هدیه های قدیمی که گرفته اید نگاه کنید، عکس های خاطره انگیز هم بد نیست. یاد آوری روزهای خوش هم زیباست . از قدیم گفته اند وصف العیش نصف العیش.

- آشپزی کنید: آشپزی کردن یکی از راه هایی است که به آرامش و لذت می انجامد. اگر برای کسانی که دوستشان دارید آشپزی کنید، لذتتان را دو برابر خواهد کرد.

- با مشکلات شوخی کنید: مشکلات زندگی تمامی ندارد پس اگر با آنها شوخی کنید شادی هایتان هم تمامی نخواهد داشت . البته فراموش نکنید منظور از شوخی این نیست که خودتان را سرکوب کنید و به باد تمسخر بگیرید.

- از درخت بالا بروید اگر نبود جوی آب هم هست بر روی لبه جوی راه بروید: می خندید باور کنید لذت بخش است. اگر شک دارید امتحان کنید.

- از داشته هایتان استفاده کنید: یکی از عادت های بد برخی از ما این است که بهترین لباس ها، غذاها، تفریحات، پول ها و حتی احساساتمان را برای روز مبادا نگه می داریم. زیاد بگو دوستت دارم. از آنچه در اختیار داری استفاده کن و آن را برای روز مبادا ذخیره نکن.

- به خودتان جایزه بدهید: چرا به خودتان جایزه نمی دهید! طی یک روز عادی همه ما مطمئنا موفقیت های کوچکی به دست می آوریم. شاید بالاخره موفق شده باشید با یک مشتری سرسخت برخورد کنید، یک فروش کرده باشید، یا کسی در کارتان تحسینتان کرده باشد. البته اینها موفقیت هایی نیست که ارزش ندارد برایش مهمانی بگیرید اما چرا نباید لحظه ای را برای جشن گرفتن این موفقیت های کوچک خود اختصاص دهید؟ این تجربه را با کس دیگری درمیان بگذارید، با یک ناهار خوشمزه به خودتان پاداش بدهید و یا این که با یک شاخه گل، یک بستنی خوشمزه، یک لباس مخصوص خانه ارزان و شیک، یک بسته خوراکی، پاستیل و .... از خودتان قدردانی کنید.

- تشکر کنید: هر روز افراد زیادی به ما محبت می کنند. قدر دانی و تشکر از آنها نه تنها خستگی را از تن ایشان به در می کند باعث لذت و شادی خود شما هم می شود.

- موقع پیاده شدن از تاکسی از راننده تشکر کنید.

- از همکارتان به خاطر همکاری و همراهی تشکر کنید.

- از رئیستان بابت کار خوبی که برایتان انجام داده تشکر کنید.

- از مادر یا همسرتان به خاطر غذای خوشمزه تشکر کنید.

- از خدا تشکر کنید.

- دیدن فیلم و خواندن رمان های جذاب،شعر خواندن را هم امتحان کنید: این تفریحی است که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. تفریحی که ثروتمندان و فقرا در آن شریک اند. اما هر کدام به وسع و سطح سواد و درک هنری خودشان.

- به پارک و دل طبیعت بروید: طبیعت مسکنی بسیار قوی برای استرس و فشارهای زندگی مدرن است. خوردن ناهار در پارک، سر زدن به گلخانه ها یا تماشای غروب خورشید چند ایده ساده برای لذت بردن از طبیعت است.

یکی از بهترین سرگرمی های روزهای گرم سال این است که شام را بردارید و به همراه اعضای خانواده به نزدیک ترین پارک محل بروید.

 

-          با بچه ها رفاقت کنید: دوستی با بچه ها، کودک درونتان را هر چند در خواب عمیق باشد بیدار می کند و به یادتان می آورد که وقتی نوزاد بودید روزی 300 بار می خندیدید اما این روز ها هفته ای یک لبخند می زنید!

