خواندن صحیح

چگونه درس بخوانیم

نحوه‌ی یاد‌آوری بهتر و اینکه چگونه مطلب را بخوانیم تا کم‌تر فراموش کنیم، که به نحوی با تحصیل و درس خواندن ارتباط دارند ، از دانش آموزان ابتدایی گرفته تا دانشجویان دانشگاهها ، همه دارای یک دغدغه اساسی می باشند . این دغدغه و نگرانی همان چگونه درس خواندن وافزایش بهره وری از زمان مطالعه می باشد .اغلب با خانواده هایی روبرو می شویم که بیان می کنند ، فرزندم خیلی درس می خواند اما نتیجه لازم را نمی گیرد و یا دانش آموزان بسیاری را می‌شناسیم که با وجود‌ زحمت زیاد‌ی که می‌کشند‌، نتیجه‌ی مطلوب خود‌ را به‌د‌ست نمی‌آورند‌. زحمت و تلاش باید‌ د‌ر جهت صحیح باشد‌ تا منجر به نتیجه شود‌.پس با ما همراه باشید.

قبل از این‌که روش‌های مربوط را به‌طور کامل آموزش د‌هیم، می‌خواهیم انواع (حافظه) را مورد‌ بررسی قرار د‌هیم.

انواع حافظه:

انسان به‌طور کلی د‌ارای ۳ نوع حافظه‌ی (حسی)، (کوتاه‌مد‌ت) و (بلند‌‌مد‌ت) است. گنجایش (حافظه‌ی حسی) (که از حواس پنج‌گانه تشکیل شد‌ه است)، بسیار محد‌ود‌ می‌باشد‌ و اطلاعات د‌ر حد‌ود‌ ۱ تا ۳ ثانیه د‌ر این حافظه باقی می‌مانند‌. اگر اطلاعات مورد‌ توجه و د‌قت واقع شوند‌، وارد‌ (حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت) می‌شوند‌. ما د‌ر طول روز، اطلاعات زیاد‌ی را می‌بینیم، می‌شنویم و ... اما فقط آن‌هایی وارد‌ حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت می‌شوند‌ که به آن‌ها د‌قت کنیم.

 (حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت) نیز حجمی به نسبت محد‌ود‌ د‌ارد‌ و مد‌ت زمان کمی (البته بسیار بیش‌تر از حافظه‌ی حسی) باقی می‌ماند‌. ۳ روش (تد‌اعی، تصویر و مرور) می‌تواند‌ باعث انتقال مطلب به (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شوند‌. د‌ر اد‌امه به هر یک اشاره‌ی کوتاهی خواهیم د‌اشت:

۱- تد‌اعی:

ارتباط به هم پیوسته (زنجیروار) مطلب‌ها، باعث انتقال مطلب‌های جد‌ید‌ به (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) می‌شوند‌. فرض کنید‌ موضوعی د‌ر حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت شما وجود‌ د‌ارد‌ (به د‌لیل تکرار و ...) اکنون اگر موضوعی جد‌ید‌ را به همان موضوع ارتباط د‌هید‌، د‌ر حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت شما باقی می‌ماند‌. اگر مطلب‌هایی راکه مطالعه می‌کنید‌، با مطلب‌های قبلی و یا جریانات روزمره‌ی خود‌ ارتباط د‌هید‌، آن‌ها را بهتر یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌.

۲- تصویر:

اگر یک تصویر را به همراه یک متن نگاه کنید‌ و تا مد‌تی از هیچ‌کد‌ام استفاد‌ه نکنید‌ (بعد‌ از گذشت زمان) تصویر را بهتر از متن یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌. مغزها از د‌و نیم‌کره تشکیل شد‌ه است. حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت د‌ر نیم‌کره‌ی راست و حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت د‌ر نیم‌کره‌ی چپ قرار د‌ارد‌. متن، نوشته، فرمول و ... د‌ر حافظه‌ی کوتاه‌مد‌ت و تصویر و رنگ د‌ر حافظه‌ی بلند‌مد‌ت قرار د‌ارند‌. بنابراین اگر مطلبی را که می‌خوانید‌، به شکل تصویری به حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت‌تان منتقل کنید‌، آن را بهتر به یاد‌ می‌آورید‌.

۳- مرور:

تکرار، مؤثرترین راه حفظ اطلاعات د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) است. اما این که مطلب‌ها را د‌ر چه فاصله‌ی زمانی مرور کنیم، موضوع بسیار مهمی است. بهترین راه مرور، این است که خلاصه‌نویسی (نمود‌ارهای د‌رختی) را د‌ر ذهن خود‌ را رسم کنید‌ و قسمت‌هایی را که نتوانستید‌ یاد‌آوری کنید‌، از روی منبع (جزوه، کتاب و ...) اصلاح کنید‌. زمانی‌که شما مطلبی را می‌خوانید‌، تا ۲۴ ساعت د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما وجود‌ د‌ارد‌. ولی بعد‌ از ۲۴ ساعت، جزئیات کمی از موضوع را فراموش می‌کنید‌. پس، اولین مرور بعد‌ از مطالعه، ۲۴ ساعت بعد‌ از اولین یاد‌گیری است. یک هفته بعد‌، باید‌ برای بار د‌وم، مطلب را مرور کنید‌ اما یک ماه بعد‌، د‌وباره باید‌ مطلب مورد‌‌نظر را مطالعه کنید‌ و آخرین مرحله، ۴ ماه بعد‌ است. اگر مرحله‌های مرور را به‌طور د‌قیق اجرا کنید‌، مطمئن باشید‌ که مطلب برای همیشه د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما باقی خواهد‌ ماند‌. ۴ د‌لیل عمد‌ه وجود‌ د‌ارد‌ که د‌اوطلبان، مطلب‌ها را به خوبی یاد‌آوری نمی‌کنند‌، که د‌ر این‌جا آن‌ها را مورد‌ بررسی قرار می‌د‌هیم:

 

دلایل اصلی فراموشی مطالب خوانده شده:

عد‌م رعایت واحد‌ زمانی مطالعه:

د‌ر هر واحد زمانی مطلب‌های ابتد‌ایی و انتهایی د‌ر هر واحد‌ مطالعه، بهتر یاد‌آوری می‌شوند‌. بنابراین باید‌ مطالعه را از نظر زمان د‌ر حد‌ود‌ ۷۵ تا ۹۰ د‌قیقه انتخاب کنیم تا مطلب‌های بیش‌تری را یاد‌آوری کنیم.

عد‌م مطالعه‌ی د‌رس هر روز د‌ر همان روز:

د‌اوطلبانی که د‌ر حال تحصیل هستند‌ یا د‌ر برخی از د‌رس‌ها به کلاس می‌روند‌، باید‌ د‌رس‌های د‌اد‌ه شد‌ه د‌ر هر روز را، همان روز مطالعه کنند‌، د‌ر غیر این‌صورت، مطلب‌ها به خوبی یاد‌آوری نخواهند‌ شد‌

عد‌م رعایت فاصله‌های زمانی مرور:

اگر فاصله‌های زمانی مرور، به‌د‌رستی رعایت نشوند‌، سبب عد‌م یاد‌آوری مطلب خواهند‌ شد‌.

عد‌م د‌سته‌بند‌ی اطلاعات:

د‌ر سال‌های پایه، اطلاعات، حجم بسیار محد‌ود‌ د‌اشتند‌، بنابراین با مطالعه‌ی شب آزمون، امکان مطالعه‌ی آن‌ها د‌ر جلسه‌ی آزمون وجود‌ د‌اشت. فرض کنید‌ حجم مطلب‌های سال‌های پایه به اند‌ازه‌ی یک (کشو) باشد‌، یاد‌آوری این مطلب‌ها (یعنی پید‌ا کرد‌ن یک مطلب از بین مطلب‌های د‌یگر) کار به نسبت ساد‌ه‌ای است، اما حجم مبحث‌های کنکور، بسیار زیاد‌ است، به اند‌ازه‌ی یک (کمد‌). بنابراین، یاد‌آوری مطلبی از بین همه‌ی مطلب‌ها، کار بسیار د‌شواری است. اما اگر اطلاعات را به‌صورت د‌سته‌بند‌ی شد‌ه د‌ر ذهن خود‌ (د‌ر کمد‌) ذخیره کنید‌، یاد‌آوری آن بسیار ساد‌ه‌تر خواهد‌ بود‌.

روش‌هایی برای یاد‌آوری بهتر مطالب خوانده شده :

تد‌اعی لحظه‌های یاد‌آوری (قصد‌ زمان):

بسیاری از د‌اوطلبان د‌ر هنگام مطالعه، به صورت ناخود‌آگاه اولین آزمون (کنکور آزمایشی و یا آزمون‌های کلاسی) را به‌عنوان هد‌ف خود‌ د‌ر‌نظر می‌گیرند‌. این موضوع باعث می‌شود‌ تا بعد‌ از برگزاری آزمون، بخش زیاد‌ی از مطلب فراموش شود‌. (قصد‌ زمان) یعنی این‌که، تصمیم بگیریم مطلب را تا چه زمانی می‌خواهیم د‌ر حافظه‌ی خود‌ نگه د‌اریم، تأثیر بسیار زیاد‌ی د‌ر میزان یاد‌آوری خواهد‌ د‌اشت. فقظ کافی است لحظه‌های یاد‌آوری و زمان آن را د‌ر هنگام مطالعه د‌ر ذهن خود‌ نگه د‌ارید‌. یعنی د‌ر همان لحظه که مطلب را می‌خوانید‌، بخواهید‌ که مطلب تا روز کنکور د‌ر (حافظه‌ی بلند‌‌مد‌ت) شما باقی بماند‌. البته این‌کار به‌طور کامل، د‌رونی است و شما باید‌ با استفاد‌ه از ذهن خود‌ این کار را انجام د‌هید‌. مطمئن باشید‌ اگر (قصد‌ زمان) د‌رستی (تا روز کنکور) را انجام د‌هید‌، به یقین، مطلب‌ها را بهتر یاد‌آوری خواهید‌ کرد‌.

به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ کنید‌:

د‌ر آزمایشی که سال‌ها پیش توسط متخصصان صورت گرفت، حافظه‌ی افراد‌ی که به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ د‌ارند‌، با افراد‌ی که به حافظه خود‌ اعتماد‌ ند‌ارند‌، مقایسه شد‌. د‌ر این آزمایش، مشخص شد‌، حافظه مانند‌ یک شبکه است و سوراخ‌های شبکه، محل ذخیره و نگه‌د‌اری اطلاعات می‌باشد‌ و د‌ر انسان‌هایی که به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ د‌ارند‌، د‌ارای گنجایش بیش‌تری نسبت به افراد‌ی است که به حافظه‌شان اعتماد‌ ند‌ارند‌. بسیاری از د‌اوطلبان کنکور پس از مطالعه می‌گویند‌: (مطلب را فراموش کرد‌م) د‌ر حالی‌که باید‌ بگویند‌: (این مطلب را خوب به حافظه‌ام نسپرد‌م.) اعتماد‌ به حافظه، به‌معنی توهم و ساد‌ه‌اند‌یشی نیست. پژوهش‌ها ثابت کرد‌ه که به‌جز افراد‌ استثنایی که تعد‌اد‌شان بسیار کم است، قد‌رت حافظه‌ی انسان‌ها به‌طور تقریبی با هم برابر است و اگر د‌ر عمل، تفاوت‌هایی وجود‌ د‌ارد‌، به‌طور کامل به نحوه‌ی استفاد‌ه از حافظه مربوط می‌شود‌. به بیان ساد‌ه‌تر، پتانسیل و قد‌رت حافظه‌ی انسان‌ها با تمرین و اعتماد‌، قابل افزایش خواهد‌ بود‌. بنابراین کافی است به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ کنید‌. این کار، بسیار ساد‌ه است. کافی است قبل از شروع مطالعه، به خود‌تان بگویید‌: (من حافظه‌ی بسیار قوی د‌ارم و هرچه را بخوانم د‌ر حافظه‌ام می‌ماند‌.) البته عمل‌نکرد‌ن به مورد‌های گفته شد‌ه د‌ر این مقاله، به‌طور قطع تأثیر منفی د‌ر میزان یاد‌آوری خواهند‌ گذاشت و تنها با اعتماد‌ به حافظه، تغییری د‌ر شرایط ایجاد‌ نمی‌شود‌. اما اگر کلیه‌ی مورد‌های گفته شد‌ه د‌ر این مقاله رعایت شود‌، ولی به حافظه‌ی خود‌ اعتماد‌ ند‌اشته باشید‌، تغییر زیاد‌ی حاصل نخواهد‌ شد‌.

فعالانه و جد‌ی مطالعه کنید‌:

برای این‌که فعال‌تر مطالعه کنید‌، به‌طور حتم روش صحیح نشستن را رعایت کنید‌ (به صورت نشسته، پشت میز، روی صند‌لی و ستون فقرات به طور عمود‌ی). مطالعه‌ی فعالانه که سبب افزایش میزان ماند‌گاری مطلب‌ها د‌ر ذهن می‌شود‌، با روش‌های متفاوتی ایجاد‌ می‌شود‌. علاوه‌بر رعایت صحیح وضعیت نشستن، یاد‌د‌اشت‌برد‌اری نیز د‌ر مطالعه‌ی فعال، تأثیر زیاد‌ی خواهد‌ د‌اشت.

به صورت تد‌ریجی (مستمر) مطالعه کنید‌:

یاد‌گیری به‌صورت تد‌ریجی و مستمر، سبب افزایش میزان ماند‌گاری مطلب‌ها د‌ر ذهن می‌شود‌. اگر آب یک استخر را روی یک سنگ بریزیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد‌، اما اگر آن را به‌صورت قطره‌قطره روی سنگ بریزیم، سنگ سوراخ می‌شود‌. برخی از د‌اوطلبان تصور می‌کنند‌ اگر مطلب‌ها را ۳ ساعت متوالی مطالعه کنند‌، یاد‌گیری‌شان افزایش می‌یابد‌. د‌ر حالی‌که این تصور، اشتباه است. البته ممکن است به خاطر ایجاد‌ فضای مورد‌ مطالعه، حل تمرین‌ها و یاد‌گیری آن آسان‌تر شود‌ اما این موضوع با ماند‌گاری طولانی‌تر و بهتر مطلب‌ها و یاد‌آوری سریع‌تر متفاوت است. برای این‌که مطلب‌ها را بهتر یاد‌آوری کنید‌، بهتر است به جای این‌که ۳ ساعت و د‌ر یک روز آن را مطالعه کنید‌، هر روز ۳۰ د‌قیقه به مطالعه بپرد‌ازید‌. توصیه می‌کنیم د‌ر یکی از د‌رس‌های ضعیف خود‌ این‌کار را انجام د‌هید‌ و نتیجه‌ی شگفت‌انگیز آن را ببینید‌.

فهمید‌ن و حل‌کرد‌ن مطلب‌ها:

فرصت کم د‌اوطلبان کنکور و از طرفی حجم مبحث‌ها سبب می‌شود‌ تا برخی از مبحث‌ها، مطلب‌ها را بد‌ون فهمید‌ن حفظ کنند‌. این‌کار سبب می‌شود‌ تا د‌ر هنگام یاد‌آوری، مشکل‌های زیاد‌ی ایجاد‌ شود‌. فهمید‌ن و حل مطلب‌ها سبب می‌شود‌ تا میزان ماند‌گاری آن د‌ر ذهن، افزایش یابد‌. توصیه می‌کنیم مطلب‌ها را تا زمانی‌که خوب حل نکرد‌ه‌اید‌، حفظ نکنید‌. البته برخی از مطلب‌ها وجود‌ د‌ارند‌ تا پیش‌نیازی برای د‌یگر مطلب‌ها باشند‌. اما عمد‌ه‌ی مطلب‌ها را می‌توان با د‌لیل حل کرد‌. این موضوع سبب افزایش میزان یاد‌آوری است.   منبع: http://kavirpedia.ir

 

علی اکبر احمدلو ; ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱٢/۸

کتاب در مانی (قسمتی از کتاب کتاب درمانی)

فوائد "کتاب درمانی" کودک ·

به نظر می رسد ما بعد از مطالعه ی هر کتابی تا مدت ها تحت تاثیر محتوا و فضای آن قرار داریم .کتاب های خوب و مناسب، تاثیرات ژرفی برروح و جان کودک به جای می گذارند .کودک بیمار با سرکوب احساسات خود وانکار آن ها، سبب آزار خود و ایجاد مشکل برای دیگران می شود. مطالعه، این فرصت را برای او فراهم می آورد تا هیجان های خود را تخلیه کند. اضطراب کودک با مطالعه ی کتاب و همانند سازی با شخصیت اصلی داستان کاهش پیدا می کند و سرانجام به احساس امنیت و آرامش دست می یابد .این روش درمان، تخیل کودک را فعال می کند و در عین حال که به او کمک می کند راه های جدید را تجربه کند، به او یاری می رساند تا راه های چیره شدن بر مشکلات را پیدا کند و راه مناسب را برگزیند. تفکر مثبت نیز، در حالی که کودک لحظاتی شاد و لذت بخش را تجربه می کند و سرگرم می شود، در او شکل می گیرد و روش های برنامه ریزی را هم می آموزد. کودک می تواند این شیوه را بعدها در بزرگ سالی نیز به کار بندد. این مسئله نه تنها بر روح بلکه بر جسم او نیز تاثیر می گذارد. گرچه به نظر می رسد کتاب درمانی بی خطر، ارزان و دل پذیر است، میزان و موارد استفاده ی آن در اختیار خود ماست.

 

 

 

کتاب درمانی می تواند این ویژگی ها را در وجود کودکان رشد دهد:

توانایی تشخیص و ارزش گذاری احساس ها ·

درک این مسئله که کودکان دیگر هم با مشکلاتی مشابه روبرو هستند  و او تنها نیست·

توانایی آغاز و پیگیری یک گفت و گو ·

رشد قدرت اندیشه و خودآگاهی ·

کشف مهارت های سازگار شدن با شرایط و یافتن راه حل ·

تصمیم گیری برای آغاز کنش ها و واکنش های سازنده ·

 

 

کتاب درمانی برای کودکان آسیب دیده ·

متخصصین رشد و پرورش کودکان، بارها، کتاب درمانی را برای مواردی که کودکان درفشارهای روحی مانند بستری بودن در بیمارستان، از دست دادن دوست و جدایی والدین، یا در شرایط جنگ و رخداد های طبیعی همچون سیل و زلزله قرار می گیرند، توصیه کرده اند. ادبیات می تواند کودکان را در درک عواطف خود، همانند سازی با شخصیت هایی که احساس های مشابه را تجربه می کنند و نیز کسب بینشی نوین نسبت به چگونگی برخورد دیگران با همان مشکلات، یاری رساند.کتاب می تواند نقشی همچون آینه را برای کودکان بازی کند؛ به این معنا که بازتاب دهنده ی ویژگی های ظاهری، روابط، احساس ها، اندیشه های آن ها در پیرامونشان

باشد. همچنین کتاب می تواند چون پنجره ای رو به جهان باشد که کودکان را به نگاه فراتری از خود و پیرامون شان دعوت کند تا با شخصیت ها و شرایط پیوند برقرار نمایند.

 

 

کتاب به دو روش می تواند مورد استفاده قرارگیرد:

به شکل مستقیم در ارتباط با خود کودک، یعنی کودک با داستان

درگیر شود و ما منتظر واکنش از سوی کودک تحت درمان بمانیم.

به شکل غیر مستقیم از راه بالا بردن آگاهی اطرافیان و دادن اطلاعات لازم برای برخورد با کودک. موفقیت در هر دو این روش ها به توانمندی، برنامه ریزی و آگاهی درمان گر از کتاب ووضعیت کودک بستگی دارد. برای کودک خردسال کتاب می خوانیم تا لذت ببرد و مهارت های شنیداری و توانایی درک و تحلیلش رشد کند و هنگامی که خواندن آموخت، خود کتاب می خواند تا آگاه شود و باز هم لذت ببرد. هنگامی که کودک به خواندن داستانی سرگرم می شود، با شخصیت های داستان می آمیزد و همراه می شود و در نشیب و فراز پا به پای آن ها، می اندیشد و جستجو می کند تا راه های تازه بیابد و گره از مشکلی باز کند. او با افراد داستان می خندد و می گرید، شاد و غمگین می شود و گاه در شور و شوق و گاه در دل مردگی با آن ها شریک می شود. کتاب درمانی می تواند به کودکان کمک کند تا با مشکلاتشان کنار آیند و برای برطرف کردن آن ها راه حل پیدا کنند .با این روش به ظاهر ساده، می توان با مشکلاتی چون جدایی و دوری، بیماری، مرگ، فقر، ناتوانی جسمی، از خود بیگانگی، سوانح و جنگ کنار آمد و رنج ناشی از آن ها را در کودک کم تر کرد. برای کودکان معمولاً درک و بیان احساسشان دشوار است و این درست جایی است که کتاب به یاری می آید.کودک با خواندن و تفسیر یک داستان در ذهنش، روندی را آغاز می کند که در آن به تجربه ها و نیازهای خودش پاسخ می دهد تا به نوعی از خودآگاهی و درک از نیازها و احساسش برسد. هنگامی که کودکان با شخصیت های داستانی ادبی آشنا و مدتی با آن ها درگیر می شوند بهتر می توانند آن چه در درونشان می گذرد را بر زبان آورند یا نقاشی اش کنند و یا درباره آن بنویسند. راهکارهای مستمر که می توانند همراه با کتاب درمانی به کار روند. عبارتند از: فعالیتهای هنری، داستان نویسی، تئاتر، نمایشهای عروسکی، و عروسک بازی. کودک پس ازخواندن کتاب )یا پس از آنکه کتاب برایش خوانده شد( میتواند داستانی را به درمانگر دیکته کند. پایان متفاوتی برای داستان بنویسد. نامه ای به یک یا چند تن از شخصیتهای داستان بنگارد یا در قطعات مشخصی از داستان، ایفای نقش کند. همچنین می تواند با استفاده از مواد گوناگون ، کولاژ تصاویر و مجسمه هایی بسازد که شخصیتهای داستان را به زندگی آنها ربط دهند. از نمایشهای عروسکی کامل با عروسکهای دست ساز و صحنه آرایی نیز به عنوان فعالیتهای جنبی استفاده شده است. تعداد و نوع این فعالیتها تنها توسط نیروی تخیل کودک و اشتیاق و تمایل درمانگر برای آزمودن شیوه های خلاق و ابتکاری تعیین می شود. کتاب درمانی، روشی نیست که تنها در بحران ها و اختلالات مهم روانشناسی اثرگذار باشد. ممکن است کودکی، نتواند بین آن چه که می خواند و زندگی شخصی اش رابطه برقرار کند، کتاب و ادبیات، برای کودکی دیگر هم ممکن است تنها راه فراری باشد برای فراموش کردن مشکلاتش. با همه این ها، کتاب درمانی برای بسیاری از کودکان اثرهای مفیدی در بر داشته است.

 

فرآیند های کتاب درمانی ·

کودکان هنگام کتاب درمانی سه فرایند را تجربه می کنند :

فرایند همانند سازی، فرایند پالایش روانی و فرایند بینش درون از آن جا که کودکان و نوجوانان در بیشتر موارد خود را به جای شخصیت های کتاب یا قهرمان های اصلی داستان می گذارند، چنانچه در پروژه های کتاب درمانی، کتاب های مناسبی گزینش شوند، همانند سازی به آن ها کمک می کند تا مشکلات خود را شناسایی کنند و هنگامی که در می یابند در رویارویی با این گونه مشکلات تنها نیستند، احساس آرامش و امنیت می کنند و از تنهایی و تشویش آن ها کاسته می شود زمانی که این همانند سازی صورت گرفت، فرایند پالایش روانی نیز انجام می شود. کودک و نوجوان از جنبه احساسی در گیر داستان می شود و می تواند احساسات خود را در شرایطی امن بروز دهد با همانند سازی و پالایش روانی، کودک و نوجوان برای تجزیه و تحلیل مشکلات خود توانمند تر می شود .این گونه تحلیل ها سبب افزایش آگاهی و در ک عمیق تر آن ها از خود وارتباط با دیگران می شود. این خود آگاهی کودک و نوجوان را قادر می سازد تا دریافت های خود را از رخدادها دگرگون کند و رفتارهایش را بهبود بخشد.

منبع: کتاب درمانی   (Bibliotherapy)     فاطمه شعیبی

 

علی اکبر احمدلو ; ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱٢/۱

چرا کتاب نمی خوانیم؟

 

ایلیا دیانوش (شاعر، روزنامه‌نگار، محقق و منتقد ادبی)، یادداشتی را به مناسبت آغاز هفته کتاب در اختیار عصر ایران قرار داده که در آن دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران پرداخته است. 



در این یادداشت 10 دلیل برای این ضعف فرهنگی ذکر شده است:

فردا نخستین روز از هفته کتاب است، هفته‌ای که هر ساله در آن به ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی پرداخته می‌شود. در این میان گروهی فواید کتاب‌خوانی را برمی‌شمرند و گروهی دیگر پایین بودن سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورها را یادآور می‌شوند و دلایلی مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی را برای آن تکرار می‌کنند، غافل از این‌که در کشورهای دیگر کتاب از این گران‌تر و ساعات کار مفید افراد از این بیش‌تر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است.

برخلاف شعار امسال هفته کتاب باید اذعان کرد که «ایران نمی‌خواند». اما چرا کتاب نمی‌خوانیم؟ آن‌چه در ادامه می‌آید دلایلی سنجیده و پژوهیده و حاصل مواجهه و گفت‌وگوهای دلسوزانه و آسیب‌شناسانه نگارنده با اقشار گوناگون جامعه به‌ویژه در 10 سال اخیر است.

1-   کتاب نمی‌خوانیم، زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به دو دلیل:

     - توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.

     - لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

2 -  کتاب نمی‌خوانیم؛ زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

3 -  کتاب نمی‌خوانیم؛ زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

4 -  کتاب نمی‌خوانیم؛ زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم؛ اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما، راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

5 -  کتاب نمی‌خوانیم؛ چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

6 - کتاب نمی‌خوانیم؛ زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

7 - کتاب نمی‌خوانیم؛ زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

    -  بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

    - بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

8 - کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

9 - کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این "خوشم می‌آید"ها و "خوشم نمی‌آید"ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

10 - کتاب نمی‌خوانیم؛ چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست.

 

علی اکبر احمدلو ; ۸:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۸/٢٤

آموزش رفتار به کودکان

رفتارهایی که پدرمادرها باید به کودکانشان بیاموزند

 رفتارهای بی‌ادبانه فرزندتان همیشه عمدی نیست. گاهی اوقات بچه‌ها تشخیص نمی‌دهند که پریدن وسط حرف دیگران، دست کردن در بینی‌شان یا بلند درمورد عیب دیگران در خیابان حرف زدن کار بی‌ادبانه‌ای است. و پدرها و مادرها هم با این زندگی پرمشغله امروز همیشه فرصت نمی‌کنند که زمان کافی برای آموزش این مسائل بگذارند. اما اگر ۲۵ رفتار مهم زیر را در فرزندتان تقویت کنید، او را به کودکی فوق‌العاده مودب، مهربان و باتربیت تبدیل خواهید کرد.

رفتار ۱: وقتی چیزی از کسی می‌خواهید، بگویید، "لطفاً".

رفتار ۲: وقتی چیزی از کسی می‌گیرید، بگویید، "متشکرم".

رفتار ۳: هیچوقت بین صحبت بزرگترها نپرید مگر اینکه کارتان خیلی مهم باشد. مطمئن باشید وقتی حرفشان تمام شد متوجه شما شده و جوابتان را می‌دهند.

رفتار ۴: اگر نیاز است که فوراً توجه کسی را به خودتان جلب کنید، از عبارت "عذر می‌خواهم" استفاده کرده و پشت سر آن بقیه حرفتان را بزنید.

رفتار ۵: اگر برای انجام کاری تردید دارید، اول اجازه بگیرید. اینکار باعث می‌شود بعداً پشیمان نشوید.

رفتار ۶: برای دیگران هیچ فرقی نمی‌کند شما از چه چیزهایی خوشتان نمی‌آید. نظرات منفی‌تان را برای خودتان نگه دارید یا فقط با دوستانتان مطرح کنید.

رفتار ۷: هیچوقت در مورد خصوصیات ظاهری دیگران نظر ندهید مگر برای تحسین کردن آنها.

رفتار ۸: وقتی کسی از شما حالتان را می‌پرسد، پاسخ داده و شما هم حالشان را بپرسید.

رفتار ۹: وقتی در خانه دوستتان هستید، یادتان باشد موقع رفتن حتماً از پدر و مادرش تشکر کنید.

رفتار ۱۰: وقتی می‌خواهید وارد اتاقی شوید که در آن بسته است، ابتدا در زده و قبل از اینکه در را باز کرده و وارد اتاق شوید، منتظر بمانید که کسی اجازه دهد.

رفتار ۱۱: وقتی به جایی تلفن می‌کنید، حتماً ابتدا خودتان را معرفی کرده و بعد بخواهید که با فرد مورد نظرتان حرف بزنید.

رفتار ۱۲: وقتی کسی هدیه‌ای به شما می‌دهد، حتماً از او قدردانی و تشکر کنید. حتی می‌توانید این کار را با یک ایمیل تشکر انجام دهید.

رفتار ۱۳: هیچوقت جلو بزرگترها از کلمات زشت استفاده نکنید. بزرگترها همه این کلمات را بلدند و اصلاً برایشان جذابیتی ندارد.

رفتار ۱۴: هیچوقت به کسی فحش ندهید.

رفتار ۱۵: به هیچ دلیلی کسی را مسخره نکنید. اینکار به دیگران نشان می‌دهد که آدم ضعیفی هستید.

رفتار ۱۶: حتی اگر بازی یا جمعی به نظرتان خسته‌کننده آمد، آرام بنشینید و تظاهر کنید که برایتان جالب است.

رفتار ۱۷: اگر موقع راه رفتن با کسی برخورد کردید، بلافاصله عذرخواهی کنید.

رفتار ۱۸: موقع عطسه یا سرفه کردن جلو دهانتان را بگیرید و هیچوقت در مکان‌های عمومی بینی‌تان را تمیز نکنید.

رفتار ۱۹: وقتی می‌خواهید از دری رد بشوید، نگاه کنید شاید لازم باشد در را برای کسی نگه دارید.

رفتار ۲۰: اگر دیدید والدین، معلم یا همسایه‌تان مشغول انجام کاری هستند، از آنها سوال کنید که می‌توانید کمکشان کنید یا نه. اگر پاسخشان مثبت بود آن کار را انجام دهید چون ممکن است کاری جدید یاد بگیرید.

رفتار ۲۱: اگر بزرگتری از شما می‌خواهد کاری انجام دهید، بدون غر زدن و با لبخند آن کار را انجام دهید.

رفتار ۲۲: وقتی کسی به شما کمک می‌کند، از او تشکر کنید. اینکار باعث می‌شود آن فرد دوست داشته باشد باز هم به شما کمک کند.

رفتار ۲۳: از وسایل غذاخوری درست استفاده کنید. اگر اینکار را خوب بلد نیستید، از والدینتان بخواهید به شما یاد بدهند یا به آنها نگاه کرده و یاد بگیرید.

رفتار ۲۴: موقع غذا خوردن روی پایتان دستمال بیندازید و در صورت لزوم از آن برای پاک کردن دور دهانتان استفاده کنید.

رفتار ۲۵: برای برداشتن چیزی از روی میز غذا خم نشوید، از دیگران بخواهید آن را به شما بدهند.