- به دیگران کمک کنید: هر کاری از دستتان بر می آید برای اطرافیانتان انجام دهید. لازم نیست پول خرج کنید شنیدن درد دل یک دوست، همکار و یا همسفر اتوبوس، حمل کردن خرید های یک فرد مسن و .... هرچه از دستتان برمی آید. لذت کمک کردن به دیگران را ازخودتان نگیرید.

- محیط اطرافتان را مرتب کنید: اگر بیرون خود را مرتب کنید درونتان هم مرتب می شود. اتاق، محل کار، راه پله های ساختمان، کوچه و ماشینتان را تمیز کنید و بعد از اتمام کار از تمیزی لذت ببرید.

- به صبحها و شبهایتان، دوباره فکر کنید: آیا روزهایتان همیشه در عجله برای بیرون زدن از خانه است؟ آیا شب ها فقط تلویزیون را خاموش می کنید و به رختخواب می روید؟ تنظیم یک برنامه برای روزها و شب ها بسیار فایده بخش است. مثلاً صبحها تنظیم کنید که یک ساعت زودتر بیدار شوید و آن زمان را برای کار کردن روی خودتان بگذرانید، مثلاً کتاب خواندن، چیز نوشتن یا ورزش کردن. شب ها هم قبل از رفتن به رختخواب زمانی را به این فکر کنید که روزتان را چگونه گذراندید.

گردآورنده::سایت شورکا

-          منبع: http://shourka.ir/Pages/ContinuPost.aspx?PI=2080201471431905

علی اکبر احمدلو ; ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

مردم ژاپن

دانستنی‌های جالب در مورد مردم ژاپن

آیا می‌دانستید که در ژاپن نظافت عمومی حرف اول را می‌زند؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن هرچه از لوازم منزل که استفاده نشود را به زباله‌دانی می‌سپارند؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن خانه‌ی ویلایی تقریباً وجود ندارد؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن مردم اگر باغچه‌ی کوچک داشته باشند در آن ترب می‌کارند و اگر بزرگتر باشد برنج می‌کارند؟

آیا می‌دانستید که بن مایه‌ی قدرت اقتصادی ژاپن را زنان ژاپن می‌سازند؟

آیا می‌دانستید که ژاپنی‌ها اصلاً پس‌انداز نمی‌کنند؟

آیا می‌دانستید که تورم در ژاپن منفی است؟

آیا می‌دانستید که حقوق یک معلم در ژاپن حداقل 7000 دلار در ماه است؟

آیا می‌دانستید که کار کردن در ژاپن افتخار است؟

آیا می‌دانستید که یک کارمند ژاپنی برای رضایت مشتری حتی حاضر است خانواده‌ی خود را فدا کند؟

آیا می‌دانستید که شکست در کار برای یک مدیر ژاپنی برابر مرگ است؟

آیا می‌دانستید که کارمندان ژاپنی روزی یک ساعت در محل کار ورزش دسته جمعی می‌کنند؟

آیا می‌دانستید که هر ژاپنی در هر شغلی که باشد به آن افتخار می‌کند؟

آیا می‌دانستید که ژاپنی‌ها پایبند دیانت خاصی نیستند و به همه‌ی ادیان احترام می‌گذارند؟

آیا می‌دانستید که مربیان و معلمان تمام کودکان ژاپنی خانم هستند و حتی از مادرانشان دلسوزترند؟

آیا می‌دانستید که هنگامی که مدارس تعطیل می‌شوند دانش‌آموزان گریه می‌کنند؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن خانم‌ها بعد از ازدواج عموماً کار نمی‌کنند؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن خانم‌ها عمدتاً تحصیلات عالی و بیشتر از نوع اقتصاد خانواده دارند؟

آیا می‌دانستید که مردان حقوق خود را یکجا به همسران خود می‌دهند و از آن‌ها پول تو جیبی می‌گیرند؟

آیا می‌دانستید که کارمندان ژاپنی اضافه کار نمی‌گیرند و متعهد هستند تا هر ساعتی که لازم باشد در شرکت بمانند تا کار روزانه‌ی خود را تمام کنند؟

آیا می‌دانستید که آقایان هر ساعتی از شب به خانه برگردند اولین پرسشی که از همسر خود می‌شنوند این است که: آیا شام خورده‌ای؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن برای انجام هر کاری دستورالعمل و برنامه‌ای از پیش تعیین شده وجود دارد، حتی تعمیر جدول یک باغچه‌ی کوچک کنار پیاده رو با نقشه و برنامه انجام می‌شود؟

آیا می‌دانستید که دانش آموزان ژاپنی به همراه معلمان خود هر روز مدرسه خود را به مدت 15 دقیقه تمیز می‌کنند که منجر به ظهور نسلی می‌شود که فروتن و مشتاق پاکیزگی است؟

آیا می‌دانستید که هر شهروند ژاپنی که سگ دارد یک کیسه مخصوص مدفوع سگ با خود حمل می‌کند؟ بهداشت و اشتیاق به آن بخشی از اخلاق ژاپنی‌ها است؟

آیا می‌دانستید که کارگر بهداشت در ژاپن مهندس بهداشتی نامیده می‌شود و می‌تواند حقوقی بین 5000 تا 8000 دلار در ماه طلب کند؟

آیا می‌دانستید که ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد و سالانه با صدها زلزله مواجه می‌شوند اما این جلوی آنها را برای تبدیل شدن به بزرگترین‌های اقتصاد جهان نگرفته است؟

آیا می‌دانستید که هیروشیما بعد از انفجار بمب اتم در آن شهر فقط 10 سال طول کشید تا به آنچه جنب و جوش اقتصادی قبل از افتادن بمب اتم در آن شهر بود باز گردد؟

آیا می‌دانستید که در ژاپن از استفاده از تلفن همراه در قطارها، رستوران‌ها و اماکن سرپوشیده جلوگیری می‌شود؟

آیا می‌دانستید که دانش‌آموزان ژاپنی از سال اول تا ششم ابتدایی باید اصول اخلاقی در برخورد با مردم را بیاموزند؟

آیا می‌دانستید که از سال اول تا سوم مقدماتی دانش‌آموزان ژاپنی هیچ نوع امتحانی وجود ندارد؟ چون هدف از آموزش و پروش القای مفاهیم و ساختن شخصیت است و نه امتحان و اجبار؟

آیا می‌دانستید که ژاپنی‌ها حتی اگر یکی از ثروتمندترین افراد جهان باشند باز هم هیچ خدمتکاری در خانه ندارند و پدر و مادر مسئول خانه و کودکان خود هستند؟

آیا می‌دانستید که اگر به یک رستوران در ژاپن بروید، متوجه خواهید شد که مردم به اندازه‌ای که نیاز دارند غذا می‌خورند، بدون تولید هیچ زباله و اصرافی؟

آیا می‌دانستید که میزان تاخیر قطارها در ژاپن حدود 7 ثانیه در سال است؟ آنها ارزش زمان را درک می‌کنند و در دقیقه و ثانیه وقت شناس هستند؟

آیا می‌دانستید که کودکان در مدرسه بعد از یک وعده غذایی دندان‌های خود را مسواک می‌زنند و تمیز می‌کنند؟ آنها از سنین پایین به حفظ سلامتی خود اهمیت می‌دهند؟

آیا می‌دانستید که دانش آموزان در ژاپن نیم ساعت طول می‌کشد تا وعده غذایی خود را تمام کنند به این دلیل که مطمئن شوند غذا به درستی هضم شده؟ وقتی که درباره این نگرانی‌ها پرسیده می‌شود، آنها می‌گویند که این دانش‌آموزان آینده ژاپن هستند؟

آیا می‌دانستید که در مدارس ژاپن به دانش‌آموزان نمره داده نمی‌شود و ارزیابی بصورت گروهی انجام می‌شود و گروه باید تلاش کند که همه در سطح خوبی قرار بگیرند؟