 آموزش به بچه ها در مورد مواجه شدن با غریبه ها

جمله "با غریبه ها حرف نزن" نسل ها است که برای بسیاری از والدین تبدیل به شعار شده است. ولی بر خلاف این تدبیر قدیمی، گاهی ایده خوبی است که بچه ها با غریبه ها حرف بزنند. اگر بچه گم بشود یا به کمک نیاز داشته باشد، دیگر به چه کسی رو بیندازد؟ بنابراین بجای شعارهای توخالی، بهتر است به بچه یاد بدهید که چه وقت با غریبه ها حرف بزند و چه وقت حرف نزند؟ به فرزندتان بگویید که اگر غریبه ای به او نزدیک شد و چیزی مانند اسباب بازی یا خوراکی تعارف کرد یا خواست او را سوار ماشینش کند یا برای کاری از او کمک خواست، فرزندتان باید فوراً آنجا را ترک کند و یا فریاد بزند. او باید در مورد این قضیه به شما یا بزرگتر قابل اعتماد دیگری (مانند معلم یا مراقبش) بگوید. همین قضیه جایی که کسی غریبه، آشنا یا دوست از فرزندتان می خواهد تا رازی را نگه دارد، سعی کند به قسمت های خصوصی بدن بچه دست بزند یا از بچه بخواهد به بدن او دست بزند هم صادق است. بیشتر بچه ها از غریبه هایی که ظاهر بدجنسی دارند یا به نحوی ترسناک هستند احساس نگرانی می کنند. ولی واقعیت این است که اکثر کودک آزارها و بچه دزدها ظاهر معمولی دارند و خیلی از آنها کاملاً دوستانه و خونگرم و صمیمی به نظر می رسند. پس بجای آنکه بچه از روی ظاهر فرد در مورد او قضاوت کند، باید یاد بگیرد که از روی کارهایش در مورد او قضاوت کند. وقتی با بچه ها بیرون می روید، اشکالی ندارد که اجازه دهید با افراد جدیدی آشنا شوند، سلام کنند و حرف بزنند. زیرا شما کنارشان هستید و بر آنها نظارت می کنید و از آنها محافظت می کنید. ولی اگر فرزندتان تنها بود و غریبه ای به او نزدیک شد، قضیه فرق می کند.شاید این نکته هم مهم باشد که بچه ها را تشویق کنیم از روی حس ششم و غریزه خود به فرد اعتماد کنند. به آنها یاد بدهیم که اگر کسی باعث می شود که آنها احساس ناراحتی کنند یا احساس می کنند یک جای کار ایراد دارد، حتی اگر نتوانستند توضیحی برای آن بیابند، باید فوراً از آن محل و آن فرد دور شوند.اگر فرزندتان تنها بود و برای کمک مجبور بود از غریبه ها کمک بخواهد چه؟ اول باید سعی کند افراد یونیفرم پوش مانند افسر پلیس یا نگهبانی را پیدا کند. اگر چنین افرادی را پیدا نکرد باید سعی کند از پدربزرگ یا مادربزرگ ها یا خانم هایی که بچه دارند کمک بگیرد. در عین حال باید حواسش به این افراد باشد و اگر به نظرش این افراد قابل اعتماد نبودند، باید از فرد دیگری کمک بخواهد. با آنکه همیشه نمی توانیم از بچه هایمان در مقابل غریبه ها محافظت کنیم، ولی می توانیم به آنها یاد بدهیم که رفتارهای درست کدامند و اگر کسی از حد و مرز خودش رد شد، او باید چکار کند. اگر بچه ها این چیزها را در ذهن داشته باشند، وقتی بیرون هستند، جایشان امن خواهد بود و نگرانی والدین کاهش می یابد.

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۸/٢۳

چند نکته مهم در زندگی سالم

 

زندگی گاهی کاملا به هم می ریزد. گاهی فراموش می کنیم که گوش دادن به نوای درونی خودمان تا چه حد از گوش دادن به حرف بعضی از مردم و آنهایی که مرتب برایمان منفی بافی می کنند مهم تر است. یافتن شادی به خودمان بستگی دارد چون چیزهایی در زندگی وجود دارند که باید روی آنها اصرار و تاکید داشت و به اینکه دیگران چه می گویند، اهمیتی نداد. چه چیزهایی؟ در اینجا از ۲۰ مورد این چنینی حرف می زنیم.

 

1. به دنبال رویاهای خود بروید

 

شاید رویاها و آرزوهای شما برای برخی دست نیافتنی، غیرقابل دسترس و حتی کاملا احمقانه به نظر برسد. مهم نیست دیگران به شما چه می گویند، همیشه روی دنبال کردن رویاهای تان اصرار داشته باشید. اگر از آرزوهای تان دست بکشید، معلوم نمی شود و نمی فهمید چه اتفاقی قرار بود رخ دهد. شما فقط یک بار زندگی می کنید، پس باید هر چه را دارید، برای زندگی هزینه کنید. انسان های متنفر از زندگی را بی خیال شوید.

 

2. به بهتر و بزرگوار بودن اصرار داشته باشید

 

تمامی موقعیت ها به طور برابر خلق نمی شوند، پس در یک شرایط بحرانی، بزرگوار بودن به شما احساس بهتری می دهد. شاید دیگران با این نظر مخالفت کنند و بگویند در یک مجادله، باید جواب بدهید و بجنگید یا کاری را در مقابل انجام دهید، ولی واقعیت این است که نباید با نتیجه این جنگ و عمل متقابل زندگی کرد. سعی کنید به همین روش ادامه دهید. باور داشته باشید در طولانی مدت این شما هستید که برنده میدان می شود.

 

3. با گذشت باشید

 

بخشیدن اصلا کار راحتی نیست. با این حال اصرار روی گذشت، باعث می شود انسانی شاداب تر باشید. زمانی که یک نفر را می بخشید، حس می کنید بار سنگینی را از روی دوش تان برداشته اند. بخشیدن مردم به این معنا نیست که همان روند قبل را ادامه دهید، بلکه به معنای این است که به خود اجازه حرکت در مسیری مثبت را بدهید و این اصلا چیز بدی نیست.

 

4. همیشه نیمه پر لیوان را ببینید

 

شما می خواهید دیدن نیمه خالی لیوان را کنار بگذارید. مثبت اندیشی کاری خوب و قوی است. هر چه مثبت اندیش تر باشید، نتایج دلخواه تری را در زندگی خود مشاهده خواهید کرد. افکار منفی و هم چنین افراد منفی را کنار بگذارید. تقریبا همیشه در یک موقعیت جنبه روشن و امیدوارکننده وجود دارد و تمرکز روی آن به شما کمک خواهد کرد تا با انگیزه و قدرت ادامه دهید.

 

5. با خودتان روراست باشید

 

مهم نیست دیگران چه می گویند و چه کار می کنند، شما همیشه با خودتان روراست باشید. در زندگی روزمره ما بسیاری از مردم سعی می کنند به عقاید شما شکل بدهند یا حتی تلاش می کنند کارهایی را انجام دهید که به آن ها اعتقادی ندارید. این همان دلیل لازم برای روراست بودن با خودتان است. برای خودتان تصمیم بگیرید و هیچ وقت آنچه را هستید، به خطر نیندازید.

 

6. با کسانی باشید که شما را شادتر می کنند

 

موارد و افرادی را که باعث ناراحتی شما می شوند، از زندگی خود حذف کنید. تنها با افرادی بمانید که به شما همان اندازه که به آنها اهمیت می دهید، اهمیت می دهند. شاید قطع روابط با مردم در زندگی مشکل باشد، اما گاهی لازم است. قرارگرفتن در جمعی از افراد که حضورشان برای شما شادی را ارمغان می آورد، برای همه سود و فایده دارد.

 

7. از اشتباهات خود عبرت بگیرید

 

مهم نیست مردم چه می گویند، حتما شما در زندگی اشتباهاتی خواهید داشت. زندگی به خودی خود، فرآیندی آموزشی است. برخی افراد باعث می شوند تا درباره اشتباهات خود احساس بدی داشته باشید، یا حتی خود را برای آن ها سرزنش کنید؛ اما اجازه ندهید این امر سد راه یادگیری و عبرت آموزی شما شود. اشتباهات خود را بپذیرید و سعی کنید بفهمید اشتباه از کجا بوده است. دانش، قدرت می آورد.

 

8. از اعتقادات خود دفاع کنید

 

همه ما زمانی در زندگی به این صورت امتحان خواهیم شد که برخلاف عقیده مان عمل کنیم. اخلاقیات ما بخش مهمی است از آنچه هستیم و دفاع از اعتقادات مان هم مهم است. اهمیتی ندارد مردم چه می گویند یا با چه چیزی می خواهند روی شما اثر بگذارند، فقط تمام قد روی نظرات درست تان بایستید.

 

9. هیجانات کاذب را از زندگی خود حذف کنید

 

وقتی جوانیم، دائم دنبال حرف و حدیث ها و کارهای هیجان انگیزی هستیم که در دنیا رخ می دهند. زمانی که سن مان بالاتر می رود، یاد می گیریم، این موضوعات آن قدر که گمان می کردیم، هیجان انگیز نبودند. همین باعث مشکل شدن زندگی برای ما می شود. زمان آن فرا رسیده که هر آنچه یا هر کس را که باعث بروز هیجانات کاذب در زندگی شما می شوند، از زندگی خود حذف کنید. زندگی بدون هیجان کاذب بهترین روش است.

 

10. گذشته را فراموش کنید

 

گاهی رهایی یافتن از گذشته مشکل می شود، اما واقعا گذشته می تواند روی آینده شما اثرگذار باشد. مهم نیست دیگران چه می گویند، اجازه دهید گذشته و کینه های قدیمی از بین رفته و روی "اینجا و اکنون" تمرکز کنید. شاید گذشته، آنچه را که اکنون هستید، ایجاد کرده باشد، اما آینده، قدرت تغییر و تبدیل شما به آنچه را که می خواهید باشید، در اختیار دارد. گذشته را رها کرده و آزادی به دست آمده از آن را حس کنید.

 

11. تغییر و خلاقیت را پذیرا باشید

 

یک نظریه مشهور بر این باور است که "شما نمی توانید یک مشکل را در همان حالتی حل کنید که در آن، مشکل را پدید آورده اید." همه چیز را نمی توان به روش سنتی حل کرد. تغییر و خلاقیت در جهان امروز اموری مهم و حیاتی هستند. همه چیز دائما در حال تغییر است، پس ما هم باید سعی کنیم تغییر کنیم. پذیرش تغییرات به شما کمک می کند تا به عنوان یک انسان رشد کرده و فرصت هایی را که در صورت عدم پذیرش از دست می دادید، به دست آورید. خلاقیت به ذهن شما کمک می کند تا متفاوت تر و آزادتر فکر کنید. به آنچه مردم درباره بدی تغییرات می گویند توجه نکنید، در عوض سعی در به دست آوردن چیز از آن داشته باشید.

 

12. به دیگران کمک کنید

 

هیچ کس به اندازه شما خوشبخت نیست. سعی کنید این امر را هر روز به یاد بیاورید. زمانی را تعیین کرده و به اجتماعی که در آن زندگی می کنید، اختصاص دهید. این کار به بهبود حالات فردی و اجتماعی شما کمک کرده و حال تان را بهتر می کند و اصلا مهم نیست چه رخ می دهد. مهم نیست مردم برای ناامید کردن شما چه می گویند، فقط به خاطر داشته باشید، شما قدرت تغییر اوضاع افراد دیگری را هم دارید.

 

13. صادق باشید

 

صادق بودن همیشه ساده ترین کار نیست، اما حتما بهترین و درست ترین کار است. مهم نیست مردم چه می گویند، شما باید همیشه با خود و دیگران صادق باشید. صادق بودن به شما کمک می کند با خودتان روراست و شفاف باشید. دروغ گویی شما در موقعیت ها به روابط بدی گرفتار می کند و حتی باعث بروز تضاد درونی می شود. پس بهترین کار این است که روی داشتن صداقت اصرار داشته باشید.

 

14. صبور و دارای پشتکار باشید

 

امروز تبلیغات بسیاری درباره پولدار شدن های یک شبه و قرص های لاغری یک روزه می بینیم. موضوعات در زندگی همیشه آنچه به نظر می رسند، نیستند و همه این را می دانیم. با این حال، اینکه خود را به چیزی اختصاص دهید، هزینه دارد. چه متعهد به سلامتی خود، دنبال کردن آرزوهای تان یا پیدا کردن شغلی بهتر و پردرآمدتر باشید یا نه، همگی می دانیم که برای این موارد زمان نیاز است. هیچ چیز یک شبه رخ نمی دهد، همه چیز نیاز به زمان و کار دارد. تاکید و اصرار روی هر آنچه دارید، در کاری یا تعهد به نتایجی که می خواهید، به شما کمک می کند تا به آرزوهایتان برسید.

 

15. قدردان باشید

 

گاهی فراموش می کنیم که یک گام به عقب برگشته و با یک نگاه باز از آنچه در زندگی داریم لذت ببریم. همین امر ما را از شادی دور می سازد. گاهی فقط باید تکیه دهید و از زندگی فعلی تان لذت ببرید. مطمئن باشید بعضی مردم به شما خواهند گفت که این کافی نیست اما به آن ها گوش ندهید. این کافی است، همین کافی است که لذت بردن و احساس آرامش از هر آنچه از قبل در زندگی داشته اید، به شما حس رضایت می دهد.

 

16. به ندای قلب خود گوش دهید

 

گاهی فقط باید فطرت خود را دنبال کرده و به ندای درونی خود گوش دهید. بعضی موقعیت ها وجود دارند که بیشتر به قلب و ندای درونی شما بستگی دارند تا به عقل و منطق تان. اغلب مردم چیزی متفاوت می گویند، اما شما همیشه باید روی خواسته ها و احساس خود اصرار بورزید. این شما هستید که با انتخاب های تان زندگی می کنید و این شما هستید که با "اما و اگرها" باید زندگی کنید.

 

17. برای خودتان زمان سازی کنید

 

ما آن قدر درگیر هر آنچه اطراف مان رخ می دهد و برنامه های فراوان زندگی می شویم که فراموش می کنیم زمانی را به خودمان اختصاص دهیم. مهم نیست چقدر در زندگی روزمره خود مشغله دارید، حتما زمانی را برای خود کنار بگذارید تا به خودتان بپردازید. شما لایق این کار هستید.

 

18. به مهرورزی و مهربانی تاکید داشته باشید

 

آنچه اندکی مهرورزی برای مردم انجام می دهد، شگفت آور است. روی مهربان بودن اصرار داشته باشید. البته که هرگز نمی دانید دیگری چه کاری می خواهد انجام دهد، اما مهربان بودن شما را در زندگی، متواضع تر و مثبت تر می سازد.

 

19. در لحظه زندگی کنید

 

در این جهان آشفته، همگی ما می توانیم درگیر همه چیز شویم جز آنچه در لحظه رخ می دهد. یک گام به عقب بردارید و از داشته های خود لذت ببرید. نگاه کردن به عکس هایی که متعلق به لحظات مختلف زندگی شما هستند، لذت بخش است؛ البته تلاش برای یادآوری آنچه دقیقا در آن لحظات احساس کرده اید، بهتر است. به بهترین وجه زندگی کنید و لحظات را در آغوش بکشید.

 

20. زمانی را برای تفریح و شادی قرار دهید

 

ما آن قدر درگیر تمام چیزهای اطراف مان می شویم که استراحت یا حتی گاهی نفس کشیدن را هم فراموش می کنیم! مهم نیست که چقدر مشغله دارید، زمانی را پیدا کنید و کاری را انجام دهید که از آن واقعا لذت می برید. این زمان می تواند به دیدار با یک دوست، خواندن یک کتاب جدید یا تماشای یک برنامه تلویزیونی اختصاص یابد، فقط اطمینان حاصل کنید که این زمان را پیدا می کنید.

 

نوشته فریبا محدث در مجله همشهری تندرستی

علی اکبر احمدلو ; ٩:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۸/۱٥

زندگی را لذت بخش کنید

زندگی را با چند روش ساده لذت بخش نمایید

 

زندگی مثل خانه‌ای است که باید ساخت و از آن نگهداری کرد. آدمها از خیلی از واقعیت‌ها فرار می‌کنند و بدون اینکه متوجه آن باشند به نابود کردن خوبی‌های زندگی‌شان ادامه می‌دهند. این تصمیمات بد، لزوماً توسط خودتان گرفته نمی‌شود. برای شاد و موفق بودن اول باید بفهمید در حال حاضر چه آسیب‌هایی به خودتان می‌زنید و برای اصلاح آن اقدام کنید.

 

۱. وقتی نمی‌بخشید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

نباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها دیگران ناراحتتان می‌کنند و خیلی وقت‌ها هم شما دیگران را ناراحت می‌کنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان می‌کند و نمی‌گذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید.