آیا می‌دانستید که کودکان هنگام نشستن روی صندلی اتوبوس یا قطار ابتدا کفش خود را در می‌آورند و بدون کمک مادر روی صندلی می‌نشینند؟

آیا می‌دانستید که بوسیدن و دست دادن در ژاپن مرسوم نیست و حتی مادران فرزندان خود را نمی‌بوسند؟  

علی اکبر احمدلو ; ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٩

خود شناسی

چطور انسان برون‌گرایی باشیم؟

مردم دلایل مختلفی برای خودیاری دارند: به طور دایم در درون خود به دنبال یافتن پاسخ بودن و مواجه شدن با مسایل مختلف باعث می شود تا انسان احساس افسردگی و درون‌گرا بودن داشته باشد؛ باعث می شود انسان غمگین و بیشتر مواقع ساکت باشد. اما بسیاری از انسان ها خودشان هم از این مساله خوشحال نیستند. دوست دارند این روند سکوت و همیشه درد کشیدن را در هم بشکنند و زندگی شاد و مملو از انرژی را تجربه کنند. جماعتی از روانشناسان و کارشناس اعتقاد دارند، انسان با از بیرون دیدن خود می تواند شادی را در لحظه های زندگی‌اش تجربه کند و رابطه اجتماعی بهتری نیز داشته باشد. برای دانستن مزایای برون‌گرا بودن ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.

خودتان را برانداز کنید
دکتر رومن کرزناریک، واژه «برون‌نگری» را در مقابل درون‌نگری مطرح کرده است و اعتقاد دارد اساس و سنگ بنای برون‌نگری، هم احساسی و همدلی است. اینکه یک قدم از وجود خود بیرون بیایید و درست و حسابی خود را برانداز کنید و ببینید شما واقعا چطور هستید و از نگاه دیگران چطور دیده می شوید. در ادامه نیز به واسطه داشتن نگاه بهتر و درست تر نسبت به خود، می توانید روابط، خلاقیت و حتی سبک زندگی خود را تغییر دهید و بهبود ببخشید.

با درد دیگران درد بکشید
همدلی یکی از مسایلی است که دکتر کرزناریک آن را مطرح کرده است اما نباید آن را با ترحم و دلسوزی اشتباه بگیرید. مفهوم کلی آن درک درد دیگران بدون اعمال دیدگاه شخصی است. همدلی یعنی همچون اسفنج باشید و احساسات دیگر را به خود جذب کنید. این اتفاق زمانی روی می دهد که شما نیز با همه وجود حرف و درد او را درک کنید نه اینکه بخواهید به او احساسی متفاوت بدهید و او را از حالت کنونی خارج کنید. 
درک کردن احساسات خود
کلید اصلی افزایش حس همدلی در زندگی روزمره این است که همه احساسات خود را، حتی آنهایی که خیلی بزرگ نیستند را با همه وجود درک کنیم. اگر نتوانید غم و ناراحتی های خود را تاب بیاورید، بدون شک نمی توانید دردها و ناراحتی ها دیگران را نیز درک کنید و تحمل غمگینی اطرافیان برایتان مشکل و عذاب دهنده خواهد بود. بنابراین، از روی عادت و طوطی‌وار سعی در تسلی دادن دیگران خواهید داشت و نمی توانید از وضعیت درونی او درک درستی داشته باشید.  
لحظه های سکوت
به اعتقاد دکتر دربا کاستالدو، همدلی می تواند درد و اضطراب حاصل از فرسودگی های روحی برای بهترین کارمند، مادر، همسر، دوست یا ... بودن را کاهش دهد. دلیل اصلی از پا درآمدن روحی مردم این است که همه تمرکز خود را به درون خود معطوف کرده اند. دکتر کاستالدو می گوید: اگر مردم سعی کنند به جای اینکه از دیگران توقع داشته باشند، ببینند خود چه در چنته دارند تا به دیگران اعطا کنند، افسردگی و اضطراب کمتری را در زندگی خود تجربه خواهند کرد. او برای این منظور توصیه می کند خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید، برای خود شعار تعین و سعی کنید تمرکز خود را در رفتارهای خود بگذارید نه تفکرات درونی.