 

۲. وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه می‌دهید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گاهی اوقات به این دلیل در کاری می‌مانید که می‌خواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختی‌تان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟

 

۳. وقتی اینکه دیگران چه فکر می‌کنند برایتان مهم است زندگی‌تان را نابود می‌کنید

مطمئناً نمی‌توانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگران برایتان مهم باشد فقط خالی‌تان می‌کند چون آنها همیشه ناامیدتان می‌کنند.

 

۴. وقتی وقتتان را تلف می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

سعی نکنید منتظر بنشینید تا همه چیز در شرایط عالی قرار گیرد تا وارد عمل شوید. بلند شوید و هر کاری که برای عالی کردن زندگی‌تان لازم است را انجام دهید.

 

۵. وقتی از خودتان مراقبت نمی‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

بدن شما وسیله‌تان به سمت موفقیت است. درست رفتار کردن با بدنتان، خوب غذا خوردن و داشتن سبک زندگی سالم نه تنها سلامت شما را در آینده تضمین می‌کند بلکه اعتمادبه‌نفستان را هم بالاتر می‌برد.

 

۶. وقتی از همه چیز شکایت می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

زندگی کردن با شکایت شما را به هیچ کجا نمی‌رساند فقط ناامید، خسته و عصبانی‌تان می‌کند. باید انرژی که صرف شکایت کردن می‌کنید را برای چیزی ارزشمند نگه دارید.

 

۷. وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

گذشته قابل تغییر نیست. از آن درس بگیرید و بعد بگذرید. زندگی کردن با افسوس و پشیمانی فقط انرژی مثبتتان را گرفته و باعث می‌شود امکانات دیگری که پیش رویتان قرار گرفته را نبینید.

 

۸. وقتی شریک نادرستی برای زندگی‌تان انتخاب می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ‌چیز مخرب‌تر از زندگی کردن با کسی که تحسینتان نمی‌کند و موجب خوشحالی‌تان نیست، نخواهد بود.

 

۹. وقتی خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

هیچ چیز بدتر و ناامیدکننده‌تر از این نیست که بخواهید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید. همه ما آدمهای خاصی هستیم چرا باید خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که جای ما نیستند؟

 

۱۰. وقتی فکر می‌کنید پول برایتان خوشبختی می‌آورد زندگی‌تان را نابود می‌کنید

پول برایتان آزادی می‌آورد اما چیزهای ساده‌ای در زندگی هستند که شادتان می‌کنند و به هیچ پولی هم نیاز ندارند. اینکه همه توجه زندگی‌تان را صرف ثروت کنید خسته‌تان می‌کند.

 

۱۱. وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

شکرگزاری یعنی قدر چیزهایی که دارید را بدانید. اگر برای داشته‌هایتان شکرگزار باشید به آرامش درونی خواهید رسید.

 

۱۲. وقتی در روابط اشتباه می‌مانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

داشتن دوست‌های بد واقعاً بد است اما بودن در رابطه با دوستانی که ارزش‌فردی شما را پایین می‌آورند نابودتان خواهد کرد.

 

۱۳. وقتی بدبین و منفی‌گرا هستید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

باید همیشه خوشبین باشید که اوضاع بهتر می‌شود. نمی‌توانید همیشه منفی فکر کنید و هر اتفاق خوبی هم که برایتان می‌افتد را هم محکوم کنید.

 

۱۴. وقتی با یک دروغ زندگی می‌کنید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

خیلی‌ها زندگی را پیش می‌برند که متعلق به آنها نیست. آنها مدام تظاهر می‌کنند و زندگی دروغی دارند. باید درمورد آنکه واقعاً هستید صادق باشید و طبق همان زندگی کنید.

 

۱۵. وقتی درمورد همه چیز نگرانید زندگی‌تان را نابود می‌کنید

کمی وقت بگذارید و به چیزهای خوبی که در زندگی‌تان دارید فکر کنید و شکرگزار باشید. بااینکه زندگی هیچوقت عالی و کامل نیست اما مطمئناً چیزهای خوبی برایتان دارد. پس قدر این چیزها را بدانید و سعی کنید دیگر نگران چیزهایی که اهمیتی در کل زندگی‌تان ندارند، نباشید. کتاب ( آیین زندگی) از دیل کارنگی را مطالعه کنید که برای رفع نگرانی می باشد.

 

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۸/۱

جذب عشق

قانون جذب عشق چیست؟   قانون جذب عشق چسبناک است!

آری. وقتی از خوشبختی یک نفر دیگر ابراز شادمانی می‌کنید، خوشبختی آن‌ها به شما می‌چسبد! وقتی موردی را در فرد دیگری تحسین می‌کنید و ارزشمند می‌شمارید، آن خصیصه‌ها را به خودتان می‌چسبانید. اما وقتی درباره‌ی فرد دیگری منفی فکر می‌کنید و منفی سخن می‌گویید، آن موارد منفی را نیز به خودتان می‌چسبانید، و وارد زندگی‌تان می‌کنید.

قانون جذب به احساسات شما واکنش نشان می‌دهد. هرچه بدهید همان را می‌گیرید، و بنابراین اگر روی هر فرد، شرایط، یا اتفاقی یک برچسب بچسبانید، آن برچسب‌ها را روی خودتان می‌چسبانید، و وارد زندگی‌تان می‌کنید.

قانون جذب به احساسات شما واکنش نشان می‌دهد. هرچه بدهید همان را می‌گیرید، و بنابراین اگر روی هر فرد، شرایط، یا اتفاقی یک برچسب بچسبانید، آن برچسب‌ها را روی خودتان می‌چسبانید، و همان را دریافت خواهید کرد.

حالا خبر خوب اینجاست، این یعنی می‌توانید هر چه دوست دارید و می‌خواهید را به خود بچسبانید فقط کافیست آنچه دوست دارید را در سایر افراد جستجو کنید و از ته قلب به آن‌ها پاسخ مثبت بدهید! دنیا دفترچه‌ی راهنمای شماست، و هنگامی که قدرت عشق را درک کنید، تمام مدت کارتان توجه کردن به چیزهایی می‌شود که در سایر مردم دوست دارید. اما این آسان‌ترین و بهترین راهیست که می‌توانید تمام زندگی‌تان را عوض کنید. با این شیوه می‌توانید بر رنج و کشمکش غلبه کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که به آنچه در سایر مردم دوست دارید توجه کنید، و از آنچه دوست ندارید روی برگردانید تا نسبت به آن‌ها هیچ احساسی بروز ندهید. راحت است،نه؟

“اگر کسی با اندیشه‌ای پلید سخن بگوید یا رفتار کند، درد و رنج دنبالش می‌رود. اگر کسی با اندیشه‌ای پاک و منزه سخن بگوید یا رفتار کند، شادی، مانند سایه‌ای که هرگز ترکش نمی‌کند، پشت سرش می‌رود”

زندگی همه‌جور شخص و شرایطی را به شما ارائه می‌کند تا بتوانید آنچه دوست دارید و آنچه دوست ندارید را انتخاب کنید. وقتی نسبت به چیزی واکنش نشان می‌دهید، دارید با احساساتتان واکنش نشان می‌دهید و با این کار انتخابش می‌کنید! واکنش‌تان، چه خوب چه بد به شما می‌چسبد، و در واقع، دارید می‌گویید بیشتر می‌خواهید! اگر کسی حرفی می‌زند یا چیزی می‌گوید، و شما احساس ناراحتی، رنجیدگی، یا خشم می‌کنید، تمام سعی خود را بکنید واکنش منفی را بلافاصله تغییر دهید. همین که بدانید واکنشی منفی نشان داده‌اید بی‌درنگ قدرت احساسات منفی را می‌گیرید و حتی می‌توانید متوقفشان کنید. اما اگر حس می‌کنید احساسات منفی بر شما مسلط است، بهترین کار این است که دور شوید و دو دقیقه را صرف جستجوی چیزهایی کنید که دوست دارید، یکی پس از دیگری، تا جایی که احساس کنید بهتر شده‌اید. می‌توانید از هر چه دوست دارید استفاده کنید.

موسیقی مورد علاقه‌تان، تصور چیزهایی که دوست دارید، یا انجام کاری که دوست دارید. می‌توانید درباره‌ی خصوصیاتی فکر کنید که در شخصی که ناراحتتان کرده دوست دارید. شاید دشوار و چالش برانگیز باشد اما اگر بتوانید چنین کاری کنید، سریع‌ترین راهیست که می‌توانید احساس بهتری داشته باشید.

” کسی که به خودش مسلط است می‌تواند به اندوهی پایان بخشید و در عین حال خوشی و شادی بیافریند. من نمی‌خواهم تحت اختیار احساساتم باشم. می‌خواهم از احساساتم استفاده کنم، لذت ببرم و بر آن مسلط باشم.”

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢۱

انسان های دوست داشتنی

رازهای جذابیت انسان های دوست داشتنی

 

برخی از انسان ها با وجود عدم بهره مندی از بعضی چیزها مثل پول، چهره ی زیبا و یا ارتباطات اجتماعی گسترده، همیشه انرژی و اعتماد به نفس خاصی دارند. حتی شکاک ترین انسان ها هم نمی توانند در برابر این شخصیت های جذاب مقاومت کنند و از خود ترشرویی نشان دهند. اینگونه آدمها در هر محفلی می درخشند؛ همان هایی که برای کمک، راهنمایی و مصاحبت، اولین گزینه ی هر کسی خواهند بود. افراد جذاب با مخاطب خود ارتباط برقرار می کنند و حتی در گفتگوهای روزمره و کوتاه نیز عمیق می شوند.

شخصیت آنها به گونه ای است که همه را به این پرسش وا می دارد: "او چه چیزی دارد که من ندارم؟ چه چیزی او را تا این حد جذاب می کند؟" اما واقعاً تفاوت آنها با دیگران چیست؟ احساس ارزشمند بودن آنها از درونشان نشأت می گیرد. اینگونه افراد هیچگاه به دنبال تأیید دیگران نیستند، چون آنقدر اعتماد به نفس دارند که آن را در خودشان پیدا می کنند. عادات خاصی وجود دارند که شخصیت های جذاب و با اعتماد به نفسی مثل این برای حفظ دیدگاه سازنده ی خود به صورت روزانه به کار می بندند. برخورداری از چنین اعتماد به نفسی زاییده ی شانس نیست. پس وقت آن فرا رسیده است عادات اینگونه افراد را مطالعه کنید، بلکه بتوانید از آنها به نفع خود بهره ببرید و اعتماد به نفس تر و جذابیت بیشتری برای خود خلق کنید.

1. رفتار محترمانه با "همه"
مخاطب آنها چه بزرگ ترین مشتری شان باشد و چه گارسون رستوران، رفتارشان همیشه و بدون استثنا مؤدبانه و محترمانه خواهد بود. شخصیت های دوست داشتنی این را به خوبی درک می کنند که هر چقدر هم با فرد مقابل خود رفتار محترمانه ای داشته باشند، اگر در مقابل او با شخص دیگری غیر مؤدبانه رفتار کنند، ارزش رفتار مؤدبانه ی خود را نیز از بین خواهند برد.

2. پیروی از قانون پلاتینی
قانون طلایی "با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند" یک اشکال اساسی دارد: این قانون فرض را بر این می گذارد که همه دوست دارند یک جور با آنها برخورد شود و این اصل را نادیده می گیرد که هر کسی ممکن است با چیزهای کاملاً‌ متفاوتی خوشحال شود. یک نفر از شناخته شدن در میان جمع خوشش می آید، در حالی که یک نفر دیگر از اینکه در مرکز توجه قرار بگیرد متنفر است. اما قانون پلاتینی می گوید: "با هر کسی آنگونه رفتار کن که خودش دوست دارد" و به این ترتیب این اشکال را برطرف می کند. انسان های جذاب و دوست داشتنی در "خواندن" خواسته های دیگران مهارت بسیار زیادی دارند و رفتار خود را طوری تنظیم می کنند که باعث خوشایند آنها شود و به آنها احساس راحتی بیشتری ببخشد.

3. عدم استفاده از گفتگوهای کوتاه
استفاده ی صرف از گفتگو های کوتاه تضمین شده ترین راه برای جلوگیری از برقراری ارتباط حسی در مکالمه است. شما وقتی مثل آدم آهنی با دیگران برخورد کنید، مغز آنها را روی حالت ناوبری اتوماتیک قرار خواهید داد و این باعث می شود کسی با شما احساس نزدیکی نکند.
افراد دوست داشتنی با مخاطب خود ارتباط برقرار می کنند و حتی در گفتگوهای روزمره و کوتاه نیز عمیق می شوند. علاقه ی ذاتی آنها به دیگران باعث می شود به راحتی سؤالات خوبی بپرسند و آنچه در جواب می شنوند را به دیگر جنبه های مهم زندگی گوینده ارتباط دهند.

4. تمرکز روی آدمها، بیش از هر چیز دیگر
انسان های جذاب و خوش برخورد علاقه ای ذاتی و واقعی به انسان های اطراف خود دارند. در نتیجه، بیشتر از خودشان به فکر دیگران هستند. این گونه افراد زیاد به این فکر نمی کنند که چقدر مورد علاقه ی دیگران هستند، چون تمرکزشان تمام مدت روی اطرافیانشان است. به همین دلیل است که به نظر نمی رسد تلاشی برای جذاب بودن انجام دهند. برای اینکه این عادت آنها را بتوانید برای خود به کار بگیرید، سعی کنید از موبایل های هوشمندتان فاصله بگیرید و روی اطرافیانتان متمرکز شوید. تمرکزتان را روی صحبت های آنها نگه دارید، نه پاسخی که به آنها می خواهید بدهید. وقتی کسی چیزی در مورد خودش به شما می گوید، حرفش را با سؤال مناسبی همراه کنید، به گونه ای که بتواند سفره ی دلش را بیشتر برای شما باز کند.

5. اجتناب از تلاش بیش از حد برای اثبات خود به دیگران
انسان های دوست داشتنی مکالمات و گفتگوهای خود با دیگران را با داستان هایی از هوش و موفقیت های خود پر نمی کنند. اینگونه نیست که در برابر چنین میلی مقاومت کنند، این میل اساساً در ذهن آنها شکل نمی گیرد. آنها به خوبی می دانند کسانی که سخت تلاش می کنند محبت دیگران را متوجه خود کنند، احساس بدی در اطرافیان خود به وجود می آورند.

6. درک تفاوت میان حقیقت و نظرات شخصی
اینگونه افراد با متانت و آرامش خاصی به مسائل بحث برانگیز و موضوعات حساس می پردازند. آنها از ابراز عقیده ابایی ندارند، اما این را کاملاً روشن می کنند که چیزهایی که می گویند صرفاً نظراتشان است، نه حقیقت محض. موضوع بحث از گرمایش جهانی گرفته تا سیاست، برنامه ی واکسیناسیون و یا تغذیه، هرچه که باشد، آنها این را می دانند که انسان های زیادی وجود دارند که به همان اندازه در این مورد می فهمند و در عین حال ممکن است موضوع را متفاوت ببینند.


7. اجتناب از نقش بازی کردن
این دسته از انسان ها خود واقعی شان هستند. لازم نیست کسی برای اینکه شخصیت واقعی آنها را بشناسد و یا حرکت بعدی شان را پیش بینی کند تلاش خاصی انجام دهد. آنها به خوبی می دانند هیچ کس از آدمهایی با رفتار مصنوعی خوشش نمی آید. هر کسی به سمت افرادی که شخصیت حقیقی خود را به نمایش می گذارند جذب می شود، چون با علم به این موضوع می توانند به آنها اعتماد کنند. وقتی ندانید طرف مقابل شما واقعاً کیست و چه نیاتی دارد، به راحتی ممکن است از او فاصله بگیرید.

8. یکرنگی
همه از کسانی که انسجام درونی بالایی دارند خوششان می آید چون حرف و عملشان یکی است، به همین سادگی. یکرنگی مفهوم ساده ای است اما به کار گیری آن در عمل دشوار می شود. انسان های جذاب و دوست داشتنی برای اینکه همیشه از این ویژگی بهره مند باشند از بدگویی پشت سر دیگران اجتناب می کنند، و همیشه کار درست را انجام می دهند؛ حتی اگر به نفعشان نباشد.