خود را به جای دیگران گذاشتن
برای اینکه بتوانید همدلی را تجربه کنید، باید با افراد یا دوستانی بیرون بروید و وقت بگذرانید که در حالت عادی هرگز با آنها بیرون نمی روید. دکتر کرزناریک این کار را «ماجراجویی همدلانه» نامیده است. با این کار می توانید در حال و هوای دیگران زندگی کنید و دنیا را با نگاه آنها ببینید و به طور موقت، خود را به جای آنها فرض کنید. برای اینکه بتوانید حس همدلی را در خود تقویت کنید ، به دیدار افرادی بروید که همیشه از آنها دوری می کرده اید. مطمئن باشید این تمرینات روح شما را تعالی می بخشند و می توانید قدم های بزرگی در جهت خودسازی بردارید.
صحبت با غریبه ها
گاهی بد نیست برای تخلیه دردهای درونی خود، غریبه ای که فاز فکری و نگاه و وضعیت زندگی کاملا متفاوتی دارد را پیدا و با او درددل کنیم. البته از همان ابتدا شروع نکنید از مشکلات خود حرف زدن. ابتدا از او در مورد نگاهش به زندگی خانوادگی، جامعه، خلاقیت، مرگ یا ... بپرسید و به تدریج خود را برای بیان افکارتان آماده کنید.
غنیمت شمردن لحظه ها
همدلی را تمرین کردن همیشه نیازمند ژست های خاص و بزرگ نیست. گاهی در سکوت نیز می توان همدلی کرد. اگر به طور دایم نگران هستید، اضطراب و حس ناامنی دارید، همدلی با خود می تواند میزان استرس را تاحد زیادی کاهش دهد. تمر چانسکی، روانشناس آمریکایی می گوید: بسیاری از استرس هایی که ما در زندگی تجربه می کنیم در نتیجه برداشت اشتباه از قصد و نیت اطرافیان است. اگر بتوانید کمی از افکار خود دور شویم و خود را به جای دیگران قرار دهیم، به خوبی می توانیم معنای صحیح رفتارهای آنها را تشخیص دهیم و درک کنیم.
مطالعه کتاب های کلاسیک
خود انسان های درون‌گرا نیز می دانند این روحیه نه برای خودشان و نه برای موقعیت اجتماعیشان خوب نیست. اما آنها انرژی لازم برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و نشستن پای حرف های افراد متفاوت از خود را ندارند. آنها نمی توانند به راحتی با غریبه ها سر صحبت را باز کنند. در چنین مواقعی، بهتر است کتاب رمانی کلاسیک را مطالعه کنید که قبلا به مطالعه آن تمایلی نداشته اید. تحقیقات ثابت کرده اند، مطالعه افسانه های کلاسیک می تواند حس همدلی و رفتارهای اجتماعی افراد را - بلافاصله پس از مطالعه – تحریک و تشدید کند.

منبع: http://www.bartarinha.ir/fa/news/80511

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٧

تقویت انگیزه

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.
انگیزه شخصی برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی از اهمیتی حیاتی برخوردار است. اگر انگیزه نداشته باشیم، به احتمال زیاد وقت خود را تلف می کنیم و اهداف شخصی و حرفه ای خود را نادیده می گیریم. حتی مصمم ترین افراد روی زمین نیز گاهی انگیزه خود را از دست می دهند. در زیر چند راهنمایی برای حفظ انگیزه آورده ایم.
الف- روحیه خود را به روش های زیر بالا نگه دارید:

1. اهدافتان را به خودتان یادآوری کنید.
معمولاً قبل از وقت گذاشتن روی هر تلاش خاصی، گرایش به تعیین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت دارید. اگر کم کم چشمتان را از روی اهدافتان بردارید، انگیزه خود را از دست می دهید. اینکه حواستان به اهدافتان باشد و دائماً پیشرفت خود را چک کنید، باعث می شود که هر روز انگیزه شما بیشتر و بیشتر شود.