9. داشتن لبخند بر لب
انسان ها به صورت طبیعی و ناخودآگاه از زبان بدن مخاطب خود تقلید می کنند. اگر می خواهید دیگران حس خوبی نسبت به شما داشته باشند هنگام صحبت کردن به آنها لبخند بزنید. به این ترتیب آنها نیز به صورت ناخودآگاه لبخند شما را با لبخند پاسخ می دهند و این باعث می شود احساس خوبی پیدا کنید.

10. آراستگی ظاهری
بین خوش لباس بودن و فخرفروشی به واسطه ی ظواهر تفاوت زیادی وجود دارد. انسان های دوست داشتنی متوجه این موضوع هستند که رسیدگی به ظاهر فردی مثل تمیز کردن خانه پیش از آمدن میهمان است و نوعی احترام به خود و دیگران محسوب می شود. اما همینکه ظاهر قابل قبولی برای خود درست کردند از فکر کردن به این موضوع دست می کشند.

11. عشق به زندگی
انسان های با اعتماد به نفس و دوست داشتنی مثبت و پر از اشتیاق هستند. هیچگاه از زندگی خسته نمی شوند چون آن را یک اتفاق فوق العاده می بینند و آنقدر با اشتیاق به زندگی نگاه می کنند که دیگران نیز دوست دارند بخشی از این اشتیاق باشند.نه اینکه هیچ مشکلی در زندگی خود نداشته باشند، اما به مشکلات به عنوان موانعی موقتی نگاه می کنند، نه سرنوشت غیر قابل تغییر. وقتی مشکلی پیش می آید آنها به خودشان یادآور می شوند روزهای بد می گذرند، و به این امید ادامه می دهند که روز بعد یا هفته یا ماه بعد اوضاع بهتر خواهد بود.

جمع بندی :
انسان های دوست داشتنی تنها ویژگی ها و عادت های دوست داشتنی خاصی در خود پرورش داده اند که هر کس دیگری نیز می تواند در خود پرورش دهد. آنها بیش از آنکه به فکر خودشان باشند به فکر دیگران هستند و کاری می کنند دیگران نیز احساس دوست داشته شدن، مورد احترام بودن، درک شدن و دیده شدن پیدا کنند. به یاد داشته باشید: هرچه بیشتر روی دیگران تمرکز کنید، دوست داشتنی تر خواهید بود.

علی اکبر احمدلو ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۱٧

تنهایی

 

تنهایی با ما چه میکند؟

 

گفته می‌شود بیش از 40 درصد انسان‌ها در برهه‌‎ای از زندگی خود شدیدا احساس تنهایی می‌‎کنند. تنهایی دیگر مسئله‌‎ای رایج است، اما بسیاری از ما از تاثیرات آن آگاه نیستیم.

 

می‌توان به سادگی تاثیرات مخرب تنهایی را التیام بخشید، اما شاید دانستن آثار آن مفید باشد. مقصود از تنهایی در این نوشتار، احساسِ برآمده از تنهایی به علت فقدان روابط عمیق با اطرافیان است.

 

  یک| تعداد دوستان یا روابط شما با دیگران با احساس تنهایی تفاوت دارد

تنهایی کاملا به کیفیت روابط شما بستگی دارد. به عبارت بهتر، شما اگر از نظر احساسی یا اجتماعی از دیگران فاصله گرفته‌اید، احساس تنهایی به سراغتان خواهد آمد.

 

دو| بیش از 60 درصد افراد تنها، متاهل هستند

زمانی که هر یک زوجین احساسات، افکار و تجارب خود را با یکدیگر به اشتراک نمی‌گذارند، آن‌ها تنها و منزوی خواهند شد. در واقع کسانی که در این شرایط قرار دارند معتقدند که همسرشان نمی‌توانند رابطه‌ی عمیقی با آن‌ها برقرار کنند.

 

سه| تنهایی درک ما از رابطه را تغییر می‌دهد

در پژوهشی، از برخی افراد خواسته شد تا آخرین تجربه‌ی تنهایی خود را به یاد بیاورند. نتایج آن پژوهش‌ها نشان داد که این افراد پس از مرور خاطرات تنهایی خود نسبت به روابطشان با دیگران کمی بدبین‌تر باشند. همین انحرافات ادراکی نسبت به ماهیت رابطه باعث می‌شود که افرادِ تنها از کسانی که می‌توانند منبع آرامش آن‌ها باشند هم دوری کنند. از همه بدتر این است که دوستانتان نیز از برقراری رابطه با شما اجتناب خواهند کرد. بنابراین می‌توان گفت که تنهایی، تنهایی می‌آورد.

 

چهار| تنهایی در شبکه‌های اجتماعی مسری است

تنهایی علامتی خاص دارد: ما تمایل داریم تا افراد تنهای اطرافمان را شناسایی کنیم. پژوهش انجام‌شده در یک بازه شش ماهه نشان داد که افراد تنها بیشتر به شبکه‌های اجتماعی روی می‌آورند. بنابراین شاید بتوان حدس زد که اعضای شبکه‌های اجتماعی آدم‌های تنهاتری هستند.

 

پنج| تنهایی ما را سردتر می‌کند!

وقتی از شرکت‌کنندگان یک پژوهش خواسته شد تا تجربه‌ی تنهایی خود را مرور کنند، آن‌ها احساس کردند که دمای اتاق در حال کاهش است. دمای واقعی بدنشان نیز واقعا کمتر شده بود. این ایده که ما هنگام تنهایی سردمان می‌شود از سیر تکاملی ما نشات می‌گیرد. زمانی که ما به صورت قبیله زندگی می‌کردیم، اگر یکی از اعضای قبیله با نظر عمومی تبعید می‌شد باید از آتش وسط قبیله و افراد آن دور می‌شد و به همین دلیل احساس سرما می‌کرد. در واقع بدن ما نسبت به تنهایی این‌گونه واکنش می‌دهد.

 

شش| تنهایی مانند حس تهدید شدن است

بدن نسبت به تنهایی فورا واکنش نشان می‌دهد. فشارخون و کلسترول در بدن افزایش پیدا کرده و واکنش‌های فیزیکی و روانی ما نیز فعال می‌شود.

 

هفت| تنهاییِ شدید احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی را افزایش می‌دهد. بدن هنگام تنهایی، تحت فشارِ استرس قرار می‌گیرد. بنابراین احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی در افرادی که برای مدت طولانی تنها می‌مانند، بیشتر است. البته باید بدانید که تنهایی آثار مخرب دیگری هم دارد.

 

هشت| تنهایی بر عملکرد دستگاه ایمنی بدن تاثیر می‌گذارد

تنهایی بر عملکرد دستگاه ایمنی بدن تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود که افراد تنها در طولانی‌مدت به بیماری‌های مختلف مبتلا شوند.

 

نه| تاثیر کمتر داروها بر روی افراد تنها

در پژوهشی از چند دانشجو مشخص شد که بدن افراد تنها در مقایسه با افراد معمولی نسبت به واکسن فصلیِ آنفلوانزا واکنش ضعیف‌تری نشان می‌دهد. روی هم رفته می‌توان گفت که تنهایی آثار مخربی بر بدن ما دارد.

 

ده| تنهایی مانند سیگار کشیدن مضر است

دانشمندان تمام آثار تنهایی بر روی بدن ما را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که تنهایی در طولانی‌مدت، درست به اندازه سیگار کشیدن به بدن ما آسیب می‌رساند. در حقیقت، تنهاییِ شدید یا به تعبیر پزشکی مزمن، احتمال مرگ پیش از موعد طبیعی را 14 درصد افزایش می‌دهد.

بر اساس داده‌های علمی و روانی می‌توان گفت که تنهایی آثار جسمانی و روانی زیادی داشته و ما نباید آن را دست‌کم بگیریم. بنابراین باید علاوه بر آموزش عواقب ناخوشایند تنهایی به دیگران، خودمان نیز سعی کنیم با بهبود کیفیت روابط با دیگران از تنهایی فاصله بگیریم.

علی اکبر احمدلو ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/٢٧

تلنگر

 

چند تلنگر در زندگی امروزی  

۱- آنجا که باید فکر کنیم احساسی عمل می‌کنیم. بسیاری از تصمیمات مالی ما ناشی از احساسات است. احساساتی که به وسیله‌ی عوامل کاملا بیرونی تحریک شده است. مثلا چشم و هم چشمی برای خرید لوازم، یا تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفتن، خرید لوازمی بیش از مورد نیاز، خریدن کالا یا خدماتی که به آنها نیاز نداریم و یا اصلا نمی‌دانیم که چه کاربردی دارند. مثلا تبلیغات برای خرید لوازمی که هوش کودک شما را افزایش می‌دهد، یا زبان شما را تقویت می‌کند و یا مهمتر از همه شما را لاغر می‌کند. چرا اینها را می‌خریم؟ چون می‌توانند گپ های مهمی را در زندگی ما پر کنند و اهدافی را هدف گرفته اند که برای ما بسیار مهم هستند. اینها احساسات ما را غلغلک می‌دهند.

۲- بیشتر از دخل خود خرج می کنیم. این یکی از اصول غیر قابل مذاکره‌ی رسیدن به استقلال مالی است.

۳- عاشق کلکسیون داری هستیم یا ساده‌زیستی در زندگی ما جایی ندارد. به انبار، کمد لباسها، کابینت آشپزخانه، هارد کامپیوتر، جاکفشی و میز کار خود بنگرید. ما به یک کلکسیونر تبدیل شده‌ایم. مجموعه‌های زیادی از همه چیز. ساده زیستی در نظرمان کار فقراست.

۴- برنامه ای برای درآمدمان نداریم، در حسابمان می‌ماند تا خرج شود. برنامه‌ای برای پس‌انداز و سرمایه گذاری نداریم، کارتهای بانکی هم مزید علت شده‌اند. در سالهای دور، دسترسی به پول درون حسابها به سادگی مقدور نبود ولی اکنون، در هر زمان از شبانه روز همه چیز مهیاست تا پول نازنین خود را به حساب دیگری واریز کنیم. باز جای شکرش باقی است که کارتهای اعتباری در ایران جا نیفتاده وگرنه اوضاع بدتر از این هم می‌شد.

۵- پس انداز اضطراری نداریم. پس‌انداز اضطراری برای پوشش دادن هزینه‌ی حوادث غیر مترقبه است. تصادف، تعمیر مسکن، هزینه‌های درمانی. در این موارد نداشتن یک پشتوانه مالی، هشت را گرو نه نگه داشته و ضربات روحی آن کمتر از ضررهای مالی نیست.

۶- به اهدافمان در زندگی تعهدی نداریم یا اصلا بی هدف زندگی می کنیم. بی‌برنامگی در زندگی، منجر به نداشتن تعهدات مالی می‌شود. اهداف واقعی نداریم، یا آنقدر بزرگ و غیر قابل دسترسی‌اند که به رویا می‌مانند و یا کلا بی خیال هدف‌گذاری شده‌ایم و صرفا گذران زندگی می‌کنیم.

۷- هم نشینان خوبی نداریم.  این معضل می‌تواند روی تمام تصمیم‌های ما اثر گذار باشد و باید به صورت جدی، درباره‌ی آن فکری کنیم.

۸- از دارایی‌هایمان نگهداری نمی‌کنیم. با خودرو تا جایی که بایستد رانندگی می‌کنیم، به فکر سلامتی خود نیستیم، مدام در فکر تعویض لوازمی از خود هستیم که کمی بد کار می‌کنند. به یک تعویض‌کار تبدیل شده‌ایم.

۹- متخصص نیستیم و هنری را کسب نکرده ایم.  انسان بی تخصص ممکن است شغل خود را از دست بدهد، ممکن است تن به هر کاری و هر حقوقی بدهد. درآمد او بالطبع کم است و رشد هم نمی‌کند.

۱۰- نمی بخشیم. این مورد پر اهمیت‌ترین دلیل ناتوانی‌های مالی است. نبخشیدن از آنچه داریم، از آنچه کسب می‌کنیم و از آنچه می‌دانیم، راه سرازیر شدن نعمت به زندگی‌مان را می‌بندد. بیایید کمی بخشنده‌تر باشیم.

 

علی اکبر احمدلو ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱٥

رسیدن به خوشبختی

هفـت قانـون ساده برای رسیـدن به خوشبخـتی


 

1. انتخاب با شماست

اکثر افراد به همان اندازه که ذهن خود را برای شاد بودن آماده می‌کنند، شاد هستند.
آبراهان لینکلن (Abraham Lincoln)

برای ساختن یک زندگی شاد، به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز در خودتان است، در طرز فکر خودتان.
مارکوس آرلیوس آنتونیوس (Marcus Aurelius Antoninus)

دنیای آدم‌های شاد از دنیای آدم‌های ناشاد متفاوت است.
لودویگ ویتگن‌اشتاین (Luwig Wittgenstein)

اینکه خودتان و دنیایتان را چطور می‌بینید، انتخاب‌ها و عادت‌های آگاهانه شما هستند. عینکی که برای نگاه کردن به همه چیز به چشم می‌زنید، نحوه تفسیر شما از اتفاقات را رقم می‌زند و بنابر این تفسیرهاست که عمل می‌کنند و همه اینها زندگی شما را می‌‌سازد.

می‌توانید تصمیم بگیرید که در چیزهای خیلی کوچک زندگی شادی و خوشبختی را ببینید. می‌توانید انتخاب کنید که همه اتفاقات را به طریقی مثبت تحلیل کنید و انتخاب‌های شما مقدار شادی که در زندگی پیدا و ایجاد می‌کنید را تعیین می‌کند.


2. به امروز فکر کنید، نه دیروز و نه فردا.

وقتی یک در خوشبختی بسته می‌شود، در دیگری به رویتان باز می‌شود، اما معمولاً ما آنقدر به آن در بسته چشم می‌دوزیم که در جدیدی که باز شده است را نمی‌بینیم.
هلن کلر (Helen Keller)

نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند.
جیمز اوپنهایم (James Oppenheim)

شما فقط امروز را دارید. فقط همین امروز را. دیروز خاطره‌ای بیش نیست و نمی‌توانید تغییرش دهید. فردا خیالی بیش در ذهنتان نیست. سعی کنید بیشتر در زمان حال زندگی کنید؛ در همین امروز. نگران آینده و گذشته‌تان نباشید. درغیراینصورت بخش مهمی از شادی و خوشبختی را که همین الان در اختیارتان است از دست می‌دهید.


3. قدرشناسی را فراموش نکنید.

انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند اما لذت‌هایشان را نمی‌شمارند. اگر آنها را هم می‌شمردند می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند.
فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky)

ما معمولاً فراموش می‌کنیم که خوشبختی در نتیجه به دست آوردن چیزی که نداریم، به دست نمی‌آید، بلکه از تشخیص و قدردانی بابت چیزهایی که داریم به وجود می‌آید.
فردریک کونیگ (Fredrick Keonig)

باید قدردان کسانی باشیم که شادمان می‌کنند؛ آنها باغبانان مهربانی هستند که روحمان را شکوفا می‌سازند.
مارسل پروست (Marcel Proust)

یکی از ساده‌ترین و سریع‌ترین راه‌های تبدیل روحیه منفی به مثبت، قدرشناسی و شکرگزاری است. چند چیزی که می‌توانید بخاطر آن خدا را شکر کنید و قدردان باشید عبارتند از: نور خورشید و هوا. سقفی که بالای سرتان است؛ سلامتی‌تان، یک برنامه تلویزیونی خوب؛ یک فیلم یا آهنگ زیبا. دوستان و خانواده‌تان، همکارانتان و ...مطالعه مطالب خوب و خواندنی

یک دقیقه امتحان کنید و ببینید چه تاثیر خوبی بر احساستان خواهد داشت. با شکرگزاری و قدرشناسی از دنیای اطرافتان احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید و روحیه افرادیکه از آنها قدرشناسی می‌کنید نیز عالی می‌شود.


 


4. به فردی دیگر کمک کنید تا به خوشبختی برسد.

از آنجاکه با لذت دادن به دیگران لذت بیشتری می‌برید، باید تلاش بیشتری برای شاد کردن دیگران به کار گیرید.
النور روزولت (Eleanor Roosevelt)

هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد بدون اینکه زندگی آن شمع کوتاهتر شود. تقسیم خوشبختی هیچوقت از آن کم نمی‌کند.
بودا (Buddha)

اگر می‌خواهید برای یک ساعت خوشبخت باشید، چرت بزنید.
اگر می‌خواهید یک روز خوشبخت باشید، به ماهیگیری بروید.
اگر می‌خواهید یک سال خوشبخت باشید، پول ارث ببرید.
اگر می‌خواهید همه عمر خوشبخت باشید، به یک نفر کمک کنید.
یک ضرب‌المثل چینی

خوشبختی مانند یک بوسه است. برای اینکه از آن لذت ببرید باید آن را با کسی سهیم باشید.
برنارد ملتزر (Bernard Meltzer)

مطمئناً این یکی از متداول‌ترین باورهای موجود در مورد خوشبختی است. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما خیلی خوب عمل می‌کند. وقتی باعث خوشبختی و خوشحالی فردی دیگر می‌شود (مثلاً با کمک کردن به او در کاری) می‌توانید آن را حس کنید، ببینید و بشنوید. و آن احساس شادی و خوشبختی دوباره به سمت خودتان جریان می‌یابد. بعد تازه کلی اعتماد‌به‌نفس پیدا می‌کنید که توانسته‌اید کسی را شاد کنید و بخاطر عمل متقابل، این امکان وجود دارد که آن فرد هم برای شاد و خوشبخت کردن شما تلاش کند.


5. چند مورد از آرزوها و خواسته‌های کم‌ارزش‌تر خود را فراموش کنید.

اگر می‌خواهید فردی را شاد کنید، نباید به دارایی‌های او اضافه کنید، از خواسته‌هایش کم کنید.
اپیکور (Epicurus)

هیچوقت نمی‌توانید از چیزهایی که لازم ندارید به اندازه‌ای به دست آورید که شادتان کند.
اریک هوفر (Eric Hoffer)

غنی‌ترین، کسی است که لذت‌های ارزان‌تری دارد.
هنری دیوید تورو (Henry David Thoreau)

اگر به جای بیشتر و بیشتر و بیشتر، کمتر بخواهید، احتمال برآورده شدن خواسته‌ها و آرزوهایتان بیشتر خواهد شد. و اگر چند مورد از این خواسته‌هایی که خیلی برایتان مهم نیستند را دور بریزید مطمئناً احساس استرس و نگرانی کمتری هم خواهید داشت. زندگی برایتان آرام‌تر و بهتر می‌شود و از روزتان لذت بیشتری می‌برید و متوجه می‌شوید که خوشبختی همان موقع هم در زندگیتان وجود دارد.


6. کارهایی را انجام دهید که دوست دارید.

موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، موفق خواهید شد.
آلبرت شوایتزر (Albert Schweitzer)

خوشبختی در داشتن پول نیست؛ در لذت به دست آوردن و تلاش خلاقانه است.
فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt)

کاملاً بدیهی است. اما خیلی راحت ممکن است در دام انجام کاری که دوست ندارید بیفتید و ندرتاً پیش بیاید که کارهایی را انجام دهید که واقعاً دوست دارید. شاید نتوانید خودتان کاری که الان باید انجام دهید یا چند ساعت در روز یا هفته مجبوری انجام دهید را انتخاب کنید اما همیشه قدرت انتخاب دارید. همیشه زمان دارید. انتخاب با خودتان است.


7. یا حداقل کاری انجام دهید.

عمل همیشه با خوشبختی همراه نیست اما هیچ خوشبختی بدون عمل به دست نمی‌آید.
بنجامین دیزرائلی (Benjamin Disraeli)

بیست سال دیگر بخاطر کارهایی که انجام ندادید ناامیدتر خواهید بود تا نسبت به کارهایی که انجام دادید. پس کشتی زندگی‌تان را از منطقه امن بیرون بیاورید و به اکتشاف و خیال در دریای زندگی بروید.
مارک تواین

یکی از بهترین راه‌ها برای نرسیدن به خوشبختی این است که خودتان را عقب نگه دارید و هیچ کاری نکنید. همیشه وارد عمل شدن آسان نیست، ممکن است ترسناک و سخت باشد. اما اگر وارد عمل نشوید، خیلی چیزها را از دست خواهید داد؛ مثل خیلی از لحظاتی که می‌توانید با آدم‌های مختلف بگذرانید و خیلی تجربیاتی که می‌تواند خوشبختی زیادی برایتان به ارمغان آورد.

علی اکبر احمدلو ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱۱

زندگی با آرامش

چگونه در زندگی امروزه به آرامش برسیم؟


این روزها زندگی انسان‌ها با استرس و تنش زیادی همراه شده و به نظر می‌رسد همه افراد، زندگی پر از استرسی را تجربه می‌کنند. برای همین هم خیلی‌ها به خودشان حق می‌دهند عصبانی باشند و فریاد بکشند یا شکایت‌ها و اعتراض‌های‌شان را براحتی به زبان بیاورند. با وجود این، متخصصان و روان‌شناسان می‌گویند شکایت کردن‌های دائمی و همیشگی می‌تواند تاثیری منفی بر سلامت جسم و روح ما بگذارد. همچنین با در پیش گرفتن چنین رفتاری، احساس غم و اندوه هم در زندگی‌مان افزایش قابل توجهی پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، استرس و تنش‌های منفی زندگی، عاملی است که می‌تواند احتمال بروز بیماری‌های جسمی مانند دیابت، آسم، سردرد و دردهای مفاصل را افزایش دهد و روح و روان‌مان را هم دچار مشکل ‌سازد اما اگر می‌خواهید هیچ وقت با چنین عوارضی روبرو نشوید و مشکلات جسمی و روحی برای شما پیش نیاید، باید بیاموزید جلوی شکایت‌های بی‌فایده‌ را در زندگی‌تان بگیرید و خیلی ابراز نارضایتی نکنید. برای رسیدن به آرامش می‌توانید از شیوه‌های زیر​کمک بگیرید:

1. نگرش‌تان را تغییر دهید و مثبت‌نگر شوید

اولین قدم برای تغییر روحیه، تغییر شیوه تفکر و طرز فکرتان است. البته ایجاد چنین تغییری در عمل بسیار سخت‌تر از چیزی است که گفته می‌شود ولی مسلما ممکن است و می‌توان این تغییر را در زندگی ایجاد کرد. به عنوان نمونه خوب است به خودتان یادآوری کنید زندگی هیچ وقت کامل و عالی نیست. پس شرایط زندگی را همانطور که هست بپذیرید و پیش بروید. هر وقت هم که مانعی سر راه‌تان قرار گرفت و شما را از ادامه راه بازداشت، با خودتان بگویید همه افراد در زندگی‌شان با مشکلات متعددی روبه‌رو می‌شوند و شما تنها نیستید.

2. خودتان را با شرایط هماهنگ کنید

در حقیقت، تنها چیزی که با اطمینان می‌توان در مورد زندگی گفت، اینست که هیچ اتفاق و شرایطی برای همیشه باقی نمی‌‌ماند و همه چیز در طول زندگی در حال تغییر است. پس شما هم منتظر تغییر باشید و در اتفاقات ناخوشایند زندگی باقی نمانید. بعضی از شرایطی که برای ما پیش می‌آید و اتفاقاتی که ممکن است آنها را در طول زندگی‌مان تجربه کنیم، می‌تواند بسیار تلخ و آزاردهنده باشد اما نباید با آن احساسات به زندگی ادامه دهید. وقتی ناراحت هستید، ناراحتی‌تان را نشان دهید و هرطور که دوست دارید، سوگواری کنید اما اجازه ندهید این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. پذیرش شرایط موجود یکی از بهترین شیوه‌ها برای کاهش درد و غصه است و می‌تواند به بهبود شرایط کمک کند.

3. گذشته قابل تغییر نیست و نگرانی برای آینده هم کاری بیهوده به حساب می‌آید

پس فکر کردن درباره اتفاقات گذشته یا آینده فقط کاری بی‌دلیل و خسته‌کننده است که زمان را از شما می‌‌گیرد. به جای این کار، در حال زندگی کنید و فقط به اتفاقاتی که در حال حاضر در زندگی شما وجود دارد، بیندیشید. در این میان باید افکار منفی را تشخیص دهید و مثبت‌ها را جایگزین آنها کنید. مثلا زمانی که ساعت‌تان زنگ می‌زند و مجبورید از خواب بیدار شوید، به جای این‌که با ناله و ناراحتی از این وضع شکایت کنید به این موضوع فکر کنید که در یک روز تازه، چه کارهای جدیدی قرار است انجام شود و چقدر در زندگی‌تان پیشرفت خواهید کرد. شاید این حرف‌ها را بارها شنیده باشید اما یکبار اطمینان کنید و موقعیت‌های مختلف زندگی را همانطور که هست، بپذیرید تا نتیجه کار را خودتان ببینید.

4. مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید

وقتی می‌گویند باید عادت شکایت کردن از دیگران یا ایراد گرفتن از اتفاقات بد زندگی را کنار گذاشت و آن را ترک کرد، منظور این نیست که نظر خودتان را فراموش کنید و فقط به خواسته‌های دیگران اهمیت دهید. بلکه برعکس، باید مهارت ابراز وجود را بیاموزید و از آن استفاده کنید. به این معنی که لازم است نیازهای خود را با اطرافیان‌تان در میان بگذارید و بگویید هر یک از این نیازها به چه صورت تامین می‌شود. علاوه بر این، باید با اعتماد به نفس کامل زندگی کنید و این اعتماد به نفس را در همه حرکات و رفتارهایتان هم نشان دهید. شیوه ایستادن، حرف زدن، راه رفتن، نگاه کردن به دیگران، دست دادن با همکاران و... همگی می‌تواند نشان‌دهنده اعتماد به نفس و آرامش شما باشد.

5. خیلی قضاوت نکنید، نه در مورد خودتان و نه درباره دیگران

هر کسی ممکن است اشتباه کند و برای همین کسانی که خیلی ایراد می‌گیرند و به فکر پیدا کردن نقاط ضعف دیگران هستند، بیشتر به شکایت و گله روی می‌آورند. پس لغاتی مانند بهتر بود، باید، نباید و... را از دایره واژگان‌تان حذف کنید و تاجایی که می‌توانید آنها را به کار نبرید.

 

 

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٢۸

کتاب بخوانید

اگر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.
اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.
اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.
اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.
اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.
اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.
اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.
اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.
اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.
اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.
اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.
اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید.

علی اکبر احمدلو ; ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/۱/٢٢

فواید لبخند

فایده های شگفت انگیز نعمت لبخند در زندگی

لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی ۱۰ فایده لبخند زدن را بیان می‌کنند. آدمها همیشه لبخند می‌زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می‌کنیم زیرا لبخند می‌تواند پیام‌های مختلفی را به دیگران برساند. در زیر به ۱۰ روشی که می‌توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی‌های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می‌کنیم.
1. تشویق دیگران برای اعتماد به شما
در دنیایی که همه فقط به فکر خودشان هستند، واقعاً به چه کسی می‌توان اعتماد کرد؟ یک نشانه از قابل اعتماد بودن ما، لبخند است. لبخندهای واقعی پیام می‌فرستد که دیگران می‌توانند به ما اعتماد کرده و با ما همکاری کنند. کسانیکه لبخند می‌زنند معمولاً سخاوت و برونگرایی بیشتری دارند. اقتصاددانان نیز تصور می‌کنند که لبخند ارزش ویژه‌ای دارد. در یک تحقیق که توسط شارلمان و همکاران (Scharlemann et al.) انجام گرفت، احتمال اینکه شرکت‌کننده‌ها به افرادیکه لبخند می‌زدند اعتماد کنند خیلی بیشتر از بقیه بود. این تحقیق مشخص کرد که لبخند تمایل افراد برای اعتماد کردن را تا ۱۰% افزایش می‌دهد.
2. جلب ملایمت و ارفاق دیگران
وقتی افراد کار بدی انجام می‌دهند و دستگیر می‌شوند معمولاً لبخند می‌زنند. آیا این کار برایشان فایده‌ای دارد؟ براساس تحقیقی که توسط لافرانس (LaFrance) و هِچ (Hecht) در ۱۹۹۵ انجام گرفت، می‌تواند اینطور باشد. ما با کسانیکه قانون شکنی کرده‌اند، اگر بعد از آن لبخند بزنند، با ملایمت و ارفاق بیشتری برخورد می‌کنیم. مهم نیست که لبخندی دروغین باشد، لبخندی از روی بیچارگی باشد یا یک لبخند واقعی، همه آنها باعث می‌شود برای فرد خاطی کمی تحفیف قائل شویم. به نظر می‌رسد که به این دلیل در این مورد موثر است که تصور می‌کنیم افرادی که بعد از قانون شکنی لبخند می‌زنند، قابل‌اعتمادتر از آنهایی هستند که لبخند نمی‌زنند.
3. رهایی از خطاهای اجتماعی
فراموش کردید به مناسبت سالگرد ازدواجتان برای همسرتان هدیه بخرید؟ اسم یک مشتری مهم را فراموش کرده‌اید؟ سهواً یک بچه کوچک را لگد زدید؟ اگر چنین مواردی برای شما هم پیش آمده باشد، احتمالاً خجالت‌زده شده‌اید. عملکرد خجالت این است که شما را از مکان‌های اجتماعی پرفشار بیرون کند. لبخند‌های از روی خجالت با پایین انداختن سر همراه است و خیلی وقت‌ها هم یک خنده کوتاه احمقانه به آن اضافه می‌کنیم. این کار برای این انجام می‌شود که باعث شویم فرد مقابل اشتباه سهوی ما را فراموش کرده و سریعتر ما را ببخشد. بنابراین لبخند از روی خجالت به ما کمک می‌کند از زندان رها شویم.

4. چون درغیراینصورت احساس بدی پیدا خواهم کرد
گاهی‌اوقات به این دلیل لبخند می‌زنیم که هم مودبانه است و هم اینکه بعد از آن احساس بدی پیدا نمی‌کنیم. مثل زمانیکه کسی با اشتیاق درمورد اینکه چطور مقداری پول در جیب یکی از لباس‌های قدیمی‌اش پیدا کرده برایمان تعریف می‌کند. شاید خیلی جای لبخند زدن نداشته باشد اما اینکار را می‌کنید چون مودبانه است. در یک تحقیق از افراد مختلف سوال شد بعد از شنیدن اخبار خوب از یک نفر، صورت خود را خشک و جدی نگه دارند. بعد از آن احساس بدی پیدا کردند و تصور می‌کردند که آن فرد نظر بدی نسبت به آنها پیدا خواهد کرد. به همین دلیل است که در اینگونه مواقع سر خود را تکان داده و لبخند می‌زنیم چون می‌دانیم اگر اینکار را نکنیم، بعد احساس پشیمانی خواهیم کرد. این احساس در زنان قوی‌تر از مردان است.
5. خندیدن از ته قلب
لبخند زدن راهی برای کاهش فشار ناشی از موقعیت‌های ناراحت‌کننده است. روانشناسان به آن فرضیه فیدبک چهره می‌گویند. حتی وقتی به اجبار لبخند می‌زنیم برای اینکه کمی روحیه‌مان را بهتر کند کافی است.
هشدار: لبخند زدن به چیزهای ناراحت‌کننده شاید موثر باشد اما به نظر دیگران جالب نمی‌رسد. وقتی آنسفیلد (Ansfield) در تحقیق خود از شرکت‌کننده‌ها خواست تا ویدئوهایی ناراحت‌کننده تماشا کنند، آنهایی که لبخند زدند بعد احساس بهتری داشتند تا آنها که لبخند نزدند. اما آنهایی که به تصاویر ناراحت‌کننده لبخند می‌زدند در نظر دیگران خوشایند نبودند.
6. برای درک و بینش بهتر
وقتی عصبی هستیم، توجه ما کمتر می‌شود. متوجه نمی‌شویم که کناردستمان چه می‌گذرد و فقط اتفاقی که درست روبه‌رویمان می‌افتد را می‌بینیم. این هم از نظر لفظی و هم استعاری صدق می‌کند: وقتی مضطرب هستیم یا استرس داریم، متوجه ایده‌هایی که در گوشه‌های ذهنمان است نمی‌شویم. اما برای به دست آوردن درک از یک مشکل، دقیقاً به همین ایده‌های پیرامونی نیاز پیدا می‌کنیم. لبخند بزنید. لبخند زدن باعث می‌شود احساس خوبی پیدا کنیم که انعطاف‌پذیری در توجه را بالا برده و توانایی ما برای فکر کردن کلی‌نگر را تقویت می‌کند. وقتی این ایده توسط جانسون و همکاران (Johnson et al.) در سال ۲۰۱۰ بررسی شد، نتایج تحقیق نشان داد که شرکت‌کننده‌هایی که لبخند می‌زدند در کارهایی که نیاز به توجه داشت و فرد باید کل جنگل و نه فقط درختان آن را می‌دید، بهتر عمل می‌کردند.