2. هر هفته پیشرفت خود را چک کنید.
هر کسی دوست دارد بداند که هر روز چقدر به هدفش نزدیکتر می شود. اگر ببینید که در مسیر درست هستید و هر بار پیشرفت قابل ملاحظه ای می کنید، انگیزه شما بیشتر می شود و از رسیدن به هدف خود خوشحال می شوید. اگر ببینید که در رسیدن به هدف تعلل می کنید، این تلنگری به شماست تا دوباره به مسیر اصلی برگردید.

3. هر بار که به اهداف هفتگی می رسید به خودتان پاداش بدهید.
این پاداش می تواند بسیار ساده باشد، مثلاً برای خودتان بستنی بخرید. یا پاداش بزرگتری باشد، مثلاً برای کل تلاش و سختکوشی تان به تعطیلات بروید.
4. به خودتان استراحت بدهید.
گاهی حتی با اراده ترین افراد هم خسته می شوند. شاید زیادی از خودتان کار کشیده باشید و استراحت چیزی باشد که واقعاً به آن نیاز دارید. اگر هدف شما رسیدن به فرم بدنی مناسب است، شاید لازم باشد که بجای یکی دو روز در هفته به خودتان سه چهار روز استراحت بدهید. اگر هدف درسی دارید، یک سره تکالیف تان را انجام ندهید و آن را در طول روز یا هفته تمام کنید.

5. به خودتان زیاد سخت نگیرید.
هر کسی گاهی کم می آورد. اگر یک هفته نتوانستید به هدفتان برسید، زیاد احساساتی نشوید. از آن درس بگیرید. همیشه سخت بودن کار نیست که مهم است، گاهی سختی ضربه ای که می خورید و دوباره بلند شدن است که اهمیت دارد. از شکست خوردن نترسید و آن را به عنوان یکی دیگر از جنبه های زندگی بپذیرید و به سمت اهدافتان پیش بروید.

6. مقالات یا سخنرانی های الهامبخش را بخوانید و تماشا کنید.
هر کسی هر از گاهی به این چیزها نیاز دارد. تماشای ویدئوهای سخنرانی های الهامبخش و شنیدن تجربیات دیگران به شما حس تازه ای از امید و انگیزه می دهد.
ب- راه های غلبه بر تعلل و مسامحه

1. چیزهایی که حواستان را پرت می کنند حذف کنید.
هر چیزی که موجب تعلل شما می شود را شناسایی کنید و از شر آن خلاص شوید یا آن را در کمدی بگذارید. از آن دور شوید یا آن را دور بیندازید. اگر همه وقت خود را تلف کنید، نمی توانید انگیزه خود را حفظ کنید. اگر زمان زیادی را صرف گردش در اینترنت می کنید یک افزونه "بهره وری" روی مرورگر خود نصب کنید. این افزونه به شما یادآوری می کند که زمان محدودی را صرف این کار کنید.

2. مرزهای خود را فراخ تر کنید.
خودتان را در چشم خود و دیگران مسئول جلوه دهید. اگر کاری را انجام نمی دهید، بخاطر انجام ندادن آن برای خودتان جریمه بگذارید. برای مثال خودتان را از خرید وسیله ای محبوب محروم کنید یا پولی به خیریه بدهید. در مورد کارهایی که قرار است انجام دهید با دوستان و خانواده حرف بزنید. اگر آن کارها را انجام ندهید آنها می فهمند و خجالت می کشید. بدین ترتیب دلیلی برای شروع آن کار خواهید داشت.
3. کمی کافئین مصرف کنید.
فقط شما هستید که می دانید دوز مصرفی شما چقدر است. مقدار مناسب قهوه ای که هر کس صبح ها می نوشد باعث می شود که هوشیاری و تمرکز او حفظ شود و به سمت هدف حرکت کند. از محرک های قوی تر دور بمانید، مگر آنکه پزشک آنها را در موارد خاص برایتان تجویز کرده باشد.