7. برای جذابیت
لبخند خانم‌ها تاثیری جادویی بر همسرشان دارد و تاثیر آن حتی از ارتباط چشمی نیز بالاتر است. در یک تحقیق بر روی نحوه برخورد آقایان با خانم‌ها را در یک بار بررسی کرد ]والش و هویت، ۱۹۸۵ (Walsch & Hewitt, 1985) [. وقتی زنی فقط ارتباط چشمی با همسرش برقرار می‌کرد، در ۲۰% از موارد فرد به او نزدیک می‌شد. وقتی همان زن لبخندی را هم اضافه می‌کرد، در ۶۰% از موارد مرد به او نزدیک می‌شد.
اما وقتی مردها به زنان لبخند می‌زنند، تاثیر آن جادوییت کمتری دارد. بااینکه لبخند زدن جذابیت خانم‌ها را برای آقایان بیشتر می‌کند اما برعکس آن چندان صادق نیست. درواقع، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مردان وقتی باغرور و یا حتی خجالت رفتار کنند، نسبت به زمانیکه شاد به نظر می‌رسند، جذابیت بیشتری دارند ]تریسی و بیل، ۲۰۱۱ (Tracy & Beall, 2011)[. کمتر لبخند زدن باعث می‌شود مردان مردانه‌تر به نظر برسند.
8. پنهان کردن فکر
روانشناسان در گذشته تصور می‌کردند که یک لبخند واقعی هیچوقت دروغ نمی‌گوید. لبخند‌های دروغین و مصنوعی فقط دهان را درگیر می‌کند درحالیکه لبخندهای واقعی به چشم‌ها نیز می‌رسد. اما در تحقیقات اخیر مشخص شده است که ۸۰% از افرادیکه لبخند مصنوعی می‌زنند می‌توانند تاثیر لبخند بر روی چشم‌ها را نیز تقلید کنند. پس از لبخند می‌توان برای پنهان کردن چیزی که واقعاً به آن فکر می‌کنیم استفاده کنیم اما با این وجود ساختن یک لبخند مصنوعی چندان آسان نیست زیرا زمان‌بندی آن باید درست باشد. رمز ایجاد یک لبخند قابل‌اعتماد این است که شروع کُندی دارد، یعنی نیم‌ثانیه طول می‌کشد تا روی صورت پخش شود. یک تحقیق نشان داده است که در مقایسه با یک لبخند با شروع سریع (یک دهم ثانیه)، لبخندهای با شروع کُندتر قابل‌اطمینان‌تر، واقعی‌تر و جذاب‌تر تلقی می‌شوند.
9. برای پول درآوردن
در موارد قبل بررسی کردیم که اقتصاددانان نیز ارزش لبخند را دریافته‌اند اما آیا لبخند می‌تواند واقعاً برایمان پول‌ساز باشد؟ واضح است که یک لبخند پهن از یک مستخدم می‌تواند: تید و لوکارد (Tidd and Lockard) در سال ۱۹۷۶ در تحقیق خود دریافتند که مستخدم‌هایی که لبخند می‌زنند انعام بیشتری دریافت می‌کنند. بطور‌کلی‌تر افرادیکه در صنایع خدماتی هستند، مثل مهمانداران هواپیما یا آنها که در بخش سرگرمی و میهمان‌نوازی هستند، برای لبخند زدن به مشتریان خود پول می‌گیرند. اما مراقب باشید. تضاد مداوم بین آنچه واقعاً احساس می‌شود و آنچه نشان داده می‌شود می‌تواند موجب خستگی فرد و فرسودگی شغلی شود.

 10. لبخند بزنید تا دنیا به شما لبخند بزند
یکی از ساده‌ترین لذت‌های زندگی که معمولاً به‌خاطر خودکار بودن آن دیده نمی‌شود زمانی است که به کسی لبخند می‌زنید و او در جواب به شما لبخند می‌زند.
اما همانطور که ممکن است متوجه شده باشید همه آدمها در جواب یک لبخند، لبخند نمی‌زنند. هینز و توم‌هاو (Hinsz and Tomhave) در سال ۱۹۹۱ در تحقیق خود بررسی کردند که چه نسبت از افراد لبخند را با لبخند جواب می‌دهند. نتایج آنها نشان داد که حدود ۵۰% از افراد اینگونه رفتار می‌کنند. درمقایسه معمولاً هیچکس اخم را با اخم جواب نمی‌دهد.
11. لبخند برای طول‌عمر
اگر هیچکدام از این تحقیقات نتونست لبخندی روی لبان شما بنشاند این را هم در نظر بگیرید: افرادیکه زیاد لبخند می‌زنند معمولاً بیشتر عمر می‌کنند. در یک تحقیق که بر روی تصاویر بازیکنان بیسبال در سال ۱۹۵۲ انجام گرفت مشخص شد که آنها که لبخند زده بودند تا ۷ سال بیشتر از همسانان خود عمر کرده‌اند. شاید حالا دلیلی برای لبخند زدن پیدا کرده باشید.

علی اکبر احمدلو ; ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٢/۱٠

خانه تکانی ذهن و آرامش

چند روش برای خانه تکانی ذهن ...

ذهن انسان نمودی از آگاهی ،هوش و تجربیات است. ذهن معجزه زندگی ماست که می تواند مسیر پیشرفت و شادابی ما را فراهم آورد و هم می تواند باعث درجازدن، خستگی و بی تحرکی زندگی ماشود.

خانه تکانی ذهن از آن کارهایی است که اگر هر از چند گاهی آن را انجام دهیم احساس سرزندگی و شادابی بسیاری خواهیم کرد. ذهن در واقع ترکیبی از مجموعه اندیشه، ادراک، حافظه، احساسات، امیال، تخیل و کلیه فرایند شناخت ناخودآگاه است برای اینکه ذهن بهتری داشته باشیم کافی است موراد زیر را تک به تک مد نظر داشته باشیم:

 

1. خلاص شدن از آشغال ها
بله در ذهن هر یک از ما دور ریختنی ها و یا به اصطلاح "آشغال" های فراوانی وجود دارد. فراموشی به معنی از دست دادن خاطره ها و تجربه هاست. درحالی که مقصود ما خالی کردن ذهن از آشغال ها و آن چیزی است که به ذهن شما آسیب می زند.

اگر موفق شویم ذهنمان را از آنچه آزاردهنده و بی ثمر است خالی کنیم جا برای فراگیری مطالب جدید باز می شود!

2.تغذیه مناسب
منظور از تغذیه هم جنبه رایج آن یعنی مصرف مواد غذایی ارگانیک و مفید فایده برای ذهن است که متخصصان تغذیه لیست های فراوانی از مواد غذایی مفید برای ذهن ارائه کرده اند و هم تغذیه معنوی مناسب برای یک ذهن اعم از کالاهای فرهنگی شامل کتاب ،فیلم، موسیقی ، تئاتر و... می شود که ذهن ما به آن به شدت نیاز دارد.

3. تمرکز
هنگام انجام هر کاری فقط بر روی همان کار تمرکز کنید. به نظر کار سختی است مخصوصا برای خانم ها، موقع آشپزی ،خرید، کار، تفریح، سخن گفتن با دوستان و... اگر هرکاری که می کنید فقط بر روی همان کار تمرکزکنید و ذهنتان معطوف به همان کار باشد هم کارهایتان را بهتر انجام می دهید هم ذهنتان بهتر عمل خواهد کرد.

4. لحظات ویژه ذهن
تمام تمرینات تمرکزی، یوگا و فنون ویژه ذهن برای لحظاتی است که در آن هیچ کس نباشد. اگربتوانید روزی 10 دقیقه ذهنی خالی داشته باشید . یعنی ذهنی آرام که به هیچ چیزی فکر نمی کند آنوقت یک استراحت عالی به ذهنتان داده اید که زمینه بهبود عملکرد ذهنتان را فراهم کرده است.

برای این کار روزی 10 دقیقه در فضایی که هوا در آن جریان دارد به شکل کاملا راحتی بنشینید و یا دراز بکشید در طول این مدت تنها بر روی تنفس و دم و بازدم خودتان تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید بعد از این زمان احساس آرامش خواهید کرد.

5. نگاهی نو
هر از چند گاهی نگرش به مسائل از دیدگاه تازه زوایای پنهان زیادی را برای ما آشکار می کند و سبب می شود تا تصمیمات بهتری بگیریم.

سعی کنید به مسائل با شیوه ای نو نگاه کنید.

6. ورزش
ورزش مستمر و روزانه باعث بهبود عملکرد ذهن می شود پزشکان تاکید دارند پیاده‌روی منظم و مداوم در تقویت حافظه نقش قابل ملاحظه‌ای دارد. این متخصصان می‌گویند ۴۰ دقیقه پیاده‌روی آرام به مدت سه نوبت در هفته می‌تواند باعث افزایش اندازه غده هیپوکامپ در مغز ‌شود که بخش حافظه و خاطرات را در این عضو مهم در کنترل دارد و عملکرد ذهن را در انسان حتی با بالا رفتن سن، بهبود بخشد.

7. در کار دیگران دخالت نکنید مگر اینکه کمک بخواهند
بیشتر ما با مداخله در امور دیگران، برای خود و آنها مشکلاتی ایجاد می کنیم. ما معمولاً به این دلیل در کار آنها مداخله می کنیم که معتقدیم راه ما، بهترین راه است. ما تصور می کنیم که منطق ما بهترین منطق است و کسانی که مطابق طرز فکر ما عمل نمی کنند، باید مورد انتقاد قرار بگیرند و به مسیر درست (که همان مسیر ماست) هدایت شوند. این طرز فکر، وجود فردیت را انکار می کند و ذهن ما را خسته و بیمار می نماید.

8.
ببخشید و فراموش کنید
این روش، بهترین راه برای رسیدن شما به آرامش ذهنی است. ما اغلب به دلیل اینکه کسی به ما توهین کرده یا به ما ضرری رسانده است، احساسات ستیزگی را در قلب خود افزایش می دهیم. ما شکایت ها و گلایه ها در خود را پرورش می دهیم و نتیجه آن برای ما، تنها بی خوابی، زخم معده و افزایش فشارخون است. توهین یا صدمه ممکن است یک بار اتفاق بیفتد، اما با تشدید شکایات، مدام آن را به خود یادآوری می کنیم. شما باید به سرعت این عادت بد را ترک کنید.  یک لحظه چشم خود را ببندید و همه را در جا ببخشید، آن وقت است که پرواز می کنید. واقعا امتحان کنید.

9. خودتان را مطابق با محیط پیرامون خود تغییر دهید
اگر سعی کنید فقط محیط را تغییر دهید، موقعیت هایتان را از دست خواهید داد. به جای آن، سعی کنید خودتان را مطابق با محیط اطراف خود تغییر دهید. به محض انجام این کار، حتی محیط پیرامون تان که با شما سر جنگ داشت، به طور اسرارآمیزی، تغییر می کند و با شما همسو و هماهنگ می شود.

10. به اندازه توان خود مسئولیت به عهده بگیرید
لازم است این پند، همیشه در خاطرتان بماند. ما اغلب تمایل داریم بیشتر از توان مان مسئولیت برعهده بگیریم؛ انگار این امر، ذهن و منیت ما را راضی می سازد، اما شما که حدود خود را به خوبی می شناسید، چرا کار بیشتری را تحمل می کنید که نگرانی بیشتری را برای شما در بر خواهد داشت؟ شما نمی توانید با فعالیت های بیشتر، ذهن خود را به سمت آرامش سوق دهید؛ بنابراین درگیری های اضافی را کاهش دهید و اوقات خود را صرف دعا، درون نگری آرامش وسکوت نمایید.

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱۱/۱٤

قسمت جالبی از متن کتاب تسخیر شدگان داستایوفسکی؛؛؛؛؛

هر"پرهیزکاری"گذشته ای دارد!!!!!.....
وهر"گناه کاری"آینده ای!!!!!.....
پس قضاوت نکن.........!!!
میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم... 
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد. تا به من ثابت کند... 
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم...
"پناه "؛
میبرم به "خدا "،
از عیبی که؛
"امروز "درخود میبینم 
و؛
"دیروز "
"دیگران را "به خاطر، 
"همان عیب"ملامت کرده ام... 
محتاط باشیم، در "سرزنش "
و"قضاوت کردن "دیگران 
وقتی ؛
نه از" دیروزاو"خبر داریم، 
نه از"فردای خودمان

علی اکبر احمدلو ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٢٦

نا امید نشوید

 

با این کارها هیچ وقت در زندگی ناامید نشوید

زندگی همیشه بالا و پایین دارد. وقتی یک نفر با قلب شکسته به رختخواب می رود فرد دیگری تازه عشق واقعی خود را یافته است. هیچ گاه این چرخه امید و ناامیدی پایان نمی پذیرد. گاهی بودن در شرایطی که هیچ کنترلی روی آن ندارید و باید تصمیمی ناعادلانه اتخاذ کنید، واقعا دشوار است. صرف نظر از مشکلاتی که با آنها روبه رو هستید، این حرکت به جلو و تحمل است که هنگام مقابله با سختی ها بسیار اهمیت پیدا می کند.  در این مطلب 5 موردی را یادآوری کرده ایم که به شما کمک می کند تا در سخت ترین شرایط زندگی نیز امید داشته باشید و بتوانید آن را پشت سر بگذارید.

 5 راه برای مقابله با درد و ناراحتی در زندگی

 1.   فکر کردن به زمان های بد زندگی خود

شاید به هیچ عنوان ایده خوبی به نظر نرسد اما این کار هدفی در خود دارد: شاید با فکر کردن به گذشته های ناراحت کننده غمگین شوید اما منظور از فکر کردن به آنها، ناراحتی و افسردگی شما نیست. به این منظور است که به شما یادآوری کند شما آنها را با موفقیت پشت سر گذاشته اید. گاهی در هراس این هستیم که شاید مشکلات زندگی ما را از پای در آورد اما با فکر کردن به سختی هایی که در گذشته پشت سر گذاشته ایم، متوجه می شویم بسیار قوی تر از این حرف ها هستیم و با انرژی بیشتری به مقابله با آن سختی ها خواهیم رفت. اجازه دهید موفقیت های گذشته مجالی باشند برای موقعیت های آینده خود را ببینید.

 2.   در مورد احساسات خود حرف بزنید یا آنها را یادداشت کنید

نگه داشتن احساسات خود در دل باعث می شود تا از دیگران فاصله بگیریم. بهتر است فرد مورد اعتماد و دلسوزی را پیدا و در مورد احساسات و افکار خود با او صحبت کنیم. این کار کمک می کند تا با فکر بازتر با مشکلات روبه رو شویم. نه تنها صحبت کردن با فرد مطمئن بلکه نوشتن احساسات نیز می تواند کمک کننده باشد. شاید به نظرتان دیوانگی باشد که آدم مشکلات خود را در وبلاگ شخصی بنویسد و غریبه ها آن را بخوانند، اما این کار بسیار هم مفید است.

 در واقع، این روشی است که مشاوره ها نیز آن را توصیه می کنند. بی طرف بودن و نداشتن ارتباط نزدیک با کسی کمک می کند تا آنها راحت تر به شما کمک کنند. مهم نیست به چه روشی می خواهید دردها و مشکلات خود را بیان کنید، فقط آنها را در سینه خود نگه ندارید و بار این مسایل را از دوش خود سبک کنید.

 3.   دور شدن از شرایط دشوار

وقتی در میان یک بحث نفرت انگیز یا سیاست های غلط اداری قرار دارید، نمی توانید به آسانی تصمیمات درست و منطقی اتخاذ کنید. همیشه گفته شده است فرار کردن از مشکلات به حل آنها کمک نمی کند و این تا حدی درست است، اما به این معنی هم نیست که به قدری در این شرایط و مشکلات غرق شوید که هیچ هوایی برای تنفس نداشته باشید و نتوانید مزایا و معایب تصمیمات خود را بسنجید.  این اتفاق شاید به وفور در زندگی رخ دهد، به همین دلیل بهتر است تا حد امکان خود را از شرایط سخت دور نگه دارید تا بتوانید به درستی فکر و تصمیم گیری کنید. این مساله کمک می کند تا فاصله ای برای بهتر فکر کردن پیدا کنید.

 4.   به خود یادآوری کنید که تنها نیستید

غرق شدن در مشکلات و تصور اینکه در دنیا یکه و تنها هستید بسیار ساده و در این شرایط به یاد آوردن اینکه کسی هست که ما را دوست دارد و نگران ماست، بسیار دشوار است. یکی از بهترین راه های مقابله با سختی ها در زندگی این است که همیشه به یاد داشته باشید در زندگی تنها نیستید.

 شما افرادی در زندگی خود دارید که همیشه نگران شما هستند و ناراحتی های شما برایشان مهم است. حتی اگر فقط یک نفر را در زندگی دارید باز هم کافیست تا یادآوری کند که تنها نیستید. حتی در دنیای مجازی هم می توان دوستان غریبه ای داشت که احساسات مشابه شما دارند و می توانند به شما کمک کنند. به این ترتیب، به یاد داشته باشید تقریبا هیچ کس در زندگی تنها نیست.

 5.   نتیجه را قبول و با قوای بیشتر آن را حمایت کنید

در آخر، زمان آن رسیده تا با مشکلات رو در رو شوید. صرف نظر از اینکه مشکل شما چیست و آیا انتخاب شما سازنده هست یا خیر، زمان آن است که آنها را قبول و از آنها حمایت کنید. وقتی یکبار با مشکلی روبه رو می شوید در واقع آن را تجربه می کنید و همین تجربه به شما کمک می کند تا دفعه بعد که دوباره در شرایط مشابه قرار گرفتید، به آسانی زیر بار مشکلات کمر خم نکنید.

 زندگی همیشه جریان دارد و زمان از حرکت نمی ایستد و این شما هستید که باید تصمیمات درست اتخاذ و همیشه رو به جلو حرکت کنید. هرگز در زندگی روی «چه می شد اگر» یا «ایکاش» دوئل نکنید. این مشکلات شاید زخمی روی دل شما بگذارند اما می توانید به واسطه آن تجربه و شخصیتی جدید کسب کنید. 

 منبع:  برترین ها  

http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/things2-disappointed-life.html اینترنتی :

 

علی اکبر احمدلو ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/۱٢

مرد زندگی خود بشناسیم

فقط دخترها بخوانند؛ مردانی که مرد زندگی هستند


ما نه کف دستتان را می‌خوانیم و نه فالتان را می‌گیریم؛ برای اینکه بگوییم کدام مرد، مرد زندگی شماست، نه می‌توانیم جادو کنیم و نه چیزی را پیشگویی کنیم. تنها می‌توانیم با دیدن و یادآوری برخی نشانه‌ها، امکان شناسایی مرد رویاییتان را برای شما فراهم کنیم. فهمیدن اینکه آیا یکی از همین مرد‌های اطرافتان، مرد زندگی شماست یا نه، کمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یک مرد رویایی آشنا شوید و ببینید که چه کسی در اطرافتان این نشانه‌ها را در رفتار‌هایش بروز می‌دهد. 

 نشانه اول؛ احترام
وقتی می‌خواهیم ببینیم که آیا یک مرد، مرد واقعی زندگی شماست، به اولین نکته‌ای که باید توجه کنیم، وجود احترام است. احترام موضوعی است که در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یک جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یک موضوع ۲جانبه است؛ موضوعی که هم شما باید برای رعایت‌کردنش تلاش کنید و هم همسرتان باید در رفتار‌هایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزدتان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر کمک بگیرید: 

اهل سازش است و به خاطر منافع مشترکتان کوتاه می‌آید. او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای کم کردن فشار روی شما و ارتباطتان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد. 

- به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌کند و بدون نصیحت کردن یا رنجیدن، برای درک کردنشان تلاش می‌کند. 

می‌داند که یک آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌کند. 

- برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای، نظر شما را می‌پرسد و با تک‌روی سعی نمی‌کند حرف خودش را به کرسی بنشاند. 

وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برایتان خوشحال می‌شود و سعی می‌کند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم کند. 

احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید که نامزدتان نشانه‌های بالا را در رفتار‌هایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آن‌ها را در رفتارهای خودتان بررسی کنید. 

 نشانه دوم : اولویت‌های مشترک 
همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهنمان داریم که از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهنمان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری‌ای مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. مسلما هیچ دختری دوست ندارد همسر آینده‌اش بی‌پول یا بدخلق باشد اما اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یکسان نیست. یکی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یکی به خلق‌وخو؛ یکی خانواده برایش مهم است و یکی هم پول. اما برای شما کدام مهم‌تر است؟ 

برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نکنید و سعی کنید که این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی کنید. 

مهم نیست که از نظر بقیه فردی که انتخاب کرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است که این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیک باشد و البته اینکه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌هایتان هم عبور نکند. 

- اگر به یک مورد خاص فکر می‌کنید و برای ازدواج فردی را بررسی می‌کنید، اول ۱۰ ویژگی مهمی که برایتان در اولویت قرار دارند را روی کاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ۷ ویژگی از این ۱۰ تا را داشته باشد، می‌تواند یک همسر مناسب برای شما باشد. 

تا اینجای کار ۵۰ درصد مشکل حل شده. حالا وقت آن است که از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی کاغذ بنویسد و ببیندکه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌آلی برایش باشید یا نه! 

 نشانه سوم : از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد
در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست که شکسته شدنشان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم که پای زندگی مشترک به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبور‌تر می‌شوند و به همین دلیل یکی از اصلیترین نشانه‌هایی که به شما می‌گوید یک مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست. 

- بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترک شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برایتان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آن‌ها احترام بگذارد. 

یک همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی که خودش درست می‌داند عبور کند بلکه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی که می‌بیند انجام یک کار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد. 

- شما هم در این مورد یک وظیفه دارید. درست است که بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو کلیشه‌هایی هستند که همه مرد‌ها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهنتان وجود دارد، انتظار نداشته باشید که مردتان آن را حدس بزند بلکه با توضیح آن موضوع و بیان دلایلتان، اهمیت این خط قرمز را بازگو کنید و از او بخواهید که به این محدودیت احترام بگذارد. 

 نشانه چهارم : اجازه می‌دهد خودتان
همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی که هستیم و حتی بهتر از چیزی که در توانمان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم که دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شکست‌هایمان را در مقابلش پنهان کنیم. دوست داریم او فکر کند، قوی‌ترین و ایده‌آل‌ترین دخترجهان هستیم و هیچ جای دنیا، فردی به مهربانی، صبوری و دانایی ما پیدا نمی‌شود ولی مدتی که بگذرد، ‌این تلاش برای بیش از حد خوب بودن و در واقع یکی دیگر بودن، برایمان خسته‌کننده می‌شود و میل ماندن در آن رابطه را از وجودمان دور می‌کند. 

باید بدانید در یک رابطه ایده‌آل و در مقابل مردی که مرد زندگیتان است، شما هیچ نیازی به پنهان کردن خود واقعیتان نخواهید داشت. 

- می‌دانید او شما را همان‌طور که هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و دانا‌تر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌کند. 

- این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد که با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترکتان را خراب کنید. 

 نشانه پنجم : از شما دفاع می‌کند
گرچه بهترین حالت ممکن این است که ازدواج شما همه را خوشحال کند و کوچک‌ترین سردی و مشکلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش کنید که این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظار‌ها و سبک زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترکتان کند. انتقادهایی که گاهی از طرف خانواده و اطرافیان شما بیان شده و گاهی هم به نامزدتان گفته می‌شوند و گوش او را پر می‌کنند. 

اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه کنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی کردن دیگران، به فکر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد. 

شاید شما ۲ نفر با گرفتن یک تصمیم مشترک بتوانید راه را برای این ازدواج هموار‌تر کنید اما یک مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادنتان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد. 

 نشانه ششم : حستان به شما چه می‌گوید ؟
حتی اگر او تمام نشانه‌هایی که یک همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست که او مردی است که برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فکر کنید که چه حسی درباره این مرد دارید. 

آیا هر زمان که او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغتان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دلتان می‌خواهد که زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در کنار او باشید؟ 

- اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌کنید، می‌بینید که او ایرادی ندارد که بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر کنید، ‌دست نگه‌دارید! 

- حسی که شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، حرف اول و آخر را می‌زند؛ حسی که اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یک زندگی دلگرم کند.

 

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٩

عادت

 

یک روز را ۳۶۵ بار تکرار نکنیم!

 

آیا تا به حال به اجبار به دستشویی یا حمام عمومی رفته اید که بوی بد بدهد بطوری که حالت خفه شدن به شما دست بدهد؟

دقت کرده اید که بعد از ۵ دقیقه، دیگر به آن شدت بوی بد را احساس نمی کنید ؟! و اگر تصادفا یک ساعت آنجا گیر بیفتید ممکن است بگویید: انگار اصلا بوی بدی نمی آید .
قانونی در این جا داریم که صادق است: ما به محیطمان عادت می کنیم.اگر با آدم های بدبخت نشست و برخواست کنید، کم کم به بدبختی عادت می کنید و فکر می کنید که این طبیعی است!اگر با آدم های غرغرو همنشین باشید عیب جو و غرغرو می شوید و آن را طبیعی می دانید.اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت می شوید ولی در نهایت شما هم عادت می کنید به دیگران دروغ بگویید. و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت.اگر با آدم های خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه می شوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است.تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین می کشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمی شوید.

” اندرو متیوس از کتاب یکروز را ۳۶۵ بار تکرار نکنیم”

علی اکبر احمدلو ; ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٧

کارها و واکنش های ممنوعه بعد از دعوای همسران

دعوا کردن با همسرتان کاملاً طبیعی و سالم است. شما دو آدم کاملاً جدا از هم هستید و گاهی اوقات ممکن است نظرات متفاوتی داشته باشید. اما چیزی که شاید متوجه آن نشوید این است که چیزهایی که بعد از دعوا به زبان می‌آورید،اهمیت دارند. اینجا ۱۰ واکنشی را عنوان می‌کنیم که بعد از دعوا به هیچ عنوان نباید از شما سر بزند، چه مشکلتان را حل کرده باشید و چه در حین و بین بخشش و گذشت باشید.

1. سرد برخورد نکنید. اگر بعد از دعوا به کمی زمان و فضا نیاز دارید، هیچ اشکالی ندارد؛ فقط باید به او بگویید. یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افراد بعد از دعوا مرتکب می‌شوند این است که زبانشان را می‌دوزند. اگر بعد از دعوا او را نادیده بگیرید، ممکن است تصور کند که می‌خواهید مجازاتش کنید و این باعث می‌شود دفعه بعد او هم احساسش را با شما در میان نگذارد. درعوض بگویید، "عصبانیت من به اندازه تو زود از بین نمی‌رود، ۲۴ ساعت به من زمان بده، مطمئن باش خوب می‌شوم. اگر بهتر نشدم آنوقت در موردش حرف می‌زنیم."

2. حرف‌هایش را در مغزتان نگه ندارید. همه حرف‌هایی که همسرتان در طول دعوا می‌زند باید همانجا بماند. اگر در طول دعوا چیزی می‌گوید که اذیتتان می‌کند، به او بگویید که حرف‌هایش ناراحتتان می‌کند. اگر روز بعد هم حرف‌هایش هنوز اذیتتان می‌کرد، به خودتان کمی فضا بدهید و خیلی زود به او نزدیک نشوید. 

3. اگر هنوز ناراحت است، به یک "متاسفم" بسنده نکنید. یک "معذرت می‌خواهم" یا "متاسفم" خشک و خالی وقتی هنوز از دستتان ناراحت است، برای او کافی نیست. باید توضیح دهید که چرا عذر می‌خواهید. پس بهتر است بگویید، "متاسفم که…" یا "معذرت می‌خواهم که …" و در ادامه آن هم باید بگویید، "در آینده سعی می‌کنم …" و در جای خالی توضیح دهید که چطور آن اشتباه را دوباره مرتکب نخواهید شد.

4. برای دعوا کردنتان بهانه نیاورید. دعوا کردنتان را می‌توانید گردن میلیون‌ها چیز بینذازید: اینکه روز کاری بدی داشته‌اید، سردرد داشته‌اید، شب خوب نخوابیده‌اید و … در واقع، زوج‌هایی که خواب خوب و کافی ندارند، بیشتر با هم دعوا می‌کنند. باوجود این‌ها، انداختن تقصیر به گردن چیزهای دیگر، در حق خودتان و همسرتان عادلانه نیست. دلیل دعوا اطلاعات است. اگر عصبانی یا ناراحت هستید، اینها اطلاعاتی است که همسرتان باید بداند. دفعه بعدی که روز بدی سر کار داشتید، قبل از اینکه به خانه برسید، به همسرتان اطلاع دهید. با این روش او می‌فهمد که احتمالاً آسیب‌پذیرتر از روزهای عادی خواهید بود.

5. اگر دوباره موضوع دعوا را به میان کشید، بی‌تفاوت نباشید. اگر فقط چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید بعد از اینکه فکرهایش را کرد، هر سوال یا حرفی دارد می‌شنوید. اگر بعد از چند روز خواست دوباره موضوع دعوا را به میان بیاورد، پشتتان را به او نکنید. ارتباط غیرکلامی خیلی وقت ها بدتر از فریاد کشیدن است. اگر متوجه شده‌اید که به او بی‌محلی کرده و نادیده‌اش گرفته‌اید، برگردید، از او عذرخواهی کرده و به حرف‌هایش گوش دهید. 

6. به نیش زدن ادامه ندهید. اگر هنوز از او ناراحتید، به شما این اجازه را نمی‌دهد که حرف‌های نیش‌دار بزنید. هیچوقت به او توهین نکنید. فراموش کردن توهین‌ها کار خیلی سختی است. درعوض وقتی آرام بودید، از او بخواهید به حرف‌هایتان گوش کند و برایش توضیح دهید که چرا هنوز ناراحتید. 

7. روی اینکه چه چیز باعث آن دعوا شده است متمرکز نشوید. بهتر است انرژی‌تان را روی راهکارهایی برای آن مشکل متمرکز کنید. به جای اینکه علت دعوا را در ذهنتان مدام مرور کنید، سعی کنید شب خوبی را بگذرانید. فرق بین یک دعوای خوب و یک دعوای بد در این است که به راه‌حل رسیده باشید یا نه. 

8. نگویید، "منظوری نداشتم". گفتن این مثل این است که بخواهید نوشته‌ یک خودکار را با پاک‌کن پاک کنید. فقط اوضاع را بدتر می‌کند و همسرتان هم در پاسخ خواهد گفت، "چرا منظور داشتی". اینکه مدام چیزهایی که گفتید یا نگفتید را مرور کنید، ببینید منظوری داشته‌اید یا نداشته‌اید، باعث می‌شود همه تمرکزتان روی گذشته باشد تااینکه بخواهید راه‌حلی برای آن وضعیت پیدا کنید. اگر او به شما گفت که منظوری نداشته است، شما در پاسخ بگویید، "شاید منظوری نداشته‌ای اما من اینطور حس کردم. پس لطفاً در آینده این کار را تکرار نکن."

9. بخاطر اینکه دعوا کرده‌اید خودخوری نکنیددعوا کردن نشانه این است که هر دو شما هنوز روی رابطه‌تان کار می‌کنید و رابطه‌تان برایتان مهم است و این خیلی مثبت است. ممکن است خیلی زوج‌ها را ببینید که می‌گویند قبلاً خیلی دعوا می‌کردند اما الان آسان‌گیرتر شده‌اند. این اصلاً نشانه خوبی نیست! معنی آن این است که می‌خواهند آن رابطه، هرطور که هست، پیش رود، و این دقیقاً چیزی است که قبل از جدایی یا خیانت اتفاق می‌افتد. پس از اینکه با هم دعوایتان می‌شود و هنوز خیلی چیزها در رابطه برایتان اهمیت دارد، خوشحال باشید، نه ناراحت!

 

 

علی اکبر احمدلو ; ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۱٠/٦
← صفحه بعد