4. بدنتان را حرکت دهید.
بدوید، ورجه ورجه کنید یا مشت زنی کنید. حتی نرمش های سبک نیز بر روحیه شما اثر خوبی می گذارند و باعث می شوند که حس فعال و پویایی به شما دست بدهد. ورزش میزان افسردگی را کاهش می دهد و دید شما به خودتان را بهتر می کند و هر دوی اینها انگیزه شما را بالا می برند.

5. وظیفه و کار خود را به تکه های کوچکتر تقسیم کنید.

اگر مشکلات جدی انگیزشی دارید، شکستن وظیفه خود به وظایف کوچکتر باعث می شود که از لحاظ روانی راحت تر بتوانید به آنها نزدیک شوید و آنها را شروع کنید. زیرا با انجام هر یک از این تکه ها و تمام کردن آنها، حس موفقیت در آن کار به شما دست می دهد و انگیزه شما برای انجام بقیه بالاتر می رود. گاهی تنها چیزی که نیاز داریم این است که عزم حرکت خود را جمع کنیم و یک پروژه کامل را شروع کنیم، تا بقیه آن را با همان عزم و شتاب جلو ببریم.
6. خودتان را غافلگیر کنید.
حتی افرادی که انگیزه های فوق العاده بالایی دارند، اگر هفته ها و ماه ها وظایف تکراری و خسته کننده انجام دهند، دچار افسردگی و تنبلی می شوند. این یکنواختی را با فعالیت های غیرعادی و فی البداهه بشکنید. سعی کنید حس درونی پیش بینی ناپذیری را در خود خلق کنید و خودتان هم ندانید که فردا چه خواهید کرد. این باعث می شود که ملال انگیزی روانی کاری که انجام می دهید، کاهش یابد. در زیر به چند روش دیگر برای شکستن این یکنواختی اشاره کرده ایم:
•    وقت ناهار به جای خوش منظره و زیبایی بروید.
•    با دوستان یا همکاران بطور ناگهانی مسابقه فوتبال بگذارید.
•    همکاران خود را با چیزی که خودتان پخته اید غافلگیر کنید.
•    حتی اگر مناسبتی وجود ندارد، دوست یا همسرتان را به مکان خاصی ببرید.
•    سبک شخصی خود را عوض کنید. ظاهرتان را متحول کنید و منتظر واکنش های اطرافیان و دوستان و همکاران باشید.
نکات مهم:
* الگوهای شخصی داشته باشید. برای مثال سیاستمدار، ورزشکار یا تاجر محبوب شما ممکن است سخنرانی الهامبخش و یا تجربه جالبی داشته باشد. در مورد آن مطالعه کنید و به خودتان در مورد زندگی و تجربیات و راه های رسیدن آن فرد به هدفش، درس بدهید.
* مثبت باشید. هر اتفاقی که بیفتد، باید انگیزه شما بالا باشد و مثبت بودن را کنار نگذارید. حتی زمانی که همه چیز منفی و بد به نظر می رسد، باید سرتان را بالا بگیرید و به جلو قدم بردارید.

* کارها را سرگرم کننده کنید. در باشگاه ورزشی، موسیقی محبوب خود را گوش کنید. در محل کار، برای خودتان شیرینی بیاورید و دستاوردهای کوچک را جشن بگیرید.
هشدار:
اگر از بی انگیزگی شدید رنج می برید یا حتی برای رسیدن به اهداف ابتدایی و کوچک مشکل دارید، مثلاً اهداف ضروری و واجبی همچون بلند شدن از رختخواب، رفتن به محل کار، انجام بهداشت شخصی و غیره، بهتر است با مشاور یا پزشک مشورت کنید. زیرا اینها می توانند علائم افسردگی باشند.

منبع: http://www.bartarinha.ir/fa/news/85363

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٧